با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین مطالب
آخرین نظرات

گزارش جلسات گروه

چهارشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۱۰ ق.ظ

هفتمین جلسه گروه در سال 95                                                                                                                            

با سلام

این جلسه روز سه شنبه1395/03/11، در گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان با موضوع کارل یاسپرس در بحث فلسفی و مقاله ای در رابطه با روش پژوهشی آمیخته در بحث روش تحقیق، برگزار شد.

کارل یاسپرس در سال 1883 در اولد نبورگ آلمان چشم به جهان گشود. در دانشگاه نخست به فراگیری حقوق و پس از آن به تحصیل پزشکی پرداخت و در سال 1909 از دانشگاه هایدلبرگ دکترای پزشکی گرفت و در بخش روان درمانی بیمارستان همان دانشگاه به پژوهش پرداخت. پس از انتشار نخستین کتابش درباره‌ی آسیب شناسی روانی در سال 1913 به استادیاری  روانشناسی دانشکده‌ی فلسفه‌ی دانشگاه هایدلبرگ برگزیده شد. در سال 1919 کتاب (( روانشناسی جهانگردی)) را نوشت که در مرز روان شناسی و فلسفه بود و خود وی بعدها آن را کتابی در زمینه‌ی فلسفه هستی شمرد. در سال 1921 پس از رد کردن دعوت دو دانشگاه دیگر استاد فلسفه دانشگاه هایدلبرگ گردید در سال 1937حزب ناسیونال سوسیالیسم-که زمام کشور را در دست داشت- او را که به راستی فیلسوف یعنی آزاد بدور از رنگ و ریا و بیرون از دایره‌ی سلطه جویی و سلطه پذیری بود و دانشگاه را برتر از دولت و سیاست و فرقه و حزب میدانست از کار بر کنار کرد این برکناری تا سال 1945 که سال شکست آلمان و سرنگونی رژیم نازی بود ادامه یافت. یاسپرس پس از بازگشت به کار آموزش نخست در آلمان و پس از آن در سوییس به آموزش فلسفه پرداخت و در سال 1969 چشم از جهان فرو بست.
کتاب «زندگی نامه فلسفی من»: یاسپرس از دوران کودکی خویش اینگونه یاد می کند که پدرش وکالت خوانده بود اما بانکدار بود و به فزرندانش آموخته بود سختکوش باشند و حرفی را که مطابق قانون و منطقشان نیست، نپذیرند. یاسپرس که با این تفکر بزرگ شده بود، در دوره دبیرستان بدلیل اینکه بسیاری از قوانین جاری مدرسه را مطابق منطق نمی دانست با مدیر آنجا مشکل داشت. مثلاً در مدرسه شان سه انجمن بود که حتماً باید دانش آموزان عضو یکی از آنها می شدند و یاسپرس معتقد بود که انجمن باید اثرگذاری اجتماعی داشته باشد ولی این انجمنها چون اثرگذاری اجتماعی ندارند، به درد عضو شدن نمی خورند. پس چه لزومی به شکل گیری و عضو شدن دارند؟
یاسپرس از دوران رزیدنتی اینگونه یاد میکند که خود را ملزم به رعایت برنامه معمولی که تمامی رزیدنتهای بخش روان پزشکی می گذراندند، نمی دانست و هر گاه کاری در هر زمینه ای حال چه بخشهای مختلف درمانی و چه بخش آزماشگاهی و تحقیقی و یا مطالعاتی  پیش می آمد، به انجام آن می پرداخت. و این باعث شده بود که انواع آگاهی و آموزه را که لازم به یادگیری داشت، بیاموزد.
او می گوید: در ابتدای کار بیماری روانی را کاملاً بیماری بدنی می دانستند و آن را با تجویز داروهایی که مناسب حل معضلات جسمی باشد، درمان می کردند و افکار روان شناسانی چون  فروید زیاد کاربرد نداشت. هرچند در بیمارستان هایدلبرگ همه متخصصان بخش روانی بدنبال بحث و تبادل نظر بودند و راه هیچ نوع پیشرفت علمی را بسته نمی دیدند و گاهی به استفاده از شیوه های روان شناختی نیز می پرداختند. ضمن اینکه خودشان نیز به طراحی شیوه ای درمانی پرداختند اما با شکست مواجه شد ولی باز مأیوس نشدند و همیشه سعی کردند که با بیماران مدارا کرده، انسانی، همدلانه ولی نه آنگونه که باعث ایجاد رغت قلب و وابستگی شود، رفتار کنند.
او چندین مقاله روان شناختی داشت برای همین پس از تغییر محل کار مورد توجه ناشران و نویسندگان قرار می گیرد و از وی تقاضای نوشتن کتابی در آسیبهای روان شناختی می شود. او نیز با توجه به جوی که حتی در محل کار جدید او نیز بود، یعنی باز بودن راه پیشرفت و مباحثه علمی و آنچه با همراهی متخصصان حاصل می شد، با اشتیاق، این کار را که گمان می کرد حاصل فکر جمعی است، پذیرفت... .
سختکوشی،  توجه به متعلق بودن حاصل کار به  کل جمع، روحیه خستگی ناپذیر، منطقی بودن و عدم همراهی با آنچه غیرمنطقی می دانست، روحیه نقدپذیری، شوق علمی برای ادامه مسیر، استفاده از روشهای اصولی در حیطه کاری، امید، پشتکار، روحیه شکست ناپذیری، بدنبال تجربه های متفاوت بودن و... از نکات برجسته آموزنده ابتدای مسیر زندگانی اوست.

اشاره ای مختصر نیز به کتاب خدا و انسان در فلسفه یاسپرس شد. اوانسان و سرنوشتش را محور تفکر و اندیشه خود قرار داده و در فلسفه وی بحث بر سر وجود انسان و شدن وی است. او که یک فیلسوف اللهی اگزیستانسالیسم است به عنوان هدف برای انسان یک امر متعالی را در نظر گرفته و انسان را موجودی آزاد و مسئول می داند. او برای وجود مراتبی را در نظر گرفته که شامل وجود تجربی، آگاهی کلی، روح و هستی است که هستی و رسیدن به آن در بالاترین مرتبه قرار می گیرد.

مباحث مفصل تری درباره یاسپرس در جلسات بعدی بیان خواهد شد.
بحث روش تحقیقی این هفته در مطلبی مجزا تحت عنوان "معرفی مقاله" خواهد آمد.
با تشکر از همراهی همیشگی دکتر نوروزی

۹۵/۰۳/۱۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی