با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین مطالب
آخرین نظرات

یک سه شنبه یک کتاب

سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ق.ظ

ارکان تعلیم و تربیت

ارکان تعلیم و تربیت

نویسنده: علامه محمدتقی جعفری

نشر: مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری

تعداد صفحه: 244

یکی از موضوعات که از سوی انبیاء، اولیای الهی ، حکما، انسان شناسان ، روان شناسان، جامعه شناسان و بسیاری دیگر از ارباب علوم و صاحبان بصیرت مورد طرح و بررسی و دقت منظر قرارگرفته است و همچنین یکی از دیگر از معدود موضوعاتی که در طرح آن ، علی رغم انبوهی از مطالب فراوان و نظریه پردازی های گوناگون ، هم در موضوع مورد بررسی و هم در ماهیت شناخت موضوع و هم در کیفیت دیدگاه های ارائه شد تفاوت های بسیار چشمگیری دیده می شود ، موضوع تعلیم و تربیت است . موضوع انسان ، خصوصا تعلیم و تربیت که نزدیک ترین موضوع از موضو عات انسانی به انسان دیگر است ویژگی های نادری دارد.
اثری که پیش رو دارید مجموعه ای از کوتاه و برگزیده از نوشته های محمد تقی جعفری است که به بحث و بررسی و چشم اندازهای موضوع تعلیم و تربیت می پردازد.
تعلیم و تربیت، امروزه مانند دیگر شئون انسانی از توجه فراوانی برخوردار است، اما این توجه فراوان ، نتایج درخشانی را مطابق صرف انرژی های مالی و معنوی کلان در بر نداشته است.

توضیح تفصیلی در مورد کتاب:

رکن یکم مبانی تعلیم و تربیت :

مبانی تعلیم و تربیت در اسلام از دو منظر قابل بررسی است :

۱ منابع اولیه تعلیم و تربیت

منابع اولیه اسلام که بازگوکننده «انسان آن چنان که هست » در انسان آنچنان که باید باشد » هستند.

این منابع عبارتند از :

الف: کتاب الله (قرآن ) : این کتاب بیان کننده راه های به فعلیت رساندن استعدادهای مثبت انسان و قرار دادن او در مسیر جاذبه کمال است .

ب: صفت پیامبر اکرم (ص) : شامل ،گفتار ،کردار و امضای عملی قانون گذار اسلام است .

ج : اجماع : دانشمندان ، فقهای متقی و وارسته و مهذب که با آگاهی لازم و کافی از منابع اسلامی ،حکمی را بیان می کنند

د: عقل : یکی از منابع اولیه اسلام است که به سه منبع گذشته هیچ گونه مغایرتی ندارد .

تقسیم بندی مبانی تعلیم و تربیت :

یکم – مبانی ثابت : اصول و قوانین اولیه که با نظریه ثبات دوام استعدادها ، نیروها و نیازها .. در معرض دگرگونی قرار نمی گیرد .

دوم – مبانی متغیر : آن قسمت از اصولی و قوانین کمی که با نظریه موضوعات و شرایط واقع شده در مجرای تغییرات ،در معرض تحولات قرار دارند .

دونوع فعالیت عقل (انواع عقلی )

۱- عقل نظری معمولی : که مواد خام کارخود را از محسوسات و عوامل ادامه حیاتی که برای انسان به عنوان «هدف » تلقی شده و هم چنین از تجدید و تحصیل کلیات و تنظیم روابط وسایل و اهداف می گیرد و به جریان می اندازد .

نتیجه فعالیت عقل نظری :

ارزش فعالیت این عقل به شخصیتی وابسته است که مدیریت حیات ، آدمی را به عهده دارد .اگر مدیریت درونی به وسیله «شخصیت یا من وارسته و متعالی » باشد ، قطعاً فعالیت های آن در مسیر تعالی و وارستگی ها خواهد بود و اگر نه کاملاً برعکس نتیجه خواهد داشت .

۲- عقلی سلیم ( عقل کامل ): نوع دوم از عقل یا فعالیت عقلی ، همان است که درمرحله طبیعی اش «خِرد » نامیده می شود و در مرحله عالی تر ، «عقل سلیم » یا «عقل کامل » معرفی می شود .

این ، همان عقلی است که همه پیامبران و حکماء و اولیاءالله و هرکسی که رسالتی را درباره تعالی یافتن انسان ها پذیرفته است ، به فعالیت رسیدن این عقل را هدف برنامه و تلاش های خود قرار داده است .

تعریف عقل کامل :

توصیف این عقل عبارت است از عامل اصلی اداره «حیات معقول » که ضامن به فعلیت رسیدن کمالِممکن درباره یک انسان است . این عقل می تواند همه نیروها و استعدادهای بشری را به حدّ اعلای کمال ممکن ،

توصیف این عقل عبارت است از عامل اصلی اداره «حیات معقول » که ضامن به فعلیت رسیدن کمالِممکن درباره یک انسان است . این عقل می تواند همه نیروها و استعدادهای بشری را به حدّ اعلای کمال ممکن ، اعتلاء و ترقی بدهد .

عقل و آرای مختلف :‌

با توجه به اینکه در منابع اسلامی عقل را والاترین حقیقت پنهان انسانی معرفی نموده است . وقتی در تمجید و تنظیم یک انسان وارسته از خود بازی ها ،چهل ها و ابستگی های روحی صحبت می شود ، این جمله را به کار می برند که به مقام عقل رسیده است ، یا گفته می شود : ا.و عقل محض است .

دراین قسمت علامه جعفری در بیان اهمیت و مقام والای عقل در کنار شع تعدادی از سخنان حکمای اسلامی را بیان می کنند و نتیجه می گیرند که تحصیل معرفت به وسیله «تعلیم » و قرار گرفتن در مسیر گردیدن تکامل انسانی در دین اسلام ،مستند به دو منبع عمده می باشد که نسبت آن دو بردیگری ، نسبت چشم (عقل ) به نور (شرع ) است . این دو منبع عبارتند از :«عقل عالی و سلیم » ،«کتاب الله و سنت قانون گذار اسلام و اجماع علماء «که در مجموع بازگوکننده اراده خداوندی درباره صلاح و فساد انسان ها و آماده کننده زمینه «حیات معقول » برای وصول به هدف اعلای حیات است

۲ عقل از منظر کانت :

او معتقد است انسان تنها به وسیله تکلیف است که از عام محسوسات و غرق شدن در آن از خود برتر می رود واین اصل او را به اموری والاتر از شئون عالم طبیعت مربوط می سازد و این امور را تنها عقل می تواند درک کند ،آن هم نه عقلی در استخدام  «من طبیعی محض » است بلکه عقلی که از « منِ خود محور « بالارفته باشد و بتواند امور والای هستی را در فوق طبیعت ادارک کند .

۳ عقل از منظر امام محمد باقر (ع ) :

امام محمد باقر (ع) در حدیثی در بیان عظمت عقل در پیشگاه حضرت حق به این معنی اشاره داشته اند که اگر عقل به کسی روی بیاورد ، همه خیرات به او روی آورده است و اگر عقل کسی از روی گردان شود ، همه خیرات از او روی برمی گرداند .

۲- اصول ، قواعد و اهداف تعلیم و تربیت :

هنگامی که می گوییم تعلیم و تربیت ، این مبانی شامل اصول و قواعد واهداف تعلیم و تربیت به طور عام می شود ، این توضیح شامل هر دو گروه می باشد :‌

الف- اصول و قواعدی که تعلیم و تربیت باید برمبنای آن ها صورت بگیرد و یعنی ، این دو پدیده آنها را به عنوان اصولی و قواعدی ضرروتی تلقی نماید .

ب- اهداف نسبی و هدف مطلق که غرض و غایت اصلی از تعلیم و تربیت می باشد .

اصل یکم :‌

اصل تعلیم و تربیت ، اصلی ضرروی است که نیازی به اثبات ندارد ، این نیاز ضرروی از لزوم تطبیق زندگی با قانون تنظیم کننده زندگی ، [ با در نظر گرفتن ] ، امیال و اندیشه ها و نبوغ هایی که در انسان وجود دارد، ناشی می شود .

مقصود از این اصل ، لزوم آگاهی جدی از دو پدیده تعلیم و تربیت ،با نظریه به نیاز حقی به آنها است .

توجه به این مسئله با اهمیت ضروروی است که : «تحصیل معرفت » و «گردیدم مطابق معرفت » در مسائل انسانی ، مهم ترین ضامن تفکیک نیک از بد است ، مصامحه و سهل انگاری درباره و عامل مزبور ، قطعاً موجب نابود شدن استعدادها و نیروهای سازنده ای است که خداوند در نهاد انسان ها گذاشته است .

ضرروت تربیت از دیدگاه یک متفکر ( فردریک مایر )

نقدی برنظریه ویلیام جیمز ( خود گسترده تر ) .

دو کار مهم تربیت :

۱ . قرار گرفتن احساسات وغرایز در مجرای صحیح خود و اثبات خطا بودن محتویات غلطی که در مغز و روان انسانهای مورد تربیت جای گرفتن و پیشرفت کرده اند .

۲ تلقین و قابل پذیرش ساختن واقعیت ها ، آرمان ها و ارزش های عالی انسانی برای انسان مورد تربیت این کار در دو موقعیت راحت تر بوده و خوشایند و ملایم طبع است .

الف )  پس از آنکه مغز وروان انسان مورد تربیت در مرحله تعدیل احساسات توفیق یافت پذیرش واقعیات  و ارزش های عالی انسانی برایش نشاط بخش خواهد بود.

ب ) مشاهده تدریجی نتایج تربیت ، قطعاً پاسخگوی همه ابعاد و استعدادهای انسانی است .

رکن دوم :

اهداف تعلیم و تربیت :

متفکران علوم تربیتی مباحث متنوع و مفصلی را تحت عنوان «اهداف تربیتی » ذکر کرده اند .

مواد پانزدگانه اهداف تعلیم و تربیت  :

نویسنده کتاب تاریخ فلسفه تربیتی ،مواد اصلی این اهداف را به قرار زیر در پانزده قسمت خلاصه کرده است : ۱٫ تعاقل ۲ . قدرشناسی از فرهنگ۳ . پرروش خلاقیت ۴ . اهمیت درک و به کار بردن دانش  ۵ . تماس با اندیشه های مهم ۶٫ ارزش های معنوی و اخلاقی . ۷٫ مهارت های اصولی ۸٫ . کارآمدی شغلی ۹٫ سازگاری بهتر با زندگی خانوادگی . ۱۰ . شارمندی موثر ۱۱٫ سلامت بدنی و روانی ۱۲٫ تغییر شخصیت برای سودمند بودن و علاقه به آگاهی و دانش و درک حقیقت . ۱۳٫ به وجود آوردن علاقه های پایدار . ۱۴٫ صلح جویی ۱۵٫ تجدید مداومو فهماندن اینکه بشر مقیاس جهان است .

درباره این موارد پانزدگانه ،دو نکته مهم قابل ذکر است :‌

یکم : اغلب این مواد، کلیاتی هستند که مطلوبیت آنها شاید برای هیچ کس مورد تردید نباشد فقط می بایست ملاک ها ، اصول و انگیزه های آن مواد مورد دقت قرار گیرد .

به عنوان مثال : قدرشناسی از فرهنگ بسیار جالب است ، به همان اندازه که سکونت در یک مسکن زیبا ودارای شرایط بهزیستی مادی و معنوی بسیار جالب است ، ولی این مفهوم کلی به ما نمی گوید ، ملاک یک فرهنگ عالی چیست که بتواند با دیگر اهداف تربیت هماهنگ بوده ، مکمل همدیگر باشند !

دوم – در این مورد پانزدگانه، اگر چه یک ماده (ماده ۱۲ ) درباره شخصیت و تغییر آن است ، ولی هیچ تفسیر و توجیه علمی و فلسفی درباره این حقیقت که می توان گفت موضوع اصلی علوم تربیتی را تشکیل می دهد . در میان نیامده است .

۱ تعقل :

مؤلف کتاب یاد شده معتقداست که تعقل نخستین نیاز است و کم تر کسی از منابع فکر و خویش اگاه است . تعقل نیازمند روش عینی است و خود چنین روشی موجب می شود که انسان نظریه های آزمایش تنظیم کند و صحت وسقم آن ها را با روش آزمایشی معلوم دارد .

تعقل در تربیت اسلامی :

این ماده که درتربیت اسلامی بسیار با اهمیت تلقی شده است ، به سه ماده اساسی قابل تحلیل است ‌:

الف- تفکر هدفدار با انطباق برقوانین . یا به عبارت صحیح تر ، با انطباق قوایننی که صحت آن ها اثبات شده است برآن  .

در یک صد و بیست و شش آیه در قرآن مجید در تحریک  به تفکر ، تعقل ، تدبر ، تحصیل عقل ناب شئور و فهم عالی وارد شده است . اگر بخواهیم ازدیگر کلماتی که به دلالت غیر مستقیم به ضرروت تقویت این پدیده ها تاکید می نماید ، استفاده کنیم مانند تذکر و … تعداد آیات مربوطه ، از سیصد مورد تجاوز خواهد کرد .

ب- موضوعات و قضایایی که ذهن نو نهالان و میان سالان و حتی کهن سالان با اختلاف در کمیت و کیفیت آن ها برحسب مقاطع عمر ، باید درباره آن ها تعقل نماید .

ج- تصفیه و تثبیت قوانینی است که فعالیت عقلانی باید طبق انها به جریان بیفتد .

در منابع اسلامی با تذکر فراوان ب لزوم آشنایی با قوانینی که تفکر هدفدار و تعقل باید برطبق آنها شرکت کنند ، آن موارد ضرروی و مفید را که اداره «حیات معقول » انسان ها ست . بیان می نماید . و راه های پیدا کردن این مواد را گوشزد می کند .

در آیات متعددی اینکه چگونه نیروی عقل می بایست تقویت نمود و کدامین مواد برای حرکت در میسر «حیات معقول » برای تحویل دادن به اسیاب مغز ، ضرروی و مفید می باشند ؟ به خوبی اثبات می شود و در همان آیات ،حیاتی بودن به دست آوردن اصول و قوانین صحیح را که در پهنه هستی خواه برای فهم واقعیات برون ذاتی وخواه برای درک واقعیات درون ذاتی باید فهمید گشزد می نماید .

در توضیح ماده سوم ( ج ، تصفیه و تثبیت قوانینی است که … ) می توان گفت که ضرروت قانون برای تعقل ، به اندازه ای بدیهی است که بی نیاز از اثبات است .

هرقضیه ای است پیش از اثبات شدن ، ماده ای برای تعقل است و پس از آن ، قانونی است که تعقل باید براساس آن حرکت کند .

۲ قدر شناسی از فرهنگ :

بی شک فرهنگ به معنای عمومی آن ، نیاز به یک تعریف جامع داردکه به خاط گسترش فراوان آن معنای عمومی ، بسیار دشوار به نظر می رسد گاهی بعضی از فرهنگ شناسان می گویند :  معنای فرهنگ به خاطر عمومیت وسیعی دارد ، نظیر وجود ، قابل تعریف نیست ، مسئله بزرگتری که در تعریف فرهنگ با آن رویه رو خواهیم شد ، تنوع و اختلاف شدید عناصر فرهنگی است . به گونه ای که پیدا کردن یک جامع با هویت معین برای تعریف فرهنگ اگه امکان ناپذیر نباشد ، حداقل بسیار دشوار است  .

امروزه در جوامعی فراوان می توانیم به تضاد هایی در عناصر فرهنگی برخورد کنیم مانند فرهنگ نژاد گرایی و نژاد پرستی که متأسفانه معمولاً رنگ انسانیت را مات می کند و اغلب برآن چیره می شود .

پس ماده «قدرشناسی از فرهنگ » حتماً باید مورد دقت و تحلیل قرار بگیرد .

۳ پرروش خلاقیت .

رکن سوم :‌

معلم و مرّّبی :

اولین معلم و مربی انسان ها ، خداوند است . بانظر به مجموع عقلی و نقلی ، به یک معنا، معلم حقیقی هر واقعیتی که برای انسان قابل درک و در فراگیری او مؤثر باشد ، خداست ، زیرا اوست که همه نیروهای درک کننده و عوامل پدید آورنده علم را در انسان ها به وجود می آورد .

رکن چهارم : انسان مورد تعلیم و تربیت

اصول کلی انسان های مورد تعلیم و تربیت

اصل یکم – خصوصیت سالیان زندگی انسان ها

با نظر به مشاهدات معمولی و مقداری از آزمایش های علمی ، هر قسمت از سالیان زندگی کودکان دارای مختصاتی است که تعلیم و تربیت در آن ها تا حدودی متفاوت است .

برای مثال ، هر اندازه سالیان عمر کودک کم تر باشد ، قاعدتاً وابستگی شخصیت او به پدر و مادر و یا هر کسی که مدیریت کودک را برعهده دارد ، بیشتر خواهد بود .

در صورتی که محیط و عامل تعلیم و تربیت مساهد باشد، فعالیت های مغزی و روانی قاعدتاً در حال افزایش بوده، نیروها استعدادهای آلی در معرض به فعلیت رسیدن است

اصل دوم – اهمیت مواد تعلیم و تربیت ، تأثیر و نتیجه بیش تر

یکی از اساسی ترین اصولی که در تعلیم و تربیت انسان ها باید توجه شود و می بایست به عنوان یک ضابطه کلی مطرح گردد ،لازم میان تاثیر تعلیم و تربیت دربارهاصولی است که اهمیت آن ها برای انسان اطراز شده است . هر اندازه احساس اهمیت این اصول بیشتر باشد ، فراگیری آن اصول بهتر و بیشتر خواهد بود . این ضابطه ،عمدتاً درباره اشخاص معمولی است ، و در گروه تیزهوشان ونوابغ ، عامل مغزی و روانی نیز دخالت می کند و مورد بهره برداری قرار می گیرد .

علامه جعفری معتقدند مطابی که دراواخر کودکی و آغاز جوانی فراگرفته ایم ، یا تحولاتی که در آن دوران تجربه کرده ایم تا مدتها در وجود ما باقی می ماند و آنچه که در آن دوران به عنوان ماده تعلیم وتربیت القاء می گردد ، برعنوان مهم ترین عنصر مطلوب حیات تلقی می شود .

باتوجه به اینکه هر اندازه یک حقیقت با اهمیت حیاتی تلقی می شود ، تاثیر علمی و تاثیر تحولی ان در حیات انسانی بیش تر و عمیق تر می گردد این وظیفه برای معلمان و مربیان اساسی خواهد بود  که حیاتی بودن مواد تعلیم و تربیت را برای انسان های مورد تعلیم و تربیت قابل درک و پذیرش سازند . البته این وظیفه ، فرع برآن است که حیاتی بودن آن مواد برای خود معلمان و مربیان اثبات شده باشد .

اصل سوم – ضرروت و هماهنگی اولیاءو مربیان :

تعلیم و تربیت درباره فرزندان موفق تر است که اولیای آنان با معلمان  و مربیان هماهنگ باشند . شاید در هیچ جامعه ای ، مشکلی سخت تر از داستان تضاد محیط خانواده و محیط مدرسه نباشد .

در حقیقت ، وقتی خانواده یک دانش پژوه و مقرّبی ، موادی که در تعلیم و تربیت به اعضای خانواده داده می شود ، درک نکنندیا درک کنند وقبول نداشته باشند ،قطعی است آن فرزندان بخاطر تضاد در فراگرفته های تعلیمی و تربیتی میان خانواده و معلمان و مربیان یا دچار بیماری بی رنگی شخصیت می شوند و یا اختلال روانی پیدا می کنند که هر دو انحراف ممکن است سرنوشت فرزندان را به تباهی بکشاند . اگرچه هماهنگی صد درصد بین این دو ناممکن است اما می توان در بیشتر موارد آن را تقلیل داد ، خصوصاً به نظر به اشتراک آرمان های کلی در جامعه ای که مراکز تعلیم و تربیت در آن قرار دارند .

سه صورت کلی کیفیت اولیاء فرزندان و معلمان :

۱- اگر اولیای فرزندان ، با معلمان و مربیان کمال هماهنگی را داشته باشند و فرزند علاقمند به پذیرش تعلیم و تربیت بوده و استعداد ان را داشته باشد ، بی تردید اثرتعلیم و تربیت در این موارد به حد اعلای ممکن خواهد رسید . هرچند این گونه تطابق اندک است .

۲- اولیای فرزندان درباره تعلیم و تربیت فرزندانشان نظر خاصی نداشته ، و تنها برای اخذ مدرک و پرستیژاجتماعی به دنبال آن هستند . این نوع فرزندان از سعادت خانوادگی گروه اول محروم اند اما تضاد درونی گروه سوم را ندارند .

۳- اولیای فرزندان با مواد تعلیم و تربیت فرزندانشان مخالف اند که در نهایت منجر به احساس بیهودگی و بی خیالی فرزندان و یا به اختلال روانی آنان می شود .

ارزیابی صور سه گانه هماهنگی :‌

در صورت یکم ، فرزندان در نتیجه تعلیم و تربیت  در خود احساس سعادت ، شادی و نشاط خواهند کرد ، هرچند این احساس سعادت و نشاط ، نمی تواند دلیل ارزشمندی بودن آن مواد تلقی شود ، بلکه خودِماهیت مواد باید مورد ارزیابی قرار گیرد .

در صورت دوم ، فرزندان مانعی برای پیشرفت در فراگیری و پذیرش مواد تعلیم و تربیت ندارند ؛ ولی مسئله داشتن ارزش یا نداشتن ارزش تعلیم و تربیت ، در این صورت نیز به جای خود مطرح است .

مشکل اساسی ، در فرض سوم بروز می کند که فرزندان در معرض نکبت و بدبختی قرار می گیرند ، در این صورت با نظریه حکم عقل و منابع اسلام ارزش با هر یک از دو طرف (اولیای فرزندان و معلمان ) بوده باشد ، بایداز موقعیت و کار خود دفاع کند و مدیریت اجتماعی هم با کمال جدیت و با هر وسیله قانونی طرف مفروض را باید تقویت نماید .

در این مورد نخست با راه های معقول و قابل تفاهم باید شروع کرد نا شخصی که از ضد ارزش های انسانی – الهی حمایت می کند  قانع نشود ، اگر هم مقاومت بورزد ، تا زمانی که تفاهم و تنبه امکان پذیر باشد ، نوبت به اعمال قدرت نمی رسد و در صورت اثربخش نبودن روش های ملایم می بایست از زور یاری جست .

برای اجرای یک تعلیم و تربیت معقول ، «حیات معقول » بایدهدف گیری شود . اگر یک حکومت در مسئل تعلیم و تربیت مسامحه کند ونداند مواد تربیتی چیست که برای فرزندان جامعه مطرح است ، و خود را آماده حل نمودن معقول مشکل تضاد اولیاء از یک سو و معلمان از سوی دیگر نکند ، چنین حکومتی در انجام یکی از اساسی ترین وظایف خودکوتاهی کرده است و در پیشگاه الهی و در جریان تاریخ فرهنگ یک جامعه مسئول خواهد بود .

اصل چهارم– دقت در جریان انتقال از احساسات به تعقل

اگر بتوانیم برای انسان مراحلی از بلوغ را تصور کنیم ، نخستین بلوغ ، دوران انتقال ازاحساسات خام به دوران تعقل خواهد بود که عبارت است از « تفکرات مربوط و هدفدار در پرتو قوانین ثابت شده – سرنوشت و آینده انسان ها اغلب وابسته به این تولداست که به خاطر تدریجی بودن ان ،تنظیم وبا رور ساختن و درست به راه انداختنش ، کاری دشوار است . یکی از نتایج بسیار ناگوار بی اعتنایی به حساسیت این دوران ، گسیختن از احساسات و نایل نشان به تعقل است .

حتی ممکن است فرد مقداری از اصول و قواعد ارزش انسانی – الهی را که در دوران احساسات پذیرفته بودند با شروع تدریجی دوران تعقل ، همه ان اصول و قواعد را بی اساس تلقی کنند .

این دوران انتقالی که در هر مرحله از عمر ممکن است اتقاق بیفتد، احتیاج به رهبری بسیار ماهرانه دارد .

اهمیت انتقال از دوران احساسات به دوران تعقل

انچه در عمل انتقال دادن از دوران احساسات به دوران تعقل اهمیت دارد چند مسئله است :‌

۱ – بیان روشن و قانع کننده در تعلیم امتیازات تعقل و ضرروت مراعات احکام ان بدون اینکه ریشه احساست را بخشکاند .

۲- دقت در طرق و وسایل انتقال از مرحله اول به مرحله دوم

چگونگی بیان امتیاز تعقل و ضرروت مراعات احکام آن ، برای همه اشخاص ودر همه شرایط یکسان نیست ، در بعضی اشخاص ، بیان روش و عقلانی شخصیت های بزرگ موثر است و در گروهی بیانداستان هایمعقول و استخراج صحیح نتایج تعقل از آن و انسان ها مؤثر واقع می شود .

۳- در این مسئله تأکید برروی اعتدال در احساسات وتعقل می شود ،چراکه هریک نیروهایی هستند که خداوند در دوران انسانها به ودیت گذاشته است و افراط و تفریط در آن موجب تباهی فرد می شود .

اصل پنجم – ایجاد علاقه برای سؤال و مطالبه دلیل

مراعات این اصل ، علاوه برنفعی که در انتقالی از مرحله ای به مرحله دیگر در تعلیم و تربیت دارد ، موجب افزایش آگاهی ها و شناخت دلایل و علل قضایای القاء شده نسبت به انسان های مورد تعلیم و تربیت است . با اجرای این اصل می توان در حوزه ای متفاوت ا زعلوم صاحب نظرانی خلاق تربیت کرده

اصل ششم – ضرروت انتقال از تشویق و پاداش به حقیقت گرایی

تشویق و پاداش در ابتدایی ترین مراحل وصول انسان های مورد تربیت می تواندمؤثر و محرک واقع شود ، چنان که ایجاد بیم و هراس با کمیت و کیفیت مناسب در درون انان نیز مؤثراست ، ولی اگر معلم بخواهد انسان هایی بسازد که ارزش ذاتی را به خود حقایق بدهند ، حتماً می بایست علاقه به آن حقایق را در درون انان به وجود آورد .

۹۵/۰۶/۱۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی