با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

گزارش جلسه هجدهم

دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۳ ب.ظ

نویسنده گزارش: زهرا عسگری

این جلسه در روز یکشنبه مورخ هجده مرداد، از ساعت هفت و نیم تا ده صبح در دانشگاه اصفهان و با حضور آقای دکتر نوروزی و خانمها عابدی، رجبی، اسحاقیان، رضوی زاده، شفیعیون و عسگری برگزار شد.در بخش اول این جلسه به معرفی اجمالی آگوستین، بیان قرائت کاپلستون از آگوستین و بابهایی از کتاب اعترافات او پرداخته شد و در بخش دوم بر روی مقاله زمینه ای واقع گرا/سازه گرا درباره چیستی علم و عناصر آن بحث شد.

معرفی اجمالی آگوستین:

آگوستین یکی از بزرگترین ادبا و کلامیون آبای کلیسا است.او در کودکی تحت تعالیم مادر مسیحیت را آموخت ولی در روزگار جوانی به هرزگی روی آورد و دچار عشقی ناپاک شد.او در آن دوران برای رفع تناقضات آیین مسیحی، به آیین مانوی گرایید.در ادامه آگوستین به واسطه آشنایی با تعدادی از کشیشان، دوباره به آیین مسیحیت متمایل شد.در این زمان او با ترجمه آثار افلوطین با اندیشه های او آشنا و در نتیجه آموزه های او از مادی گرایی رها شد و حقیقت غیر مادی را دریافت.آگوستین در مصاحبتش با کشیشان درنهایت، به تحولی فکری و تحولی عاطفی دست یافت.او در ماجرای تحول عاطفی خود با مورد عنایت خدا قرار گرفتن، به ایمان نایل آمد.

گزارش کاپلستون از آگوستین:

با توجه به اینکه آگوستین بیشتر کلامی بوده است تا فیلسوف، کاپلستون سعی کرده آموزه های فلسفی او را از الهیات آگوستین جدا کند.او این آموزه ها را در پنج بخش شناخت، خدا،جهان، اخلاق و دولت معرفی میکند.در بخش شناخت، شناخت و فهم ذاتی آدمی دانسته شده و بیان میشود انسان وجود داشتن، حیات داشتن و فهمیدن را به طور یقینی در میابد.در ادامه از چگونگی شناخت در نظر آگوستین بحث میشود.آگوستین علی رغم اینکه شناخت حسی را قبول دارد، به رسم افلاطونیان بیشتر بر شناخت درونی و شناخت حقیقی تا کید میکند.

در بخش خدا، نظرات آگوستین درباره اثبات وجود خدا، صفات او و ... بحث میشود.در بخش جهان به چگونگی خلقت انسان پرداخته و بیان میشود علی رغم نظر افلوطین، آگوستین معتقد است، خلقت خدا از عدم به طور اختیاری انجام شده است.سپس عقول بذری به عنوان بذر موجود همه چیزهایی که روزی خلق میشوند، معرفی میشود.در انتها از چگونگی تشکیل آدمی از نفس و بدن و اتحاد آنها صحبت میشود.

در بخش اخلاق، نقطه اشتراک اخلاق یونانی و آگوستین در غایت سعادتمندانه بیان میشود با این تفاوت که آگوستین لزوما سعادت را در رسیدن به خدا میداند.اخلاق آگوستین بیشتر به رابطه عاشقانه با خدا و جلوهای محبتی دین مسیح میپردازد.در بخش دولت هم از برتری کلیسا بر دولت و اینکه دولت باید لزوما اصول و قوانین خود را از کلیسا بگیردصحبت میشود.

کتاب اعترافات آگوستین

باب اول

در این باب آگوستین به چگونگی نیایش انسان با خدا میپردازد و از این بحث میکند که اول باید به نیایش با خدا پرداخت تا بعد از او شناخت به دست آورد یا اول به شناخت خدا پرداخته تا بعد بتوانیم نیایش کنیم.آگوستین خدا را در انسان و همه موجودات حاضر دانسته و معتقد است همه از خدا بهره ای دارند که میتوانند با او به نیایش بپردازند.در ادامه آگوستین به معرفی صفات خداوند و توصیف آنها میپردازد.و به جلوه های لطف و مهربانی خدا در دوران کودکی خود اشاره میکند؛ سپس به بیان چگونگی سپری شدن دوران کودکی خود و رابطه او با والدین و انسانهای اطراف پرداخته و بیان میکند دوران کودکی دورانی آغشته به گناه و ناپاکی است که هر چه به بزرگسالی نزدیک میشود از این گناهان دوری کرده و رهایی میابد.او از دوران مدرسه و خاطراتش به بدی یاد میکند و علی رغم اینکه تنبیهات معلمان و والدین را نادرست میداند، آنها را در راستای مصلحت الهی و مفید برای رشدش میداند.او تنفر خود از ادبیات یونانی را بیان کرده و علی رغم علاقه اش به داستانهای هومر، آنها را آکنده از صحنه های غیر اخلاقی میداند.در نهایت برای گناههای کودکی خود و والدینش از خدا طلب مغفرت میکند.

باب دوم

در این باب آگوستین به شرح دوران نوجوانی و جوانی خود میپردازد.او در این دوران به شهوات روی آورده ه و دچار هوسرانی میشود.مادر او نگران هرزگی ها و هوسرانی های آگوستین بود ولی پدرش نسبت به تربیت او اهتمام خاصی نداشت و حتی از مشاهده مظاهر بلوغ در او شادمان میشد.او در این دوران به همراهی جمعی از دوستان لا ابا لی اش به تقلب و دروغ گویی و سرقت میپرداخته و هدف خود را از سرقت، تنها لذت گناه بیان میکند.هر چند معتقد است این نمیتواند دلیلی محکمی باشد چراکه گناهکار یا برای به دست آوردن چیزی یا رهایی از چیزی دست به گناه میزند.او دلیلی کارهای خود را در این میداند که چون نمیتوانسته با آزادی از قوانین خدا سرپیچی کند به حیله میپرداخته است.در نهایت شرمندگی خود از این گناهها را بیان کرده و طلب عفو الهی میکند.

باب سوم

در این باب آگوستین از رفتنش به کارتاژ و دچار شدنش به عشقی ناپاک میگوید.او با اینکه صرفا دوستدار مهر ورزیدن بوده، راه را به اشتباه رفته و گرفتار میشود.او به دوست داشتن و دوست داشته شدن بیشتر علاقه مند بوده تا بهره گیری جسمانی از معشوق.او در این دوران به نمایشها تاثر آمیز علاقه مند بوده و بیان میکند چرا آدمی با اینکه خود از غم و ناراحتی گریزان  است، به چنین داستانهای علاقه مند میشود.او پاسخ را در دوست داشتن اشکها و تاملات غمبار میداند که به رقت قلب منجر میشود.او در آن دوران در مدرسه بلاغت سرآمد بود و از این سرامدی و قدرتش در اقناع دیگران به وجد میامد.در میان رساله های سخن وری با رساله از سیسرون روبه رو شد.با مطالعه این رساله به فلسفه متمایل و رو به سوی خدا کرد.در این کتاب سوفیستها نقد شده و تاکید میشود از سخنوری تنها برای رسیدن به حق و حقیقت باید بهره برد.در آن زمان او خود را نسبت به مسیح و پیامبران خدا میداند و کارش را تخطئه آنها بیان میکند.در همان دوران مادر آگوستین خوابی میبینند و کشیشان درباره هدایت قریب الوقوع فرزندش به او بشارت میدهند،به همین خاطر مادرش حاضر به زندگی با او میشود.

باب چهارم

این باب درباره دوره نه ساله از نوزده سالگی تا بیست و هشت سالگی است که در آن آگوستین مدام فریفته میشد و میفریفت. تعلیم سخنوری، همزیستی با زنی خارج از چارچوب ازدواج، و تمسخر غیب گویی که به او وعده ی دریافت جایزه می داد ادامه ی اعترافاتش به درگاه خداست.آگوستین علاقه ی عجیبی به نجوم داشته، به طوری که حتّی ملامتهای طبیبی حاذق قادر به انصراف وی از نجوم نبود.تدریس خطابه در تاگاست، از دست دادن یکی از صمیمی ترین دوستانش و تحمل رنجی جانسوز در فراق او از مهمترین اتفاقات رخ داده در زندگی اش به حساب می روند که در این باب ار آنها بحث میکند.او در ادامه به چرایی دلپذیر بودن اشک در حزن میپردازد و بیان میکند که تمامی نفوس را بایستی در خداوند دوست داشت؛ همان که یگانه مأمن آرامش است، همان که عیسی مسیح با تجسدش ما را به او میخواند.

باب یازدهم

 آگوستین در این باب خدا را به عنوان بدایت و نهایت اعترافات خود را بیان میکند.با توجه به اینکه خدا عالم بر همه چیز است، دلیل اعترافات آگوستین، صرفا زیاد شدن عشق او به خدا معرفی میشود.سپس او برای فهم بهتر متون مقدس و مخلوقات خداو چگونگی خلقت او، در قالب نیایش هایی عمیق، از خدا فهم طلب میکند.سپس به چگونگی زمان پرداخته  و با بیان اینکه گذشته و آینده ای وجود ندارد شیوه بیان صحیح زمان را در حضور گذشته: خاطرات، شهوبی واسطه: حال و انتظار آینده معرفی میکند و توضیح میدهد با توجه به اینکه ما دقیقا نمیدانیم زمان چیست، صادقانه نیست که بگوییم زمان را اندازه میگیریم.

در جریان بحث درباره این کتاب به آثار تربیتی اعتراف نویسی در آگوستین و روسو و ... پرداخته شد.و درباره شخصیت عاشق و بزرگ آگوستین و نسبت او با دین مسیحیت صحبت شد.

بخش دوم جلسه

در این بخش به مقاله باز اندیشی در آموزش علوم از آقای ضرغامی پرداخته شد و بر روی جنبه های واقع گرایی و سازه گرایی علم، چگونگی آزمون پذیری آنها و تاثیرات آنها در روش تدریس بحث شد.

۹۴/۰۵/۱۹

نظرات  (۱)

سلام گزارش بسیار عالی بود .خانم عسگری متشکریم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی