با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

گزارش جلسه سی و ششم

دوشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۶:۱۵ ق.ظ

متن گزارش از: مریم خاقانی

دانشجوی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

تاریخ:  22 /9/ 1394  یک­شنبه. ساعت 8 تا 10

مکان : دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان

حاضرین: آقای دکتر نوروزی و خانم ها  خاقانی، عابدی،  رضوی زاده، رجبی، شریف و داوری.



قسمت اول: بحث تربیتی

در این بخش از مباحث بر دو ویژگی مدارا و تواضع تاکید شد. در قرآن هم بسیار بر این دو تاکید شده است. کاربرد این دو ویژگی در تمامی ابعاد زندگی بشری او را به کمال سوق می دهد، در بعد سیاست موجب می شود که انسان این منش را در جبهه ی حق به کار بندد. اما توجه به این نکته ضروری است که گاه مدارا جایز نیست، و آن زمانی است که فساد به صورت سازمان یافته در بافت یک نهاد ریشه دوانده باشد. همان طور که خاتم رسل ص فرمودند(إذا رأیتم المتواضعین من أمتی فتواضعوا لهم و إذا رأیتم المتکبرین فتکبروا علیهم فإن ذلک لهم مذلة و صغار) هر گاه به اهل تواضع از امت من رسیدید برای ایشان فروتنی کنید و هرگاه به متکبران رسیدید با ایشان تکبر کنید، زیرا تکبرتان بر آنها سبب خواریشان می گردد.

در جبهه ی سیاسی اجتماعی هم باید سعی در رعایت تواضع و مدارا نمود؛ باید فضای حق را برای عموم تبیین نمود، نامه ی مقام معظم رهبری به جوانان اروپا در همین خصوص بوده است. به طور کلی وظیفه ی ما نفوذ در فسادهای سازمان یافته و خنثی سازی اهداف آنهاست.


قسمت دوم: لایب نیتز

در خصوص هستی شناسی لایب نیتز، کتاب منادولوژی توسط خانم عابدی ارائه شد که بیشتر رو به حق تعالی است. 

در این میان دکتر نوروزی بر الهام گرفتن از شیوه ی استدلال کردن و حتی مدیریت نوشتار فیلسوفان تاکید ویژه نمودند: در نوشتن هم اصول پاراگراف نویسی مبین نحوه ی استدلال نویسنده است. ایشان با اشاره به درسی در دکترای روانشناسی دانشگاه های خارجی با نام زبان و تفکر،اهمیت این نکته در تالیف کتب و پژوهش­ها، را متذکر شدند(رفتار تحت تاثیر زبان است و بالعکس). در نوشته های لایب نیتز هم نظم خاصی در پاراگراف نویسی مشهود است و این حاکی از ذهن ریاضی این فیلسوف می باشد.

موناد گوهری ساده است که از چینش آنها کنار هم مرکب ها به وجود می آید. ویژگی موناد ها:

اتم های حقیقی اشیاء هستند. محدود به ابعاد نیستند. حدوث و فنای آنها به صورت دفعی رخ می دهد. ولی مرکب ها به صورت تدریجی ایجاد و تخریب می شوند. موناد ها ثابت و لا یتغیرند و دریچه ی نفوذی هم ندارند. از طرفی باید ویژگی های خاصی برای متمایز بودنشان داشته باشند. تغییرات مونادها به دلیل ویژگی درونی آنهاست نه محرک بیرونی، و این ویژگی درونی، همان ویژگی کثرت در وحدت است. هر مونادی کل جهان را در خودش دارد.

ادراک به دو صورت سطحی(آشکار) و پنهان (عمیق) وجود دارد.

عرفا در اسلام هم معتقد به کثرت در وحدت هستند. سرمنشا هستی از یک جنس است. و با تغییر و دقیق شدن به موجودی خاص تبدیل می شوند. ظاهر موناد کثیر است ولی در حقیقت گوهری واحد است.

اشاره دکتر نوروزی به مصداق قرآنی موناد: (نحن اقرب الیکم من حبل الورید: در عین حال که خدا نزدیک شماست 1. شما خدا را نمی بینید2. خدا به سر نزدیک است، رگ گردن، و سر محل تفکر و مدیر بدن است3. اگر رگ  قطع شود انسان می میرد.)

لایب نیتز خدا را هم مونادی می داند که در اعلاترین سطح قرار گرفته است. خداوند را جدا از مخلوقات نمی بیند و معتقد است که فقط دانش خدا بیشتر است. رابطه ی علت و معلولی را قبول ندارد چرا که هر معلولی یک علت درونی دارد نه بیرونی (اشاره به ماهیت تربیت یا همان شکفتن از درون و تاثیر و تاثر از درون). این ویژگی ها در مورد مونادهاست اما در مورد مونادها رابطه ی علت و معلولی از بیرون و توسط مونادهای مختلف برقرار است.

حالت گذرانی که ما را به کثرت در وحدت می رساند ادراک است که متفاوت از شهود است. در ادراک پارامترهای مختلفی موثر است ولی ما بر یکی از آن پارامترها تمرکز داریم.

کمال های اول (مونادهای اول) منبع افعال درونی و ایجادکننده ی اولیه اند. مونادها برای رسیدن به سطح دقیق تر و آشکارتر باید عامل درونی شوق را احساس و فعال نمایند. اگر ملاک تغییر و مرکب شدن یک موناد، شوق باشد اسم همه ی مونادها را شوق می توان نامید و این وجه اشتراک تمام مونادهایی است که به مرکب تبدیل می شوند.

نفس ساخته شده از مونادهای متمایز است. لایب نیتز کارکرد حافظه را این گونه توجیه می کند که توانایی به عقل داده شده که وقتی مونادی را که قبلا توسط آن متاثر شده را دوباره می بیند، همان حسی را درک می کند که بار قبلی در هنگام مواجهه با آن درک کرده است.

به عقیده ی لایب نیتز تجربه ما را به عادت وادار کرده است و این به دلیل ویژگی حافظه ی عقل است. مثلا پس از اتمام شب عادت داریم که انتظار پدیده ای به نام روز را بکشیم.

با شناخت حقایق ضروری به خدا می رسیم و با شناخت این حقایق است که تفکر رخ می دهد، همه ی ابعاد تفکر بسیط است: این بدین معنی است که آنچه در ما به صورت محدود وجود دارد در خدا به صورت بسیط وجود دارد.

اصل امتناع تناقض(از دو امری که باهم در تناقض است، فقط یک امر درست است) را که اصل این همانی نیز نام دارد بیان نمود.

اصل جهت کافی که هر چیزی باید دلیلی داشته باشد که در نهایت به خدا می رسد را نیز پذیرفت.

حقایق از دیدگاه لایب نیتز به دو صورت استدلال (که ضروری اند و ناقضی ندارند و با تصورات آنها به حقایق اولیه می رسیم) و واقعه(که ممکن خاصند و ممکن است حقیقت مخالف آن هم وجود داشته باشد) وجود دارند.

مخالف اصولی که با نام اصول اولیه معروفند صریح می باشند. انسان با تفکر در حقایق جزئی به بی نهایت و در نهایت به خدا می رسیم. اشیا باید آنقدر تحلیل شوند تا به حقایق اولیه برسیم. بنابراین جهت عقلی باید کافی و نامتاهی باشد و در گوهر اشیا مونادی حقیقی وجود داشته باشد که ما را به خدا برساند. لایب نیتز خدا را جهت عقلی کافی همه موجودات (علت العلل) می داند. ویژگی خدا از دیدگاه لایب نیتز به برتر بودن، کلی بودن و واجب بودن است.کلیات تام مخلوقات از آن خداست و نقصشان از طبیعت خودشان است. موجودات یا به صورت بالقوه وجود دارند یا به صورت بالفعل. اولین جرقه های مفهوم نظام احسن را لایب نیتز زد: که اگر خداوند جهانی بهتر از این می توانست خلق کند، می آفرید. و عاقل ترین مردم به این نکته می رسند که بهترین وضع موجود در این جهان رخ می دهد. وجود خدا هیچ حد و مرز و تناقضی ندارد پس خدا هست.حقایق جهان چون متعلق به ذات درونی خدا هستند فقط تحت اراده ی اویند. در خدا قدرتی با سرچشمگی علم وجود دارد که موجبات شوق درونی مونادها را فراهم می آورد. در واقع تعبیری که ما از روح و نفس داریم را لایب نیتز موناد می نامد.

در مورد معرفت شناسی فلسفه ی لایب نیتز که توسط خانم رجبی ارائه شد، معرفت شناسی در این فلسفه با کلیدواژه ی ادارک قابل فهم است که هرچه ادراک آدمی از پنهان به سمت آشکار حرکت کند آگاهی و شناخت آدمی نسبت به نفسش بیشتر می شود. ادراک پنهان همان معرفت پیشینی است که فروید هم آن را بعدا با نام ضمایر پنهان معرفی می کند. فروید شخصیت انسان را چونان کوه یخی می داند که بخش کوچکی از آن پیدا و غالب آن زیر آب و پنهان است. به میزانی که کودک به ادراکات و دریافتی ها و شناخت نسبت به پیرامونش بیافزاید، شخصیتش شکل دقیق تری به خود می گیرد.

لایب نیتز به باورهای فکری معتقد است همان گونه که از فلسفه ی الهی گونه و عرفانی او نیز چنین بر می آید. نفس جوهری بسیط و غیر مادی است پس جاودان است و همیشه باید ادراک داشته باشد.پس در نتیجه تصورات فکری دورن او وجود داشته است که ویژگی ادراک را نیز دارد.

منطق لایب نیتز: اگر عمر او کفاف می داد علم منطق را می توانست یک قرن و نیم به جلو ببرد. منطق او منطق اصطلاحات بوده است نه گزاره ها و تا حدی شبیه منطق ارسطویی است. در گزاره­ی منطقی که موضوع و محمول مطرح است معتقد است که موضوع در محمول مندرج است و گویی مانند اسپینوزا نگاهی جبری دارد.

 

۹۴/۰۹/۲۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی