با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

گزارش جلسات گروه

چهارشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۷ ب.ظ

بیست و سومین جلسه گروه در سال 95

با سلام

تاریخ و زمان جلسه: ساعت 8 تا 9 و 40 دقیقه روز سه شنبه 06/ 07/ 1395،

مکان جلسه: گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان.

موضوعات مورد بحث: نکته تربیتی، ادامه تبیین اندیشه کانت و بررسی روایی تحقیقات کیفی.

نکته تربیتی:

جلسات قبل راجع به اینکه در بحث تفکر، توجه به خود در جنبه شناختی مهم است، صحبت شد.  اما در لایه دوم بحث مذکور، نیازمند به این هستیم که به اعمال و رفتار دیگران نیز توجه کنیم تا زندگی سالم و شادی داشته باشیم! اینکه در روابط اجتماعی ما، کدام افراد و با چه کدهای رفتاری، مناسب و یا مخرب هستند؟بنابراین توجه به دیگران برای سلامت و تعالی خویش در بعد کاری، تحصیلی، خانوادگی و... لازم است. نه این که راجع به دیگران قضاوت نابجا و یا عیب جویی کنیم. البته این نگاه به معنای منیّت نیست بلکه نگاهی است برای بالا بردن بهروری، رشد شخصی و سپس اجتماعی ما. بعنوان مثال ممکن است برای بالا بردن میزان آرامش و بازدهی سیستم کاری خویش به این نتیجه برسیم که افراد اهل حرف زدن و حاشیه ساز را از اطراف خویش حذف کنیم زیرا به تجربه دریافته ایم که این گونه افراد تنها اهل حرف اند و نه اهل انجام کار. اینکه چه وقت اصلاح افراد یا امر به معروف و نهی از منکر وسط می آید یا در امور دیگران اصلاً مهم است یا نه؟ مربوط به زمانی است که بدانیم جایی نفوذی داریم و میتوانیم تغییری مفید ایجاد کنیم.

پیشگامان کانت:

برکلی: با نقد اندیشه لاک و تقسیم کیفیتها به اولی و دومی کار خود را شروع میکند و نتیجه میگیرد که ماده ای که فیلسوفان نو از آن میگویند مانند ماده اولیه ارسطویی موهوم است. زیرا این کیفیات به حس ما درک نمیشود و تجربی نیست. او این سؤال را مطرح میکند که چگونه ممکن است حس را گواهی چیزی گرفت که به حس درنمی آید؟ برکلی می گوید: آنچه تجربه حسی به ما میدهد تصورات و احساسات ماست و فقط برای چیزهایی که بتوانیم درک کنیم میتوانیم هستی قائل گردیم و پذیرش جز این، یک تناقض آَشکار است. او با انکار هستی ماده میگوید: آنچه بعنوان جسم فرض میشود، چیزی جز تصورات ما نیست اینکه روان و جان(بودن) میتواند هستی جسمانی را درک کند. ممکن است وجودی را من درک نکنم اما موجودی دیگر درک کند پس این عدم درکها به معنای عدم وجود فلان موجود در جهان نیست. زیرا ادراک روح ازلی دارد. اهمیت کار برکلی در آشکار نمودن نتایج آمپریسم و تحولات آن است. نظریه او در رد جوهر جسمانی را"ایده آل" می نامند که در آن مجموعه تصورات را برگرفته از محسوسات میداند. هدف این نظریه تقابل با مادی گرایان است در حالی که هیوم این مطالب برکلی را بهترین سرمشق برای دبستان شک میداند.

هیوم: وی با پذیرفتن تجربه حسی بعنوان بهترین منبع شناختی، با بررسی آمپریسم به شک می انجامد میرسد.  او تمام تصورات را از اندیشه حسی میداند و ریشه تصورات را اندیشه های حسی میداند که بنیاد هرگونه شناسایی است. او تصور را همان تأثر و تفاوت آنها را در درجه شدت و روشنی آنها میداند و معتقد است: هرچه شدت روشنی کمتتر باشد، به عرصه تصورات و هرچه بیشتر باشد به عرصه تأثرات تعلق می یابد. نیز مانند لاک فعالیت ذهن را همان به هم پیوستن تصوراتی میداند که اندیشه حسی به ما میدهد و میگوید اندیشه از چارچوب تصورات خارج نمیگردد. هیوم از دو نوع موضع شناسایی سخن میگوید: یک- موضع نسبت تصورات مانند حساب، هندسه، جبر و.... که از طریق شهود و برهان شناخته میشود. دو- پیشآمدها و موضع واقعیات و میگوید: تصور نادرستی آنها همانقدر ممکن است که تصور درستی آنها، و انکار یک قضیه تجربی هیچ گاه ما را به تناقض نمیرساند.  او این پرسش را مطرح میکند که همه بنیاد فکری تصوری ما بر پایه علیت است. حال بنیاد این علیت چیست؟ که پاسخ او، تجربه است. مشکل این نظریه این است که از طرفی بنیاد مسائل تجربی علیت است و از طرفی بنیاد علیت، تجربه. او از سویی بنیاد مسائل را تجربه میداند و از سویی نیز معتقد است که تجربه قادر به یافتن هیچ پیوستگی بین مسائل نیست و نتیجه میگیرد که آنچه ما قانون طبیعت می نامیم، همیشه ضروری نیست. او بنیاد نتیجه گیری های تجربی را، عادت میداند و نه استدلال. و برای همین مسائل است که به جایی یافتن قوانین طبیعت در منطق و فلسفه، بدنبال پیوند آنها در روان شناسی و با توجه به اصل علیت، پیوستگی و همانندی میگردد. هیوم میگوید: خود نیز  مانند جسم مجموعه ای از ادراکات است و ما هیچگاه نمیتوانیم خود را خارج از زمان و ادراک معینی پیدا کنیم و هیچگاه نیز نمیتوانیم چیزی را جز ادراک مشاهده کنیم. هیوم نهایتاً شناخت جوهر جسمانی و روحانی را ناممکن میداند و هیچ قضاوتی راجع به پیش آمدها را نیز ضروری و یقینی نمیداند. بلکه تنها احتمالی میشمارد و با این حرف است که او خواب جزمیان را آشفته می سازد.

کانت:

کانت از این اندیشه که زمان صورت حس درونی است به اینجا می رسد که همه نمودها در زمان تصور میشوند و هر چه در زمان تصور میشود، نمود است و حتی تصور خود نیز چیزی جز نمود آن نیست. سخن ما نشان می دهد که نگرش ما که نگرش حسی است چیزی جز نمود به ما عرضه نمیکند. کانت نمود را این گونه تعریف  میکند: نمود در نسبت یک شناسنده و یک موضوع شناسایی نمایان میشود. بنابراین نمود از یک طرف به واقعیت به خودی خود و از طرفی دیگر به چگونگی نگرشها یعنی همان عامل شناسایی وابسته است. منطق فرارونده به شناسایی و سنجش بنیادهای آزاد از تجربه، فهم و تحلیل مفهومها و اصلها میپردازد. کانت شناسایی را سرچشمه یافته از دو خاستگاه جان میداند: 1- توانایی دریافت تصورها و پذیرش تأثرها. 2- توانایی شناختن مسائل بوسیله این تصورات، که همان توانایی مفهوم سازی است. بوسیله توانایی اول مفهومها به ما داده میشود و به وسله توانایی دوم در رابطه به آنها اندیشیده میگردد. او با یادآوری تفاوت نگرش و فهم که در انفعالی بودن اولی و فعال بودن دومی بود، یادآور میشود که هیچ فهمی بدون وجود نگرش ممکن نیست. با آنکه فهم و نگرش از هم جدا نیستند و هیچ کدام کار دیگری را انجام نمیدهند، اما باید دانست که نگرش و علم به آن را در استاتیک فرارونده بررسی میکنند و فهم را در منطق. کانت منطق را به دو دسته کلی و فرارونده تقسیم میکند و منطق کلی را همان منطق صوری ارسطو میداند و میگوید: منطق کلی کاری با قوانین درست اندیشیدن و بررسی آنها ندارد بلکه تنها مجموعه ای است که برای مصون داشتن فکر از خطا شکل یافته است. از دید کانت منطق کلی یا ناب است و یا به کار رفته. منطق کلی ناب تنها با در نظر داشتن مسائل آزاد از تجربه و کنار گذاشتن همه مسائل تجربی مؤثر در اندیشیدن معنا می یابد که یک مجموعه و کانن عقل و خرد است و منطق به کار رفته به قوانین به کار رفته در فهم در شرایط سوبژکتیو تجربی توجه داشته و با حالتهایی چون: شک، یقین، توجه، سرچشمه خطا و... سر و کار دارد. این نوع منطق تنها وسیله ویرایش فهم انسانی است. کانت تنها منطق کلی ناب را علم میشمارد و به دو نکته توجه میدهد: 1- این نوع منطق باید هرگونه محتوای شناسایی و تفاوت موضوعها را کنار نهد و فقط به صورت اندیشه بپردازد 2- هیچ اصل تجربی نداشته باشد و از این رو هیچ چیز از روان شناسی نگیرد بلکه کاملاً بر اصلهای آزاد از تجربه استوار باشد.

روش تحقیق:

مقاله "تحلیلی بر رویکردهای رَوایی در پژوهش کیفی"؛ شقایق نیک نشان، دکتر رضاعلی نوروزی، دکتر احمدرضا نصر اصفهانی.
نویسندگان این مقاله، با شیوه توصیفی و تحلیلی به بررسی سه رویکرد روایی تحقیقات کیفی می پردازند. این سه رویکرد عبارت است از: رویکرد سنتی(بیرونی، بررسی در پایان تحقیق، بررسی و چک کردن مشارکت کنندگان و نتیجه)، کل نگر(درونی و با بررسی و تکرار رفت و برگشتی مراحل حین تحقیق توسط محقق) و رویکرد هدف - روایی (در نظر داشتن و چک کردن درصد تحقق یافتن اهداف). به زعم نویسندگان، رویکرد کل نگر بخاطر دقت در انجام آنها، بر دو رویکرد دیگر برتری داشته، از تعیین درجه روایی بیشتری برخوردار است و میتواند مسئله روایی در پژوهش های کیفی را حل کند. البته به این نکته نیز توجه می دهند که بسیاری از محققان رَوایی را در تحقیقات کیفی ناممکن می دانند و تنها تحقیقات کمی را قابل بررسی روایی می دانند. هر چند کم کم این رویکرد کمرنگ و توجه به روایی تحقیقات کیفی با توجه به لزوم و ضرورت آن در مباحث انعطاف پذیر علوم انسانی، در جهان و سپس در کشور ما با سرعت کمتری مورد توجه قرار گرفته است اما هنوز هم در ایران توجه به روایی در تحقیقات کیفی به پای توجه به درجه روایی تحقیقات کمی نرسیده است.

سپاس از آقای دکتر نوروزی و سایر حاضران

۹۵/۰۷/۰۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی