با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین مطالب
آخرین نظرات

گزارش جلسات گروه

چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۳۶ ب.ظ

هجدهمین جلسه گروه در سال 95

با سلام

تاریخ و زمان جلسه: ساعت 10 تا 12 روز سه شنبه 26/ 05/ 1395،

مکان جلسه: گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان.

اعضای حاضر گروه: آقای دکتر نوروزی. همچنین خانم ها ساجده السادات رضوی زاده، کریمی، قاسمی و داوری.

موضوعات مورد بحث: کانت و روش تحقیق.

بخش اول: کانت

زندگی نامه: امانوئل کانت به سال ۱۷۲۴ در کونیگسبرگ، مرکز پروس شرقی، در خانواده‌ای متوسط و مسیحی از مذهب متقدسان لوتری زاده شد. اجدادش سالها پیش از تولد وی از اسکاتلند مهاجرت کرده بودند. پدرش زین‌ساز بود و خانوادهٔ او ۹ فرزند داشتند و کانت فرزند چهارم بود. در ۸ سالگی به اصرار پدر به دست کشیشی به دبیرستان مذهبی فردریک رفت و تا دانشگاه در این مدرسهٔ مذهبی درس خواند. در دانشگاه کونیکسبرگ به تحصیل فلسفه و ریاضیات پرداخت و پس از دانشگاه چند سال تدریس خصوصی می‌کرد. در این سِمت به شهریه‌ای که شاگردانش می‌پرداختند وابسته بود و گاهی مجبور می‌شد بخشی از کتاب‌هایش را برای جبران کسری عواید بفروشد. سر انجام در سال در ۱۷۷۰ به مقام استادی منطق و فلسفهٔ مابعدالطبیعه در دانشگاه کونیکسبرگ نائل شد.

پس از انتشار مقاله معروف خود تحت عنوان «درباره صورت و اصول جهان حسی و معقول» در سال ۱۷۷۰، بیش از ده سال نوشتهٔ مهمی در زمینهٔ فلسفه منتشر نکرد. در این مدت به نگارش کتاب نقد عقل محض(سنجش خرد ناب) مشغول بود. او در ۱۷۷۵، مقاله‌ای در زمینهٔ کیهان‌شناسی نوشت و عقایدی مشابه آنچه لاپلاس بعدها بیان کرد ابراز نمود. در سال ۱۷۸۱، چاپ نخست نقد عقل محض منتشر شد. استقبال اولیه از این کتاب برای کانت ناامید کننده بودزیرا درک آن حتی برای خواص هم سخت بود ولی تنها چندسال بعد اهمیت نقد عقل محض آشکار و تصدیق شد. وی در ۱۲ فوریه ۱۸۰۴ میلادی درگذشت. بر سنگ نوشتهٔ آرامگاه وی این جملات حک شده است: «به دو چیز، هر چه مکررتر و ژرف‌تر می‌اندیشم، ذهنم را با شگفتی و هیبت باز هم تازه‌تر و فزاینده‌تر به خود مشغول می‌دارند: آسمان پر ستاره بر فراز من و قانون اخلاقی در درون من.» کانت در سال‌های پایانی عمر به اندیشه‌های زرتشت، علاقه‌مند شد. او نام زرتشت را در عنوان‌های دو اثر خود آورده است.

کانت در زندگی نظمی استثنایی داشت. کارهایش را در ساعتی مخصوص به خود انجام می‌داد و ذره‌ای از آن تخلف نمی‌کرد. بین مردم شهر این جمله رایج بود که: می‌توانید ساعتتان را با کارهای کانت تنظیم کنید. وی از دکارت، هیوم، روسو و لایبنیتز تأثیرپذیری زیادی داشت و بر فلاسفه بعد از خود مانند هگل، و کل جریان ایده‌آلیسم آلمانی نیز تأثیر زیادی بر جای گذاشت. از او نقل شده که «هیوم مرا از خواب دگماتیسم بیدار کرد.» معروف است که وقتی کانت کتاب امیل روسو را به دست گرفت، حتی گردش روزانهٔ خود را هم کنار گذاشت چرا که می‌خواست کتاب را یک‌مرتبه تمام کند. وی تجربه گرایی و عقل گرایی را در هم آمیخت، و تا به امروز تأثیر مهم وی در مابعدالطبیعه، معرفت‌شناسی، اخلاق، فلسفه سیاسی، زیبایی شناسی و دیگر حوزه‌ها ادامه دارد. ایده بنیادین «فلسفه نقدی» کانت به ویژه در نقدهای سه‌گانه وی «نقد عقل محض»، «نقد عقل عملی»، و «نقد قوه حکم» انسان است.

دین در محدوده عقل: شرایط تقسیم علوم به طبیعی و انسانی در تفکر کانت مطرح شده که همان محتوایی است که از انشعاب عقل نظری و عملی شکل گرفته است. کانت می گوید: تفاوت پدیده های طبیعی و پدیده های انسانی و فرهنگی در زمانمند بودن پدیده های نوع دوم است. او معتقد است: علوم انسانی مقدم بر علوم طبیعی شکل گرفته و اولویت نیز دارد. آنچه امروز به علوم انسانی شهرت دارد را شکل گرفته از زمان سوفستاییان می داند و کم کم بعد از آمدن مسیجیت و اسلام، اندیشه دینی اساس علوم انسانی شد. خوب است بدانیم: در قرون 19 و 20 با محوریت اندیشه هیدگر، نسبت علوم انسانی به علوم طبیعی، مانند نسبت روبنا به زیربنا شد. کانت تلاش کلامیون مسیحی و اسلامی در قرون وسطی را مصروف به این می داند که بنیانهای الهی را در رفتار مختلف جامعه انسانی پیدا کنند اما در قرن 17 این اندیشه خدامحوری به انسان محوری تغییر یافت. در یونان باستان انسان پدیده ای متعالی، هم پایه خدا فرض می شده اما در قرون وسطا خدا امری مقدس می شود و در قرن جدید باز انسان محوریت و مرکزیتی مانند عهد فلسفه یونان می یابد.

کانت نظام ارزشها را تعیین کننده وضعیت تجاری، صنعتی، اقتصادی و... می داند. او در نظام ارزش گذاری خود، جای دین و اخلاق را عوض کرد و دین را متکی به اخلاق دانست. کانت تعریف دین را با توجه به کثرت باورها و خلقیات انسانها، بسیار مشکل می داند اما وی شناخت تکالیف الهی انسان و نقصهایی که دارد را برابر با دین می داند. کانت تفکر انتقادی که میراث اندیشه دکارت، اسپینوزا، بارکلی و هیوم بوده را تکمیل و در عصر جدید به شکلی کامل تر پایه ریزی نمود.

توضیحات تکمیلی: کانت برای نفس سه صفت دانش(نقد عقل محض)، امیال(نقد قوه عملی و نظری) و احساس(نقد قوه حکم) قائل است. سپس از سه قوه خیال، عقل و فهم نام می برد. تخیل را وسیله ای برای شهود داده ها می داند. پس از آن فهم، داده های ادراکی و تصوری تخیل را طبقه بندی می کند و عقل نیز مسائل را به صورت سه ارزش متعالی روح، جهان و خدا ضبط می نماید.

کانت قائل به این است که انسان در بحث عقل نظری بدون داده های حسی نیست و اگر داده حسی نداشته باشد، هیچ ندارد. اینجاست که به لاک نزدیک می گردد. اما بر خلاف لاک و نزدیک به افلاطون، معتقد است: عقل نظری به وسیله تجربه و حتی فراتر از آن، بوسیله امور پیشینی و لایه های ذهنی و فطری خویش که مثلاً تمیز دهنده تناقضات و تضادهاست، در داده ها دخل و تصرف می کند و بعبارتی ادراک انسان مانند دوربین عکاسی نیست که عیناً آنچه گرفته را بازتاب دهد. بنابراین کانت بر خلاف لاک معتقد به نبودن هیچ چیز در ذهن، و مانند افلاطون نیز معتقد به در بالا بودن آنچه الان رخ می دهد، نیست بلکه می گوید: انسان بن مایه های عقلی داشته است و داده های حسی را بر آن سوار کرده و پیش می رود. اینجاست که صحبت کردن از مسائلی مانند خدا که داده حسی نیست منطقاً از فلسفه او کنار می رود.

در بحث عقل عملی می گوید: 1: آدمی لازم نیست برای پیدا کردن مسیر زندگیانیش به دین رجوع کند بلکه همین رجوع به بن مایه های فطری مشترک همه انسانها که هرچند بر خلاف رفتارشان باشد، بر مبنای راستی و درستی  است، اگر الگوی عمل قرار گیرد، رفتار و تکالیف را تصحیح می کند. 2: انسان اگر عمل درست را برای سود انجام داد، رفتارش اخلاقی نیست اما در صورتی که صرفاً بخاطر تکلیف بودن فعل انجام گرفت، کار اخلاقی است. 3: در صورت رفتار بر این مبنا، صدای خدا در درون انسان(وجدان) نیز راهنمای آدمی می گردد. بنابراین کانت خصوصاً در بحث عقل عملی خود، نافی خدا نیست بلکه می خواهد به روش فردی و انجام وظایف، به او برسد. کانت شیفته فیزیک نیوتن است و لذا در پی چیدن فلسفه بر مبنای نظم نیوتنی است.

بخش دوم: روش تحقیق

دیرینه شناسی و تبارشناسی فوکو: دیرینه شناسی بر خلاف روشهای قدیمی تحقیق تاریخی بدنبال این نیست که ما را به وحدت و پیوستگی در مسائل و اتفاقات و پیدا کردن روابط علی معلولی میان آنها برساند بلکه در پی یافتن عدم وحدت و گسستگی اتفاقات و مسائل در بدو تشکیل و استمرار آنهاست. بنابراین هدف در دیرینه شناسی، بدست دادن آرشیو متفاوتی از گفتمانهای مختلف و استخراج قوانین متفاوت از آنهاست. فوکو بدنبال درک تغییرات و انقطاعات میان پدیده های مختلف بدون ارجاع دادن به ریشه ها و غایات بعضاً از پیش تعیین شده است. تبارشناسی که عده ای آن را مکمل دیرینه شناسی می دانند، بر خلاف دیرینه شناسی به کشف قوانین غیر گفتمانی از موضوعات گسسته توجه دارد.

بعبارت دیگر نگاه معتقدان به روش تاریخی در نظر، در پی وحدت، مطلق گرایی و پیوند مطالب و رسیدن و نتیجه یکسان و مورد پیشبینی است هرچند در عمل چنبن امری محقق نمی شود. مثلاً در دو تحقیق بر آیات و روایات مشابه درباره سیره عملی پیامبر، ممکن است چند نوع نتیجه و رویکرد تفسیری پدید آید اما برخلاف آنچه واقع شده، در نظر نگاه تاریخی نافی کثرت نگاههاست.. حال آنکه دیرینه شناسی در پی شکستن نگاه دگماتیستی و بسته، چه در بعد نظری تحقیقات و چه در بعد عملی آنها و گسترش گفتمانها و باز گذاشتن زمینه تحقیق و تفسیرها از یک مسأله است.
سپاس از همراهی آقای دکتر نوروزی
۹۵/۰۵/۲۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی