با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

به مناسبت روز استاد

شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۰۰ ب.ظ

مصاحبه ای صمیمانه با آقای دکتر نوروزی

وقتی تصمیم گرفته شد، وبلاگی را به صورت گروهی، مرتبط با رشته فلسفه تعلیم و تربیت راه اندازی کنیم حدود پنجاه روز پیش بود. در همان ابتدای کار با توجه به تعطیلات عید، قصد شروع  کار را به صورت جدی نداشتیم. اما حضور جدی  آقای دکتر نوروزی در همان روزهای تعطیل و تلاش ایشان در ارسال مطالب گوناگون و راهنمایی در نحوه انجام کار، ما را هم جدی کرد و به تلاش بیشتر واداشت و در ما انگیزه مضاعفی ایجاد کرد. (با توجه به اینکه یکی از اهداف این وبلاگ فراهم کردن زمینه ای برای تعامل اساتید و دانشجویان بود، تا به اینجای کار از حضور   آقای دکتر بختیار شعبانی ورکی هم بهره مند شدیم و روز استاد را هم صمیمانه به ایشان تبریک می گوییم.)

یکی از ویژگیهای بارز  آقای دکتر نوروزی، وقت گذاری و همراهی ایشان با دانشجویان است. چه به صورت حضوری و چه غیر حضوری. جلسات هفتگی ما با استاد هم به مرز یکسالگی خود نزدیک می شود. آقای دکتر نوروزی در این مدت بدون توقع و انتظاری صادقانه در جلسات هفتگی حضور داشتند.

 روز استاد بهانه ای شد تا مصاحبه ای را  ترتیب دهیم  و بیشتر با ایشان آشنا شویم. مخاطبان محترم در صورتی که خاطره ای، سئوالی و یا صحبتی با آقای دکتر نوروزی داشتند میتوانند در قسمت نظرات مرقوم نمایند.

با سپاس از استاد بابت انجام این مصاحبه  و  پاسخگویی به همه سئوالات



از چه سالی تدریس در دانشگاه اصفهان را شروع کردید؟

از سال 1382

دوران تحصیلتون از چه اساتیدی استفاده کردید؟

در مقاطع مختلف از اساتید مختلف؛ دوره دکترا: زنده یاد دکتر کاردان، زنده یاد دکتر سلیمی­زاده، دکتر نقیب زاده، دکتر کیامنش، دکتر باقری، دکتر پرداختچی، دکتر مهرمحمدی، دکتر فردانش، دکتر سجادی، دکتر ایمانی و دوره ارشد، زنده یاد دکتر ربانی، دکتر بختیار نصرآبادی، دکتر میرشاه جعفری، دکتر لیاقتدار، دکتر نیلی، دکتر نجفی و آقای جمشیدیان

از کدوم استاد خاطره خوبی در ذهنتون مونده؟ و چرا؟

از همشون خاطره خوب مونده، البته ضمن احترام به تمامی اساتید، منش فلسفی دکتر نقیب زاده منش اخلاقی دکتر مهرمحمدی و نگاه علمی و فلسفی دکتر باقری و طنازی و خیرخواهی بی­مرز زنده یاد دکتر ربانی بیشتر بر ذهن من اثر گذاشته­اند.

منظور از منش فلسفی، همون روش فلسفیه؟

منظور من از منش فلسفی همون روش تفکر و تامل و مواجه با مسایل بود. نمیدونم چقدر روش فلسفی برای رسوندن این معنا کافی است. به نظر خودم منش بار معنایی بیشتر از روش فلسفی داره که کل زندگی را در بر می­گیرد.

به نظرتون یه استاد خوب، چه استادیه؟

من فکر می­کنم استاد خوب کسی  هست که ظرفیت­های معلمی داشته باشه. البته ممکنه نگاه ها متفاوت هم باشه، ولی به نظر من در هر حرفه ای اول باید بحث اخلاقی کار حل بشه و کسی که منش اخلاقی لازم را نداره وارد نشه بهتره. طبیعتا در کنار اون باید صلاحیت علمی برای تدریس دروس مرتبط در سطوح مختلف را داشته باشه و نهایتا صلاحیت حرفه ای یا منش ویژه شغل که با اخلاق و ظرفیت شخصی تا حدودی متفاوت و خاص کار معلمی را داشته باشه.

از شما شنیده ایم که وظیفه یه استاد شاگردپروریه، ملاک شما برای شاگردپروری چی هست؟

منظور من از شاگردپروری یعنی اینکه بتونیم دانشجویان را در ابعاد مختلف چند قدمی جلو ببریم. متاسفانه ملاک خاصی برای شاگردپروری نداریم نه هنگامی که با نظر سازمان سنجش دانشجوها میان دانشگاه و نه در فرایندی که ما استادا باید کمـک کنیم رشد کنند. البته طبیعتا هر کاری بلد باشیم و بتونیم انجام میدیم. من علاقه مندم دوستان جدیتر باشند از چیزی که امروز قابل مشاهده است. ممکنه ضعفهایی هم من داشته باشم، اما انتظاراتی هم هست که خیلی وقتها برآورده نمیشه.

تدریس کدوم درس را بیشتر دوست داشتید؟

برا من خیلی فرقی نمیکنه. شاید دانشجوها بهتر بتونند قضاوت کنند، چه دروس اسلامی چه مکاتب فلسفی، که معمولا واگذار میشه نهایت سعی میکنیم دانشجوها رشد کنند.

چرا فلسفه تعلیم و تربیت ؟

چرا فلسفه تعلیم و تربیت نه؟؟ از بد حادثه اینجا به پناه آمدیم. یه اتفاقات تو زندگی ممکنه مسیر زندگی ما را تغییر بده. ما هم تو کار معلمی اتفاقاتی داشتیم که علاقه مند این حوزه شدیم. البته شاید محرک اصلی بیرونی بود تا درونی. یعنی همراهی یه عامل بیرونی با انگیزه درونی باعث شد که از حوزه زبان به طرف فلسفه تعلیم و تربیت بیاییم. یه وقتایی یه اتفاقاتی میفته دیگه.

چرا هابرماس؟

چرا هـابرماس نه؟؟ اینا از اون سئوالاته! قبل از اتفاق یه قضاوت هست و بعد از اتفاق یه قضاوت. اگه این سئوال چندین سال پیش پرسیده میشد، صادقانه تر جواب داده میشد تا الان. جواب این سئوال را اینجـوری میشه پیچوند، بلاخره باید پایان نامه می نوشتیم. اندیشه هابرماس را بلند دیدم و ساحت تربیت اخلاقی برامون جذاب بود لذا از هابرماس سردرآوردیم.


تاثیرگذارترین فرد در زندگی شما؟

طبیعتا همسرم بیش از همه همراهی کرده و قطعا تاثیرگذارترین فرد زندگی ماست.

نقاط عطف در زندگیتون؟

با توجه به سئوال بالا میشه شوهر کردن ببخشید ازدواج کردن!

اوقات فراغت را چه می کنید؟

اوقات فراغت نیست گرفتاری اونقدر زیاده که خیلی وقتا وقت کم میاد لذا صادقانه وقتی به نام اوقات فراغت نیست.

در شبانه روز، چند ساعت می خوابید؟

فکر میکنم میانگین چهار پنج ساعت فکر نکنم پنج ساعت بیشتر بشه. شاید یه وقتایی بیشتر بشه اما خیلی وقت ها هم کمتر میشه دو الی سه ساعت.

در شبانه روز چند ساعت مطالعه می کنید؟

صرفا مطالعه میانگین دو ساعت اما اگه کارای علمی که انجام میشه را مطالعه حساب کنیم بیش از پنج ساعت.

آدم اهل اجرا هستید یا نظر؟

هر دوتا. فکر کنم هم ایده و نظر دارم و هم در اجرا. منتهی دیگران بهتر می تونند قضاوت کنند میشه از دانشجوها پرسید و همکارا تا نظر متقن و به حقیقت نزدیکتر به دست بیاد.

منطقی هستید یا احساسی؟

اگه فلسفه رومون اثر گذاشته باشه باید منطقی باشیم و به زعم خانم هیچ احساسیم نداریم! اما قضاوت دیگران در این زمینه به حقیقت نزدیک تره. آدم خیلی نمی تونه راجع به خودش قضاوت کنه یا دقیق قضاوت کنه. خودم فکر میکنم احساسی هستم. اما اصول و منطق خودما دارم.

اصول و منطق شما از کجا سرچشمه میگیره؟

هر کسی منطق و اصول خودشا با توجه تعریف و نوع نگاهش به زندگی و مسایل اون تعریف میکنه و البته در کنار اون تجارب زندگی به آدم یاد میده که چه جوری عمل کنه.

شما مدیر خوبی هستید یا استاد خوبی؟

نمیدونم مدیر که خیلی نبودیم. استاد بیشتر بودیم اما قضاوت با دیگران باید همکاران بگن مدیر خوبی بودیم یا نه و دانشجویان بگن استاد خوبی هستیم یا نه. یه سئوال اینه اصلا ما خوبیم یا نه؟ اینجور سئوال پرسیدن. یعنی اینکه ما خوبیم من تو همینم شک داریم. به قول شاعر:

طاوس را به نقش و نگاری که هست خلق     تحسین کنند و او خجل از پای زشت

آیا تا به حال شایعه ای در مورد خودتون شنیدید؟

اوه خیلی کم نه اونقدر چیزای عجیب و غریب راجع به خودم شنیدم که اگه میشد شاخ دراورد تا حالا دیگه رو سرم جای خالی نبود. البته برای کسی که وارد عرصه سیاسی میشه چنین چیزایی طبیعیه.

سیاسی کاری هم بلدید؟

نه اصلا. نه اینکه بلد نباشم هیچ وقت سعی نکردیم بازی کنم. سعی کردم صادق باشم، حتی اگه قرار باشه کاری انجام بدم سعی میکنم به صادقانه ترین وجه ممکن انجام بدم. نمیتونم دروغ بگم.

چرا به همه مسائل به دید سیاسی و اطلاعاتی نگاه می کنید؟

به همه مسایل سیاسی یا اطلاعاتی نگاه میکنم! چنین نگاهی ندارم. شاید این نگاه و نظر شما باشه اما من چنین تصویری از خودم و کارام ندارم. فکر نمی­کنم چنین چیزی باشه یا حداقل من چنین حسی ندارم.

قصد ندارید نماینده مجلس بشید؟

چون قبلا آزمایش کردم بعید میدونم دیگه علاقه ای باشه. به خصوص که این روزا به این نتیجه رسیدم، بیرون مجلس موثرتر از داخل مجلسم. خانواده هم مخالفن، لذا بعید میدونم.

گزینه شما برای انتخاب بین دنیای سیاست و دنیای علم، اگه مجبور به انتخاب یکی باشید، چی میتونه باشه؟

نمی تونم از دنیای سیاست کنار برم. درسته که گفتم قصد حرکت سیاسی ندارم، اما به این معنا نیست که قصد دارم کلا سیاستا کنار بذارم. اتفاقا اخیرا علایق سیاسیم چند برابر شده. منتهی روش مواجه ام با مسایل متفاوت شده. لذا به جای کار میدانی از هر نوعش، نظیر نمایندگی و شورا شدن که علایق قبلی من بود. علاقه مند کار قرارگاهی شدم. لذا آرزو می­کنم بتونم در کنار کار علمی، فعالیت های سیاسی خودما ادامه بدم. این روزا پروژه های خرد و کلان زیادی دارم که اگه نگم صد در صد نود درصد انها مافوق یا فرمانده داره!

البته اینـطور که شما تعریف کردید که در کار قرار گاهی هم شما نقش آفرین اصلی هستید!؟

نمیدونم بلاخره ما تلاش خودمونا میکنیم اراده خدا هم در هستی هست. قطعا بعضی جاها نقش آفرینی اصلی واگذار میشه. خوب وقتی به من واگذار بشه، خوب نقش اصلی با منه اما اینکه خودم علاقه مندم نقش اصلی یا فرعی را به من بدن به هیچ عنوان قصد گرفتن جایگاه از هیچ نوعیشا ندارم. نقش اصلی تو قرارگاه سیاسیم همین جوره. البته تو کل زندگی دفعه اول که برای مجلس کاندیدا شدم یعنی سال هشتاد و شش اراده خودم بود. ولی بقیه موارد یعنی کاندیدایی مجلس نود و شورا هم با توجه به فضای بیرونی صورت گرفت که نقش خود من در اون فضا تقریبا ناچیز بود.

در چه زمینه هایی موفق ترید؟ با توجه به اینکه در عرصه های مختلف فعالید!

نمیدونم واقعا نمیدونم. البته من حوزه های مختلف فعال نیستم حوزه علمی که کار اصلی ماست. این یکی به کنار می مونه. کار سیاسی، اجتماعی و کار فرهنگی. کار فرهنگی هم که تخصص ماست. دیگه چیزی نمی مونه که عرصه های مختلف باشه!

الان در زمینه فرهنگی مشکل اصلی جامعه و دانشگاه چی هست؟

کلا در همه حوزه ها همینجوره، اما حوزه فرهنگی شدیدتر برنامه ریزی جدی وجود نداره. هیچ برنامه فرهنگی جامع وجود نداره و مدعیان حوزه فرهنگم زیادن اما هیچ کدام درک درستی از فرهنگ و مسایل اون ندارن. لذا به جای کار فرهنگی خراب کاری فرهنگی صورت میگیره. این اختصاص به جامعه و دانشگاه نداره. تقریبا میشه گفت فراگیره و حتی نهادهای ارزشی تر هم در چنین آشفتگی در مقام برنامه و اجرا گرفتارند. وضعیت جامعه نیز چنین چیزی را تایید میکنه.

اگر 10 سال به عقب برمیگشتند چه اهدافی را دنبال میکردید و چرا؟

از همین که هستم راضیم. لذا همین کارا را میکردم. شاید وارد فعالیت سیاسی نمی شدم و به جاش کار اقتصادی می کردم.

پس الان کار اقتصادی نمی کنید؟

الان. چرا! البته من کلا علایق اقتصادی نداشته و ندارم اما از تابستان 1392 تصمیم گرفتم منش و نگرشما به زندگی تغییر بدم و یکـی از تغییرات ورود به عرصه اقتصادی بود. لذا الان فعالیت اقتصادی دارم که احتمالا به مرور گسترده تر میشه تا در زندگی شخصی من با حوزه علمی و سیاسی تنه به تنه بشه.

تا حالا شده دانشجویی شما را سر کار بذاره؟

دانشجو ما را سر کار بذاره؟ تو ذهنم نیست! یادم نمیاد سعی کردیم صادقانه رفتار کنیم و طبیعتا طرف مقابل هم صادقانه رفتار میکنه.

 پس خیلی دانشجوهای خوبی دارید!؟

نمیدونم، شاید! اینجوری فکر نکردم. قضاوتم نسبت به دانشجویان اینجوری نیست خوب یا بد کلا نگاهم متفاوته، از این منظر که سر کارم نذاشتن شاید خوبن!

مهمترین خصوصیت یه دانشجو؟

انتظار من اینه دانشجو حرف نزنه!!! به جاش کار بکنه وقتی دانشجو کار بکنه خوشحالترم. البته دانشجوها بیشتر دوست دارن کار نکنن و حرف بزنن (چقدر دور از هم)

یعنی ما خیلی حرف زدیم!! منظورتون از کار یعنی فعالیت علمی؟

بله منظورم از کار فعالیت علمی شامل مطالعه و پژوهش هست. نه چنین نظری ندارم، کلی تر گفتم. فضای عمومی دانشگاه و دانشجو، که دانشجو هم ما را تحت تاثیر قرار میده. منظورم گروه خاصی از دانشجویان نبود.

یه مقدار از فعالیت های علمی که زمان دانشجویی داشتید برامون بگید؟

دوران کاردانی و کارشناسی تمام اوقات فراغت روی قرآن صرف می­شد. لذا جایی برای فعالیت سیاسی، ورزشی و علمی نمی­موند. در دوره ارشد و دکتری هم فعالیت علمی شروع شد البته در دوران ارشد بیشتر دست ورزی بود و تمرین. البته فضای حمایتی که دکتر نصرآبادی ایجاد کرد جسارت کار علمی را بیشتر مهیا ساخت. اما دوره دکتری انرژی بیشتر صرف کارای علمی می شد. در دوران ارشد کتاب راهبردها و تحقیق کیفی و بچه های فیلسوف را به نتیجه رسوندیم یعنی ترجمه و چاپ شدند اما مقالات همه بعد از قبولی در دوره دکتری چاپ شدند. هر چند بخش عمده ای از اونا در دوره ارشد کار شدند.

شما حافظ قرآن هستید؟چه فعالیت قرآنی داشتید؟ چه تاثیری از ارتباط با قرآن گرفتید؟

حافظ قران که نیستیم (بالفعل) حافظ قرآنی به ما نسبت داده شده. یه زمانی از سال 72 تا 78 جدی فعالیت میکردیم. چه برای حفظ قرآن، چه آموزش حفظ و همکاری با سازمان مهد استان اصفهان، فریدن و شاهین شهر. در مجموع قرآن بخش عمده ای از نگرش ما را در زندگی تحت تاثیر قرار داده و این قصه ادامه داره.

یه آیه قرآن که به ذهنتون میرسه و یا بیشتر باهاش مانوسید؟

وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَ لْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

از میان تالیفات مختلفی که داشتید، کدوم را بیشتر دوست دارید؟کدوم فروش بیشتری داشته؟ کدوم فروش کمتری داشته؟

صرف نظر از نقدی که آدم ممکنه به کارای انجام شدش داشته باشه. من کلا کارای انجام شدما دوست دارم. حتی اونایی که ایراداتی دارند و حتی برخیشون در دستور کار بازنویسی هم قرار گرفتند. برای مثال کتاب راهبردها ویرایش شـده و آماده چاپ هست. اما به هر دلیلی ویرایش جدیدیش چاپ نشد. مجموعه داستان های فکری بیشتر از بقیه کارا فروش داشت و کتاب اصول عدالت اجتماعی کمتر از همه.

بدترین نمره ای که به دانشجو دادید؟

سعی کردم حق دانشجو را بدم ممکنه اشتباه کرده باشم اما قطعا برنامه­ریزی شده یا اگاهانه نبود ممکن معیارهای من دقیق نبوده باشه و .....

هدفتون از اینکه پنجشنبه ها هم برا دانشجوها وقت میگذارید چیه؟ علی رغم اینکـه هم در دانشگاه و هم از طریق ایمیـل به اندازه کافی برای دانشجویان وقت میگذارند.

نمیدونم، واقعا! آشکار و نهان آدما را خدا میدونه. باور کنید قضـاوت خیلی سخته به خصوص در مورد خود آدم. من سعی می­کنم کار خودما انجام بدم و تمام تلاشما میکنم. اما گرفتاری ها خیلی زیاده. لـذا خیلی وقتا دعا میکنیم خدا کوتاهی­های ما را ببخشه تو دانشگاه در حد وسع وقت میذارم و تو فضای مجازی و میل هم سعی کردیم قصورات را جبران کنیم و امیدوارم خـدا قبول کنه و نتیجه این کارا اتفاقات میمون و مبارکیا را رقم بزنه. البته من قبلا هم که معلم بودم یا با سازمان های قرانی همکاری می کردم وقت زیاد میذاشتم. در زمان مدیریتم در دانشگاه و یا اکنون در همکاری با سازمان و نهادهای بیرونی چه در سطح اصفهان و چه در مرکز سعی می کنم وقت جدی بذارم و تمام انرژی خودما به کار بگیرم

اگه شما یک دانشجوی در حال تحصیل بودید در همین رشته اهداف و برنامه هاتون چه بود؟

حالا که نیستم قبلا بودم. من فکر می­کنم این ما هستیم که به محیطمون معنا و ارزش و جهت میدیم. رشته فلسفه تعلیم و تربیت به مثابه یک رشته معرفتی در دانشگاه در پی تبیین علمی مبانی تعلیم و تربیت هست. لذا می تونه در حوزه نظر و به زعم من عمل تعلیم و تربیت نقش­افرینی کنه. از این رو تمام مسایل تعلیم و تربیت کشور به طور غیر مستقیم یعنی از طریق تبیین علمی مبانی مترتب بر انها و به صورت مستقیم تبیین آن مسایل می­تونه در دستور کار رشته قرار بگـیره یا به بیان بهتر در هدف­گذاری و قلمرو رشته قرار بگیره البته ممکن برخی از اساتید با بخش دوم نظر من مخالف باشن.

این رشته چقدر در ایران به اهداف خودش نزدیک شده؟

قضاوت و ارزیابی درست نیازمند اطلاعاتی بیشتری است که من ندارم، اما فکر میکنم اینجوری بشه گفت که دیدم مثبته. به خصوص اگه با سایر رشته ها مقایسه بشه. هر چند به نظرم نتونسته همه ظرفیت های موجود خود را فعال کنه، که بخشی به فضای علمی رشته بر میگرده و بخشی هم به افراد فعال در رشته.

سطح دانشگاه اصفهان در این رشته در مقایسه با دانشگاههای دیگه در چه وضعیه؟

اینجوری نمیشه نظر داد. ولی من دیدم مثبته و تلاشمونا می کنم ممکن نقایصی هم باشه که با تلاش بیشتر قابل حل هست. در مورد دانشگاه های دیگه نمی تونم نظر بدم غیر از دانشگاه تربیت مدرس که دوره دکتریم اونجا بودم شناخت دقیقی ندارم. البته هر ساله دسته بندی های مختلفی از دانشگاه ارایه میشه که در مجموع دانشگاه اصفهان می تونه خیلی بهتر از این عمل کنه. البته فکر میکنم منظور شما جایگاه رشته ما در دانشگاه اصفهان در مقایسه با بقیه دانشگاه ها چیه که فکر کنم در حد قابل قبول باشه

از شخصیت خاصی الگو گرفتید یا براتون جذاب بوده؟

طبیعتا الگوی ما باید حضرت علی (ع) باشه اما از شخصیت علمی و قدرت رهبری حضرت امام (ره) در عصر حاضر نمیشه ازش گذشت. آثار امام به آدم انرژی میده به ویژه نگاه انتقادی که انگیزه مبارزه هم میده.

آخرین فیلمی که دیدید؟

فیلم چ

آخرین کتابی که ورق زدید و خوندید؟

همین امروز کتاب «مبانی و روش اندیشه علمی امام صادق (ع)» که خوندنش توفیق اجباری بود.

پس دست دانشجوهاتون درد نکنه که این توفیق اجباری را برای شما مهیا کردند!


یه بیت شعری که همین الان به ذهنتون میرسه؟

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست     هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

توصیه به دانشجو؟

درس بخونند و در عین حال خودشون را بسازند. بهترین توصیه اینکه: «آینده مال شماست و با تلاش بیشتر باید آینده را خوب بسازید»


استاد بسیار ممنون که پاسخگوی سئوالات ما بودید.

خواهش می­کنم. موفقیت همراهتان.

    مصاحبه کننده: طاهره رجبی

                                                                                                         

 

                                                                                                                                                                                    


                                                                                                               

۹۴/۰۲/۱۲

نظرات  (۱۲)

با عرض سلام وتشکر مصاحبه جالبی بود ولی به نظرم جای بعضی سوالات خالی بود مخصوصا در مورد زندگی خانوادگی استاد البته به قصد الگوگیری نه کنجکاوی مثلا باید میپرسیدیم به نظرتون چطور پدر یا همسری هستید ایا انتظارات خانواده را کاملا بر اورده کردید ومصاحبه باهمسروفرزند استادنیز جاش خالی بود به نظرم...با تشکر از استاد وخانم رجبی .
سلام
والله هر چی سئوال بود و نبود جواب دادیم. حالا تو فاز بعد دوباره بپرسید منم جواب میدم. البته این سئوالات باید از خانم و دخترم بپرسید اونام نمره قبولی میدن چون مجبورن کار دیگه ای نمی تونن بکن مجبورن با منش ما کنار بیان! حالا تو این همه ادم چرا ما الگو؟؟؟
سلام بسیار عالی
سلام
مثل همیشه صادق ، صمیمی و دلنشین 
من یک معلمم ....
در همه سالهای معلمیم دنبال یک الگوی خاص میگشتم در روش و منش معلمی 
 تا به لطف خداوند با استاد آشنا شدم 
خداوند را بر این آشنایی پر خیر و برکت شاکرم و سپاسگزار
فروتنانه این ایام را خدمتتون تبریک میگم و براتون آرزوی توفیق دارم
سلام
ممنون از لطف دوستان
متاسفانه در اساتید دور ارشد نام دکتر رفیع الحسینی فراموش شده که احتمالا به دلیل مشغله زیاد یا پیری زودرس است.
استاد سلام...مصاحبه زیبایی بود. با تشکر از شما و خانم رجبی
سلام.خانم رجبی از زحمتاتتون متشکرم.
در توضیحان گفته بودید قصد از این مصاحبه آشنایی بیشتر با دکتر نوروزی بود.از وقت گذاری ایشون متشکرم.
ولی انگار مصاحبه کمی کلیشه ای بود.به دنبال ویژگی خاصی برای استادی با نام دکتر نوروزی،چند بار مصاحبه را خوندم ولی چیزی منحصر به فرد پیدا نکردم.چیزی که معرف ایشون باشه.
البته شاید همین کلیشه ها حقیقت باشه و حقیقت کلیشه ها.شاید هم مشکل از چشم های منه.ولی در کل
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
وارهد از حد جهان بی حد و اندازه شود

سلام خانم عسگری
اگه سئوالات کلیشه ای بود، من جواب بدم؟
اگه جوابها کلیشه ای و  محافظه کارانه بود، استاد جواب میدن.
البته هدف مصاحبه دوستانه بود نه تخصصی. از همین مصاحبه هم میشه ویژگی خاص شخصیتی پیدا کرد:مثلا
«فعال در همه عرصه ها و در راس امور!» و ...
طبق توصیه قبلی استاد، فضای تشکر کردن در وبلاگ زیاد شده، دیگه تشکر نکنید.
با تشکر!

سلام  مجدد
این همه سئوال را من جواب دادم هیچی سئوالیم حذف نکردم سئوال دیه دارید بفرستید تا جواب بدم! در راس امور مجلس بوده به فرمود امام که ما گفتیم نیستیم پس دقیق استنتاج کنید.
از اساتید دوره دکتری هم دکتر ضیمران از قلم انداختم
سلام
با بعضی از دوستان موافقم جای بعضی سوالات توی مصاحبه خالیه
جدای از این موضوع چیزی که مصاحبه را زیباتر کرده به نظر من قدردانی و یاد کردن استاد از اساتید و معلمان خودشه این همون منش اخلاقی یک معلم خوبه
با سلام به نظر من کارعلمی یا هنری یا...به تنهایی هنر نیست اینکه یک انسان موفق در عرصه علمی مثل استاد بتواند هم زمان یک همسر نمونه ویک پدر نمونه هم باشه یعنی در کنار کار علمی از خانواده هم غافل نشه این واقعا هنر وکم نظیره این تطبیق دادن هم زمان ودر چند عرصه به صورت موفق پیشرفتن به شخصه برای من جای سوال والگوگیری داره...
سلام
خانم فریدی زاد وقتی یک شخص دریک جمعی شاخص باشه مطمئن باشید همه جا نمونه ست ،یعنی یک نفرنمیشه در عرصه های علمی موفق باشه اما در جمع خانوادگیش نتونه از پس مسئولیت هاش به خوبی یا مسئولیتهای دیگه که در اجتماع بردوش داره بر بیاد..
البته این نظر منه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی