با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

گزارش جلسات گروه

چهارشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۰۲ ب.ظ

پانزدهمین جلسه گروه در سال 95

با سلام

تاریخ و زمان جلسه: ساعت 10 تا 12 روز سه شنبه 05/ 05/ 1395،

مکان جلسه: گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان.

اعضای حاضر گروه: آقای دکتر نوروزی. همچنین خانم ها داوری، صادقی نیا، یاسمن زهرا و ساجده السادات رضوی زاده.

موضوعات مورد بحث: ادامه بحث جان دیویی و روش تحقیق.

در قسمت اول و بحث جان دیویی به طرح مباحثی از کتاب تجربه و آموزش و پرورش و مدرسه و شاگرد، پرداخته شد.

تجربه و آموزش و پرورش

هر چه این عقیده که آموزش و پرورش رشدی است در درون تجربه و به وسیله تجربه و برای تجربه، قطعی تر و صادقانه تر باشد، این معنی هم اهمیت بیشتری می یابد که باید تصورات روشنی از اینکه تجربه چیست وجود داشته باشد. تجربه باید نشان دهنده اعمال ابتکاری و اجرایی باشد. کار آ.پ سنتی بر یک رشته کلمات مجرد مانند فرهنگ، انضباط، میراث بزرگ فرهنگی و امثال آن بود که هدایت واقعی را نه از آن ها بلکه از آداب و رسوم و شیوه های ثابت و یکنواخت به دست می آورد اما چون مکتب های شرقی نمی توانند بر سنت های ثابت و عادات رایج و معمول متکی باشد، یا باید تا حدی به صورت کیف ما اتفق اقدام نمایند یا به وسیله اندیشه هایی هدایت گردند که وقتی تنظیم و بیان می شوند، یک فلسفه آ.پ به وجود آید. آ.پ مترقی بیش از اینکه به اندیشه و مبتکران قبلی نیاز داشته باشد، به یک فلسفه آ.پ مبتنی بر تجربه نیاز دارد. تنظیم انواع مطالب و روش ها و روابط اجتماعی مناسب برای آ.پ جدید کاری بس مشکل تر از تنظیم آن ها برای آ.پ سنتی است و بسیاری از مشکلات تجربه شده در اداره مدارس مترقی و انتقادات به آن از این منبع سرچشمه می گیرد. آ.پ جدید از نظر اصول ساده تر از نوع سنتی و قدیم آن و با قوانین رشد هماهنگ تر است، در حالی که در انتخاب و تنظیم موضوعات و روش های قدیم حالت مصنوعی شدیدی وجود دارد که همیشه منجر به پیچیدگی های غیرضروری می گردد. بعد از آن که یک کار مصنوعی و پیچیده در جامعه کاملا جا افتاده و رنگ آداب و رسوم به خود گرفته باشد، گام برداشتن در راه کوبیده شدن قبلی از پذیرفتن یک دیدگاه جدید و به اجرا درآوردن موارد عملی آن آسان تر است.

مدرسه و شاگرد

دانش آموز و برنامه تحصیلی: دیویی از تقابل دو نوع برنامه مبتنی بر تجربه متصدیان امر آموزش و بزرگسالان با برنامه مبتنی بر علایق و توان مندیهای دانش آموزان و سختی تطابق آنها در یک مدل واحد می گوید. او عقیده دارد: برنامه فعلی بر مبنای خواسته و ذهنیت بزرگسالان است و متناسب با ذهن حسی و حقیقی کودکان که خود را مرکز جهان می بینند و دنیا را آنچه با خودشان مرتبط باشد، می پندارند، نیست. او برنامه ای را مناسب می داند که مبتنی بر سن کودک و علایق و توان او باشد. محتوایی که برای کودک جذابیت داشته و ملموس باشد. برنامه خوب از نظر دیویی کم کم با رشد کودک و به فراخور تغییرات ذهنی، ادراکی و عاطفی او تغییر کرده و مناسب سازی می شود.

دیویی تحت تأثیر هگل بوده و هگل یک نگاه تاریخی دارد که رو به جلو و تکاملی است و قبل از هگل نیز اسپنسر و داروین نیز مفهوم تکامل را مطرح کردند. هگل آن را به حوزه هستی و انسان وارد می کند و مفهوم تکامل را اجتماعی می کند. و دیویی این مفهوم را وارد تعلیم و تربیت می کند و می گوید بچه باید آرام آرام کامل شود. دیویی بسیار به مفهوم اینجا و اکنون تأکید می کند و می گوید چیزی که اهمیت دارد میل و رغبت کودک در حال است و با انباشتن ذهن کودک مخالف است. رویکرد دیویی در برنامه درسی نوظهور(پدیدار شونده) است. او به هیچ برنامه درسی از پیش تعیین شده ای قائل نیست. او روش حل مسئله را ارائه می دهد و می گوید به جای یاد دادن علوم مختلف به کودک، باید حل مسئله را به او یاد داد. والدین باید به کودک اجازه دهند که مسائل را تجربه کنند و مانع کسب تجارب او نشوند. او برای فرد و جامعه هر دو را ارزشمند می داند.

قسمت دوم در رابطه با پژوهش های کیفی صحبت شد.

روش تحقیق:

مقاله تحلیل داده های کیفی(رویه ها و مدل ها) از محمد احمدپور: در این مقاله به بررسی و تعریف تحلیل کیفی و تفاوت آن با تحلیل کمی و مقایسه شیوه های تحلیل کیفی پرداخته شده است. داده های تحلیل کیفی از طریق آمار بدست نمی آید بلکه با مشاهده، مصاحبه و تعاملات شفاهی حاصل می گردد و متمرکز بر تفاسیر مشارکت کنندگان در آن است. این نوع تحلیل بر عقاید، ارزشها و رفتارها متمرکز است. پارادایم حاکم بر آن «تفسیری» و «انتقادی» است و مبنای فلسفی خود را از آرای کانت، دیلتای، هوسرل و مبنای جامعه شناختی خود را از آرای وبر، شوتز، لاکمن، مید و... می گیرد.

تفاوت آن با تحلیل کمی در خلاقانه بودن، امکان تحلیل در حین جمع آوری داده ها و نظریه سازی و ساخت مفاهیم جدید است. در حالی که در تحلیل کمی تنها نظری مورد آزمون قرار می گیرد.
محورهای روش تفسیری:

  1. داده به مثابه امر موضوعی

  2.  داده به مثابه نظریه مکنون

  3. داده به مثابه روایت

  4. داده به مثابه معنا

  5. داده به مثابه امر تعاملی

  6. داده به مثابه تجربه

  7. داده به مثابه نشانه

محورها روش انتقادی:

  1. داده به مثابه نقد

  2. داده به مثابه امر ایدئولوژیک

بر اساس این نوع تقسیم بندی، شیوه های تحلیل تفسیری به ترتیب بدین قرار است:
الف- تماتیک: عبارت از کدگذاری و تحلیل داده ها بر مبنای اینکه بفهمیم داده ها چه می گویند. بعبارت دیگر محقق بدنبال حصول تم ها از داده هاست.

ب- نظریه زمینه ای: داده ها در اینجا به صورت تجربی گردآوری می گردند.
ج- نظریه مسأله ای: محور آن مبتنی بر ارتباط دادن گامهایی است که به ساخت نظریه می انجامد. ابتدا جمع آوری اطلاعات، سپس کدگذاری داده ها و بعد اتصال داده ها در یک پیوستار فرایندی.
د- نظریه روایی: داده های در این نوع، به شکل روایی و داستانی و تجربه زیسته افراد است. این شیوه در داخل کشور زیاد کار نشده هر چند در تحقیقات ادبی، به شیوه ای نادرست و غیر استاندارد استفاده شده است. این رویه گاهاً توام با شیوه تماتیک مورد استفاده قرار می گیرد.

یک تحلیل روایی دارای خلاصه و مقدمه، جهتگیری اطلاعات، پیچیدگی، ارزیابی، نتایج، و پایان است. در تحلیل روایی توجه به ساختار و محتوا از موارد ضروری ست.

ه- تحلیل پدیدارشناختی: به درک لایه های عمیق تجربه های زیسته تعدادی از افراد می پردازد. مراحل کار: 1- توصیف کامل تجربه خود، 2- بیان چگونگی تجربه دیگران 3- گروهبندی و فهرست اطلاعات، 4- بیان توصیف خود بر مبنای تخیل و توصیف ساختاری 5- توصیف کلی 6- نگارش توصیف یکدست.
و- تحلیل محتوا: این تحلیل، درون متنی
  و گره خورده به تحلیل کمی است و عناصر متنی در آن مورد احصا قرار می گیرد. مراحل: 1- تعیین مواد متنی، 2- تحلیل خاستگاه متن، 3- تشخیص رسمی مواد، 4- تعیین مسیر تحلیل، 5- تفکیک نظری سؤالاتی که باید پرسیده شود، 6، انتخاب تکنیک تحلیل، 7- تعریف واحد تحلیل، 8- تحلیل مواد، 9- تفسیر نهایی.

ز- تحلیل مکالمه ای: در این نوع تحلیل، محقق متوجه ساختار گفتگو و سازمان توالی گفتگوست.
ح- روش تحلیل نشانه شناسی: که به تبیین و ارزیابی نشانه ها، نمادها، استعاره ها و ویژگیهای لحنی و... متن می پردازد.

در تحلیل انتقادی نیز شیوه تحلیل گفتمان و تحلیل مردم نگاری انتقادی ان شاءالله در جلسات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.


۹۵/۰۵/۰۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی