با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

۱۰ مطلب با موضوع «تعلیم و تربیت» ثبت شده است

سلام و عرض تبریک به مناسبت روز دانشجو و گرامیداشت یاد دانشجویانی که با ذره ذره وجودشان هر یک به نحوی، به مقام "دانشجو" ارزش و تقدس بخشیدند و ضمن آرزوی اینکه همگیمان بتوانیم به معنای واقعی کلمه دانشجو شویم؛ به همین مناسبت، مصاحبه ای را با عالم بزرگوار، شهید ثانی ترتیب داده ایم که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم:

سلام خدمت شما استاد گرامی و عالم بزرگوار. از این که وقتتان را به همصحبتی با ما اختصاص دادید، سپاسگزاریم. به عنوان سؤال اول: 1-گاهی حس رقابت و هوای نفس مانع بزرگی روح و داشتن هدف خدایی در امر دانشجویی میشود. توصیه شما برای رفع این زنگارها چیست؟

۱ نظر ۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۹:۰۰

در محضر خورشید عاشورا....


عبیدالله بن عتبه:

«نزد حسین بن علی(ع)بودم که علی بن حسین(ع)وارد شد. حسین(ع)، او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!»

(بجارالانوار)


 امام سجاد(ع):

من به بیماری شدیدی مبتلا شدم. پدرم بربالینم آمد و فرمود: چه خواسته ای داری؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانی باشم که درباره آنچه خداوند برایم تدبیر کرده، نپرسم؟ پدرم در مقابل این جمله به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیلی; به هنگام گرفتاری جبرئیل نزدش آمد و پرسید: از ما کمک می خواهی؟ اودر جواب فرمود:(درباره آنچه پیش آمده)از خداوند سؤال نمی کنم. خداوند مرا کافی است و او بهترین وکیل است.

(بحار الانوار، ج 46، ص 67، ح 34.)


شخصی به نام عبدالرحمان در مدینه معلم کودکان بود و یکی از فرزندان امام حسین(ع)به نام «جعفر» نزدش آموزش می دید. معلم جمله «الحمدلله رب العالمین » را به جعفر تعلیم داد. هنگامی که جعفر این جمله را برای پدر قرائت کرد، حضرت معلم فرزندش را فراخواند و هزار دینار و هزار حله... به اوهدیه داد. وقتی حضرت به خاطر پاداش زیاد مورد پرسش قرار گرفت، در جواب فرمود: هدیه من برابر با تعلیم «الحمدلله رب العالمین » است. 

(حلیة الابرار، سید هاشم بحرانی، ج 1، ص 582.)

۱ نظر ۰۲ آبان ۹۴ ، ۰۷:۳۸

منیره عابدی

چگونه فرزندانی مستقل داشته باشیم؟


در بحث تربیتی قبل، در مورد ضرورت پرهیز از ایجاد وابستگی در کودکان سخن گفتیم. امروز نیز به ارائه توصیه های عملی برای مستقل بار آوردن کودکان می پردازیم:

1. ویژگی های رشدی و شخصیتی کودک خود را بشناسید تا بدانید در هر برهه زمانی، می توانید انتظار انجام چه کارهایی را از او داشته باشید و چه کارهایی را نباید انتظار داشته باشید. اگر پیش از زمان مناسب، از کودکتان توقع انجام کاری را داشته باشید که تواناییش را ندارد به اعتماد به نفس او لطمه می زنید و حتی ممکن است باعث شوید او هرگز از عهده آن کار برنیاید. از سوی دیگر یادگیری برخی از مهارتها مربوط به زمان خاصی است و اگر در آن زمان به کودک آموزش لازم را ندهید و از او نخواهید برخی از تکالیف را بر عهده بگیرد، در واقع زمان را از دست می دهید.

۰ نظر ۱۱ مهر ۹۴ ، ۰۸:۱۴

زهرا عسگری

«وابستگی» مانع «بالندگی در تربیت» است!

« پدر و مادر در اثر محبت خود نمی گذارند که کودک به خودش واگذاشته شود. او در خانواده، خودش نیست؛ نمی گذارند که خودش باشد. کودک، هرگاه از اعمال پدر و مادر بر حسب تقلید و اقتباس همسویی می کند، او را تشویق می کنند و هر چه قدر در اعمال و رفتار خود همانند سازی مکانیکی از والدین را به نمایش بگذارد، وی را تقویت می نمایند.»

گاهی اوقات والدین به جای فرزند خود، می بینند، می شنوند، می فهمند، لذت می برند، انتخاب می کنند و حتی درس می خوانند تا آن جا که اگر فرزند آن ها درس می خواند، دیگر برای خود نمی خواند بلکه برای ارضای آرزوها و خواسته های والدین و فرار  از فشار و تنبیه آن ها می خواند.مدرسه نیز غالبا به یک محیط سلطه پذیر و رام کننده تبدیل شده است. متولیان جامعه نیز به دنبال آن هستند که افراد را همرنگ و هم نوا با خود پرورش دهند.

آزاد سازی فرد از وابستگی و برون رفت او از چارچوب ها به معنای بی بند و باری، لا ابالی گری، عصیان گری، قانون گریزی نیست، بلکه سازگاری فعال و پویا در یک چرخه چالش انگیز با این واقعیت هاست.

رهایی از وابستگی ها جدایی از دیگران و طرد قوانین و مقررات اجتماعی نیست، بلکه جلوگیری از وابسته شدن و بسته شدن در قالب های انتخاب شده است.


منبع: اثرات پنهان تربیت آسیب زا، دکتر عبدالعظیم کریمی



۰ نظر ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۵۹
              

تکنیک های پذیرش احساسات                                                                                                                                                   
منیره عابدی
دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت

۱. به جای انکار احساسات، آنها را در قالب کلمات به کارببرید. مثلا وقتی کودک موقع مطالعه می گوید: «از این داستان بیزارم.» به جای این که بگویید: «اشتباه می کنی؛ وقتی کمی بیشتر بخوانی عاشقش می شوی.» جواب دهید: «این داستان مطالبی دارد که تو از آنها خوشت نمی آید.»

۲.به جای انتقاد و اندرز احساسات را با اصوات و کلماتی مثل «اوه، هوم، متوجهم و...» تصدیق کنید. مثلا وقتی کودک می گوید: «یک عالمه مشق دارم.» به جای این که بگویید: «پس بهتر است امروز کمتر تلویزیون ببینی تا به کارهایت برسی.» بگویند: «آهان.»

۳. به جای دلیل آوردن و توضیح دادن، آنچه را در واقعیت نمی توانید ارایه دهید، در خیال بگنجانید. مثلا وقتی کودک می گوید: «دلم درد می کند، نمی توانم به مدرسه بروم.» به جای این که بگویید: «اگر در خانه بمانی، مدام به آن فکر میکنی و بدتر می شوی.» جواب دهید: «حتما دلت می خواست الان ظهر بود و تو از مدرسه به خانه برگشته بودی! عالی بود؛ مگر نه؟»

۴. به جای نادیده گرفتن احساسات آنها را طوری بپذیرید که گویا از رفتار ناپسند جلوگیری کرده اید. مثلا وقتی کودک مدام روی مبل بالا و پایین می پرد به جای این که بگویید: «بس است دیگر! بهتر است بنشینی سر جایت» به او بگویید: «می دانم دوست داری بالا و پایین بپری؛ ولی قانون این است:بالا و پایین رسیدن روی مبلها ممنوع.»

منبع:به بچه ها گفتن از بچه ها شنیدن'ترجمه نفیسه معتکف
۴ نظر ۲۱ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۴

احساساتت را تجربه کن!

منیره عابدی

دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت

- «تو دختر بزرگی هستی. نباید از آمپول بترسی.»

- «پسرها که گریه نمی کند.»

- «دلیلی ندارد از معلمت ناراحت شوی. او خوبی تو را می خواهد.»

- «وقتی کارت را شروع کنی می بینی که خیلی هم دوستش داری.»

- «بیخود شلوغش نکن. فقط یک زخم کوچک است. الان خوب می شود.»


این جمله ها را در زمان کودکی تان چند بار از پدر و مادر و بزرگترها شنیده اید؟ شنیدن آن ها چه احساسی به شما می داد؟ آیا همین که بزرگتری به شما خبر می داد که دختر بزرگی هستید ترستان از آمپول تمام می شد یا همین که به خاطر پسر بودنتان گریه تان را فرو می خوردید غصه هایتان به پایان می رسید؟ مسلما نه!

حالا فکر کنید خودتان به عنوان یک پدر، یک مادر، یک معلم و یک بزرگتر چند بار از این جملات و جمله های شبیه به آن برای بچه ها استفاده کرده اید؟ اگر با خودمان صادق باشید، حتما مواردی از این دست را به خاطر می آوریم. پیغامی که این جملات برای کودکان دارد در واقع این است که:

« توحق نداری این طور احساس کنی.»

با این حال واقعیت این است که:

در مورد تجربه ی احساسات چیزی به عنوان «باید و نباید» وجود ندارد. احساسات فقط هستند. همین!

۲ نظر ۱۴ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۱۶

معرفی از: زهرا عسگری
یکی از مهمترین مسائلی که از دیرباز در زمینه علم و تعلیم و تربیت مورد توجه بوده، مقوله آموزش علوم است. اینکه آموزش علوم در حالت کلی و برای هر علم در حالت اخنصاصی خودش باید به چه صورت انجام گیرد تا متعلم به خوبی با آن علم ،ماهیت و محتوایش آشنا شود.در این راستا پژوهشگران در پی آن بوده اند راهی پیدا کنند که به جای انتقال اطلاعات علمی، روحیه علمی را در فراگیران پرورش دهد.

آموزش علوم با دیدگاههای گوناگونی در قلمرو فلسفه و فلسفه علم پیوند و بستگی دارد و این دیدگاههای فلسفی الزامهای معینی درباره درس و شیوه تدریس به همراه دارند.مثلا جان استوارت میل، ریاضی را پدید آمده از تجربه های حسی و دارای زمینه های روانشناسی میدانست؛ در صورتی که فرگه گزاره های ریاضی را از نوع گزاره های تجربی ترکیبی ندانسته و بلکه آنها را از گونه گزاره های تحلیلی و مانند فکر و منطق میداند.

۵ نظر ۱۳ مرداد ۹۴ ، ۰۸:۰۰

                                                                                                 

علوم شناختی که به طور ساده به صورت «پژوهش علمی درباره ذهن و مغز» تعریف می‌شود، شاخه‌ای میان‌رشته‌ای است که از رشته‌های مختلفی مانند روان‌شناسی، فلسفه ذهن، عصب‌شناسی، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم رایانه و هوش مصنوعی تشکیل شده است و کاربرد وسیعی در رشته های فرعی مانند پزشکی، آموزش و پرورش، جامعه شناسی، سیاست، علوم اطلاعات، ارتباطات و رسانه های گروهی و حتی علوم دفاعی و جنگ پیدا کرده است.

 مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاههای بسیاری به تحقیق در زمینه علوم شناختی اشتغال دارند و در تلاشند تا راز بزرگترین سرمایه آدمی یعنی «مغز» و «ذهن» را کشف کنند و کارکردهای آنرا به عنوان عالی ترین و پیچیدهترین ودیعه الهی بشناسند. سرمایه گذاری کشورهای پیشرفته در زمینه این دانش نو بسیارچشمگیر است و رقابت شدیدی در دست یابی به اسرار مغز و استفاده کاربردی از آن در میان کشورها وجود دارد.

و برای درک بیشتری از این موضوع و مسائل مرتبط با آن، به مقالات زیر که توسط استاد معرفی شده است، رجوع نمایید.

پیوندگرایی

روایت افراطی از هوش مصنوعی و وضوح ناپذیری ذهن

رهیافت های بنیادین فلسفی در هوش مصنوعی

دین و هوش مصنوعی         
پوپر و آگاهی

موضع ویتکنشتاین در باب علوم معرفتی

برنتانو و نظریه التفاتی بودن آگاهی

حیث التفاتی ادراک در نظر ارسطو و نتایج عملی آن

هوسرل و مسئله شناسایی

فلسفه نفس

رابطه نفس و بدن و رهیافت های موفق و ناموفق آن

۰ نظر ۲۸ تیر ۹۴ ، ۰۵:۴۰

                                              

                      تربیت شدن یا تربیت کردن؟


نویسنده: زهرا عسگری


از ابتدای انسانیت تاکنون، حقیقت ، دانایی و دستیابی به آن را میتوان مهم ترین دغدغه آدمی دانست. یکی از راههایی که از آن برای رسیدن به حقیقت می توان بهره گرفت؛ «گفت و گو» است. در یونان باستان علاوه بر استفاده از کتاب و محتوای مکتوب، به این روش توجه خاصی می شده است.افزون بر عامه مردم یونان، فرهیختگان به این روش اهتمام خاصی داشتند. آنها نه تنها اوقات فراغت خود را با گفت و گو درباره معارف عمیق انسانی می گذراندند؛ بلکه گفت و گو را راهی به سوی علم و دانایی می دانستند.

در مجامع علمی و فرهنگی رسمی و غیر رسمی امروز ایران، کمتر به گفت و گو به عنوان ابزاری برای نیل به حقیقت توجه میشود.در صورتی که در تاریخ تعلیم و تربیت، گفت و گو در مسیر دانایی ، اهمیت خاصی داشته است که آثاری از آن را در شیوه علم آموزی نظام حوزوی میتوان مشاهده کرد.در حوزه های علمیه، برای دستیابی به حقیقت، علاوه بر محتوای مکتوب، به اشخاص نیز عنایت ویژه ای دارند و سعی میشود در قالب گفت و گو بین استاد و شاگرد و یا بین شاگردان، حقیقت را از دریچه نگاه مستقیم و زنده آدمی کشف کنند.

در مسیر گفت و گو برای حقیقت، روش سقراطی ویژگی خاصی دارد.سقراط اینچنین گفت و گویی را به دانشمندان و اصحاب علم محدود نمی کرده است؛ بلکه معتقد بوده با گپ و گفتی - به روش دیالکتیک - با عامه مردم هم میتوان به حقیقت رسید.

با توجه به این مقدمه و به پیشنهاد دکتر نوروزی، اعضای گروه در پی آنند هر جلسه زمانی را به گفت و گوی سقراطی اختصاص دهند و در باره مسائل عمیق تعلیم و تربیت به گفت و گو بپردازند.از دوستان عزیز انتظار میرود علاوه بر مطالعه درباره موضوع انتخاب شده ، درباره آن تفکر هم داشته باشند تا بتوانیم با هم افزایی افکار، قدمی به دانایی و حقیقت نزدیکتر شویم.

درباره سیر موضوعی این جلسات پیشنهاد میشود ابتدا از موضوعات کلی و اساسی تعلیم و تربیت شروع کرده و در مسیر کار به مسائل و مشکلات تربیتی روز جامعه و کاربردی بپردازیم.از این رو در این جلسه گروه،  موضوع «تربیت کردن یا تربیت شدن» را به بحث خواهیم گذاشت و درباره وجوه مختلف این مسئله از منظر متربی، مربی و والدین و بررسی چگونگی این امر در انسانهای وارسته تاریخ گفت و گو می کنیم.

۹ نظر ۰۶ تیر ۹۴ ، ۰۱:۰۰

افضل الاعمال انتظار الفرج...
وقتی در آموزه های دینی انتظار به عنوان «عمل» مطرح می شود، یعنی فراتر از بینش صرف می باشد و باید باعث حرکت انسان شود. حرکتی در راستای خودسازی، دگر سازی و زمینه سازی... این حرکت و عمل همان تربیت شدن آدمی ذیل مقوله انتظار است.
اما در جریان تربیت مهدوی، ممکن است سوء برداشت و سوء عملکردها باعث منحرف شدن این مسیر از هدف اصلی خود شود. دکتر خسرو باقری در دو مقاله به آسیب شناسی تربیتی مهدویت پرداخته اند و این مساله را ذیل موضوع کلی تر آسیب شناسی تربیت دینی و اسلامی بررسی کرده اند. ایشان با ذکر هفت مورد از آسیب شناسی دین با عناوین: حصاربندی و حصار شکنی، کمال گرایی و سهل انگاری، گسست و دنباله روی، قشری گری و عقل گرایی، خرافه پردازی و رازدایی، انحصارگرایی و کثرت گرایی به توضیح افراط و تفریط های مطرح در موضوع مهدویت پرداخته اند  و حد اعتدال در هر مورد را بیان نموده اند.در ادامه اصل مقاله جهت مطالعه بیشتر می آید.

دریافت آسیب شناسی تربیتی مهدویت، ش1- خسرو باقری

دریافت آسیب شناسی تربیتی مهدویت ش2- خسرو باقری

همچنین جهت بررسی بیشتر این موضوع مقالات دیگری که توسط خانم داوری ارسال شده است، به پیوست می آید.

دریافت موانع و آفات انتظار- رضا علی نوروزی و همکاران

دریافت تربیت حماسی الگوی تربیت مهدوی- سید مهدی موسوی

دریافت  تربیت سیاسی در پرتو انتظار- سید مهدی موسوی

 دریافت سیمای مهدویت در برنامه آموزشی مدارس - رحمت الله مرزوقی


۴ نظر ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۱