با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین مطالب
آخرین نظرات

گزارش جلسات گروه

چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۳۰ ق.ظ

سی و نهمین جلسه مطالعاتی گروه در سال95 

با سلام

تاریخ و زمان جلسه: ساعت 8 تا 9:10 روز سه شنبه 26/ 11/ 1395،

مکان جلسه: گروه علوم تربیتی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان.

موضوعات مورد بحث: مبحث سعادت در اندیشه های فلسفی و بحث روش تحقیق

سعادت از منظر لاک، توماس هابز و بارکلی:

جان لاک: وی بنیان گذار لیبرالیسم است و نظریه لوح نانوشته و کاغذ سفیدی که داده های تجربی بر روی آن ثبت می گردد را مطرح می کند. او سرچشمه کلیه معرفت انسان را از ادراکات حسی می داند و می گوید شخصیت انسان از راه تجربه شکل می گیرد. مفاهیم بنیادین لیبرالیسم، مفاهیم حکومت بر پایه  آراء مردم و حقوق اساسی افراد، است. قرارداد اجتماعی لاک مفهوم تازه ای از نظم حکومتی که شامل جامعه مشترک المنافع افراد خودگردان است. از نظر وی افراد آزاد، مساوی و مستقل اند و هیچکس نمی تواند انسان ها را از حق مالکیت محروم کند یا آنان را بر خلاف میلشان محکوم قدرت سیاسی دیگری بکند. لیبرالیسم به عنوان مظهری از خاستگاهش، یعنی عصر روشنگری، بر قدرت خرد آدمی برای حل مشکلات، ابداع راه حل، بهبود زندگی و اجتماعی صحه می گذارد. تقدم فرد بر جامعه یکی از مهم ترین احکام لیبرالیسم است. آن ها نسبت به امکان بهبود شرایط انسان متعهدند. لیبرال های پیرو اصالت نفع همچون جرمی بنتام و جیمز میل، معتقد بودند که خیر را می توان برای شمار کثیری از مردم برآورد کرد و تحقق بخشید. آن ها معتقد بودند که جامعه به طرز پویایی در جهت بهبود تحول می یابد و خرد انسانی به وسیله انجام اصلاحات قادر به ایجاد جامعه ای نیکو است. به نظر لیبرال ها جامعه مطلوب و سعادتمند جامعه ای متعادل است که در آن نمایندگان منافع مختلف در چهارچوب اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نهادینه مورد قبول به تعامل می پردازند.

توماس هابز: بیشتر اندیشه فلسفی او متأثر از نسبیت گرایی ذهنی و فلسفه سیاسی وی، متأثر از اندیشه سیاسی ماکیاولی است. با این تفاوت که هابز بیشتر استدلالی سعی در طرح دیدگاههایش میکرد. وی انسانها را در پی قدرت میداند و ذاتاً و در حال عادی در حال جنگ میپندارد. او سعادت انسانها را در اطاعت از یک شخص یا گروه خاص که از همه در وضع طبعی و دینی برتری دارد و قادر به حفظ قدرت مطلقه خویش برای زمانی طولانی است، میداند. این قدرت مطلقه وظیفه تأمین امنیت و قانون گذاری دارد و مردم نیز وظیفه تبعیت مطلق از آن را دارند اما تا جایی که دولت و حکومت، قادر به تأمین امنیت انسانها باشد. اگر دیگر چنین چیزی میسر نبود، مردم حق قیام علیه دولت را دارند. هابز خوبی و بدی و مصلحت و... را کاملاً اموری نسبی میداند که تابع میل شخصی افراد و نفعی است که فرد میبرد. وی وضع طبیعی جامعه انسانی را وضع جنگ و پیروی از عواطف میداند. او پیروی از قانون را مایه سعادت و ایجاد صلح برای آدمیان میداند. بعبارتی هابز معتقد است: هر چه آدمی از وضع طبیعی خود دور شود به یافتن و مسیر شدن بهروزی خویش نزدیک میگردد. قانون طبیعی که هابز در لویاتان از آن سخن میگوید، به کمک عقل حاصل میشود و برای یافتن صلح در جامعه است. سه قانون مهم هابز عبارتند از: 1؛ هر کس باید بدنبال استقرار صلح بگردد و اگر یافت، مجوز جنگ برای برپایی شرایط آن را دارد. 2؛ فرد باید همانقدر توقع داشته باشد از تسلط وی استقبال شود که خود نیز همانقدر اجازه تسلط بر خود را به دیگران میدهد. 3؛ فرد باید به پیمانها وفادار باشد و اگر نبود، دوباره جامعه به حالت جنگ درمی آید و عدالت اجتماعی بعنوان سعادت انسانی نقض میگردد.

بارکلی: او معتقد به هستی عالم به صورت مجرد و نفی عالم ماده، نمودها و تصورات ذهنی بود. همچنین معتقد بود که اخلاق را میتوان مانند ریاضیات به صورت استدلالی بیان کرد. بارکلی به عقل و نقش ارزنده آن برای دستیابی به سعادت تأکید داشت. عقل به انسان قدرت چاره جویی صحیح میدهد. وی، سعادت دینی و اخلاقی مبتنی بر دیانت و خداپرستی را ارزش میشمرد. او جایگاه ویژه ای برای روح واقعی انسانی قائل است و آن را روحی میداند که میتواند مسائل مختلف را بطور صحیح درک کند و برای همین انسان را در پی تحقق آن میداند. به طور کلی بارکلی بعنوان کشیشی متعصب، در برابر جامعه مادی گرای عصر خویش قیام کرد و مادیات را نمود دانست بنابر همین نظرات او، سعادت نیز از دیدگاه وی امر غیر مادی است و تنها روح و عقل قادر به درک آن هستند.

روش تحقیق:

نمونه گیری در پژوهشهای کیفی از رستم جلالی: در تحقیقات کیفی نوع نمونه گیری توسط نوع پژوهش تعیین میشود. در این نوع پژوهش انعطاف پذیری مهمتر از رعایت چارچوب است. اما انواع نمونه گیری: 1؛ هدفمند که بر اساس انتخاب آگاهانه نمونه است. 2؛ سهمیه ای که متضمن ورود تعداد خاصی از اقشار مختلف در نمونه است. 3؛ نمونه گیری نظری: تا اشباع کامل ادامه دارد و نیازمند ساختن نظریه های تفسیری از ادغام داده ها و انتخاب نمونه جدید برای آزمایش و ساختن نظریه است. 4؛ نمونه گیری موارد خاص که در آن حذف بعضی از داده ها باعث توجه و یا عدم توجه افراد به نمونه میشود. 5؛ نمونه گیری گلوله برفی که در میان آنها ویژگیهای مشترک فراوانی وجود دارد و استفاده از سایر شیوه های نمونه گیری به آسانی میسر نیست. 6؛ نمونه گیری با حداکثر تنوع 7؛ نمونه گیری از موارد معمولی 8؛ نمونه گیری از موارد بحرانی 9؛ نمونه گیری همگن 10؛ نمونه گیری موارد انحرافی 11؛ نمونه گیری با کار موردی داخلی 12؛ نمونه گیری از موارد شدید یا مطلوب 13؛ نمونه گیری پشت سر هم 14؛ نمونه گیری معیار 15؛ نمونه گیری نظریه وار 16؛ نمونه گیری از موارد منفرد 17؛ نمونه گیری از موارد غیرمؤکد 18؛ نمونه گیری از کار تجمعی یا موردی 19؛ نمونه گیری از مورد ایده آل  20؛ نمونه گیری ترکیبی هدفمند. 21؛ نمونه گیری هدفمند طبقه ای.

با تشکر از حضور آقای دکتر نوروزی و سایر حاضران.

۹۵/۱۱/۲۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی