با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

معرفی مقاله

يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۵، ۰۸:۳۷ ق.ظ

تبیین رویکرد میان رشته ای از دیدگاه معرفت شناسی حکمت متعالیه

محسن ایمانی، خسرو باقری، علیرضا صادقزاده،کیانوش محمدی روزبهانی

نشریه علمی پژوهشی "پژوهشهای فلسفی"،دانشگاه تبریز

سال 5، پاییز و زمستان 90، شماره مسلسل 9.

تعداد صفحه: 25

این مقاله تلاشی در جهت تبیین رویکرد میان رشته ای از دیدگاه معرفت شناسی صدرایی است. در حال حاضر دو گرایش سیستمی تجربی و مسئله مدار از رایجترین تبیینهای میان رشته ای اند که از جهت طبیعتگرایی با یکدیگر پیوند عمیقی دارند. گرایش سیستمی تجربی که در واقع مبتنی بر اثباتگرایی است و بیشتر در علوم طبیعی مورد توجه است و نظریۀ سیستمی و پیچیدگی از مصادیق برجستۀ آنند. گرایش مسئله مدار که به عنوان مهمترین گرایش بیش از هر چیز مبتنی بر فلسفۀ نوعملگرایی است. اخیراً نیز شاهد ظهور میان رشتگی واقعگرا هستیم که آمیز های از سایر گرایش هاست و دارای تمایزات صریحی از فرضهای مابعد تجدد و نوعملگرایی است اما کماکان غلبه با گرایشهای نوعملگرایانه است.

میانرشتگی، اکنون بیش از هر چیز معطوف به فرض های نوعملگرایانه است. "در این دیدگاه، به جای بازنمایی واقعیت، مسئله مداری و قواعد موفقی تآمیز عمل مهمترین معیار و رسالت دانش است. بر همین اساس رورتی از عملگرایی بدون روش سخن می گوید که مبنای کثرت روشی وی را تشکیل میدهد و از آنجا که در نظر وی برای تقسیمبندی دانش نمی توان مبنایی منطقی یافت، دانش نظامی یکدست و یگانه است. مرز میان موضوعات طبق علایق عملی ترسیم می شود نه جایگاه هستی شناسی مفروض و از آنجا که در اصل ماهیتی برای پدید هها قائل نیست روش تحقیق تابع ماهیت موضوع نیست و اساساً دانش خصلتی ابزاری دارد"در گرایش مسئله مدار آن چه مسائل معرفت شناسی میان رشته ای را با اهمیت می کند ناتوانی رشته ها در مواجه با مسائل جهان است و از این رو رو شها و مسئله ها مورد توجه اند. در این گرایش که مسائل و دیدگاه های هستی شناسانه در آن کمرنگ و مسائل روش شناسی بارزتر است، میان رشتگی در موضعی قرار دارد که بر اتحادی نسبی، ناکامل و موضعی (محلی و موردی) متمرکز است. دیدگاه اخیر که منبعث از نگاهی مسئله مدار و بیرونی به علم است شناسایی پیچیدگی، کلیت و اتحاد را نه در سراسر جهان بلکه در موضوعات منفرد دنبال می کند. با توجه به دیدگاه حکمت متعالیه، قائل شدن به هستی شناسی تشکیکی و مراتب ادراکی منطبق با آن، هر یک از ادراکات تجربی(حسی)، خیالی و عقلی ویژگی های خود را دارند و در مرتبۀ خود دارای ارزش و اعتبارند و به لحاظ توجه به مراتب مختلف ادراکی و کثرت روشی حاصل از آن، زمینۀ مساعدی برای بهر همندی از حداکثر ظرفی تهای انسانی فراهم می شود. از طرفی به دلیل ارتباط عمیق هستی شناسی با معرف تشناسی، نه با تحویل هستی شناسی به معرفت شناسی دچار ذهنی گرایی و نسبی گرایی افراطی می شود و نه با تحویل معرف تشناسی به هستی شناسی دچار عینی گرایی خام تجربی می گردد. فرایندی که صدرا از ادراک ترسیم می کند در ذات خود رو به سوی همگرایی، استکمال و جامعیت و در عین حال بساطت دارد و ناشی از تصویری ایستا از هستی نیست و از این رو می تواند مبنایی اصیل برای میان رشته گرایی فراهم آورد.

از نگاه عمیق صدرایی، جایگاه شناخت بسیار ممتاز و فصل امتیاز انسان از سایر موجودات است. نفس بعدی جسمانی دارد که مادی و متکثر است و بعدی روحانی که مجرد و بسیط است. سیر تحولی انسان، سیر از کثرت به وحدت و بساطت است. هر صورت ادراکی حرکتی از قوه به فعل و صعود در مرتبه ای از مراتب وجود است که طی آن در نفس تحولی جوهری پدید می آید و نفس با حصول هر صورتی از شناخت، استعدادی را تبدیل به فعلیت می کند. به این ترتیب میان بعد روحانی و جسمانی نفس دوگانگی وجود ندارد و هر دو، حالت تحولی از یک پیوستار هستند و از این رو در شناخت، موضوع عینیت به نحوی که در سایر مکاتب شناخت شناسی مطرح است به میان نمی آید. به این ترتیب تحول و حرکت (که ما از آن زمان را استنباط می کنیم) یکی از ابعاد نظام هستی است و به اصطلاح هستی امتدادی سیال منتشر در زمان است که دارای وحدت شخصی است. مشاهده و شناخت هر جزئی از هستی در واقع شناخت بخشی از یک امتداد پیچیده و سترگ است که برای درک واقعی آن باید به کل امتداد به عنوان یک سامانۀ در حال تحول توجه نمود. بنابراین در نگاه صدرا نیل به شناخت به صراحت مستلزم رجوع به پیچیدگی در حال تحولی است که این تحول خود به پیچیدگی آن می افزاید. شناخت مهمترین عامل سیر استکمالی نفس انسان است و انسان جز با گذر از عقل بسیط به عقل مرکب به این سیر نائل نمی شود. و می توان در نگاه میان رشته ای نیز اینگونه به علوم نگریست که کثرتهایی برای رسیدن به وحدت هستند.  طبق این مقاله، دیدگاه ملاصدرا در محورهایی ناظر بر منشأ، ضرورت، فرایند و ارزش دانش میان رشته ای استوار است که پنج اصل شامل: ابتناء معرفت بر وحدت تشکیکی وجود، استلزام معرفت به ادراک پیچیدگی هستی، تلازم ادراک جزئی و کلی، کثرت روشی و معرفتی و وحدت فزایندة معرفتی، و کشف مرتبتی حقیقت، به عنوان اصول معرفت شناسی میان رشته ای از دیدگاه معرفت شناختی صدرایی استخراج گردیده است.

دریافت متن مقاله

۹۵/۰۷/۱۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی