با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

نقد و ارزیابی

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۳۵ ب.ظ

سلام همراهان گرامی

بیش از دو سال از شکل گیری جلسات مطالعاتی "با فلسفه تا تربیت" با محوریت مطالعه آرای فلسفی و تربیتی فیلسوفان کهن و معاصر و همچنین آشنایی و شیوه های پژوهشی، می گذرد. از فروردین 94 نیز با راه اندازی وبلاگ "با فلسفه تا تربیت"، سعی شد پشتوانه مجازی این حرکت علمی نیز راه اندازی، شناسانده و تقویت گردد.

در طول مسیر عزیزانی بطور ثابت و یا موقت همراه "با فلسفه تا تربیت" شدند و البته بدون شک مانایی و استمرار جلسات، مدیون همراهی استاد گرامی آقای دکتر نوروزی است که برغم مشغله های بی اندازه خویش، فرصتی را جهت رشد و تعالی علمی دانشجویان رشته فلسفه تعلیم و تربیت فراهم نموده اند.

از تمامی عزیزان، چه استاد بزرگوار و چه دانشجویان(خصوصاً دانشجویان پیشگام)، سپاسگزاریم و همگی را به مشارکت جدی در نقد و ارزیابی همه جانبه عملکرد گروه بعنوان دیدگاه و ذیل همین متن، فرامی خوانیم. باشد که با راهنمایی های صادقانه، با مصداق و دقیق خود، زمینه رشد کمی و کیفی طرح را فراهم نماییم.
پیشاپیش از مشارکت شما سپاسگزاریم
۹۵/۰۵/۱۵

نظرات  (۱۸)

۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۵۷ منیر عابدی
سلام به همه آقای دکتر و همه دوستان.

جلسات با فلسفه تا تربیت برای من یک حسن بزرگ داشت و اون عادت کردن به مراجعه به دست اول ترین منابع موجود برای مطالعه در هر زمینه ای بود. و این باعث شد فلاسفه ای رو که یک عمر از دید اساتید رشته و دانشکده شناخته بودم، مستقیمتر و بهتر بشناسم و حتی خیلی وقتها نگاهم به اونها عوض بشه. مطالعه مستقیم آثار فلاسفه واقعا جذاب هست و مخصوصا این که سیر شکل گیری اندیشه های یک نفر دیده بشه و این که هر فیلسوف به چه روشی اندیشه هاش رو ارائه می کنه جذابیت خاصی داره.

این که آقای دکتر با وجود همه مشغله هاشون هر هفته وقت میذارن و تشریف میارن (حتی گاهی با خستگی مفرطی که تو چهره شون کاملا هویداست) همیشه شرمنده مون کرده.

با این همه چیزی که جلسات کم داشت انگیزه و مشارکت فعال دوستان بود. متاسفانه ما یک عمر عادت کردیم سر کلاس بنشینیم و یک نفر نتایج مطالعاتش رو بهمون ارائه بده و ما یادداشت برداری کنیم. تعریفمون از کلاس خوب همینه. به خاطر همین کلاسی که مبناش بر مطالعه دانشجو، ارائه بحث توسط دانشجو و بعد گفت و گو در مورد مطالب و رفع اشکال هست رو کلاس نمی دونیم. در حالی که یادگیری واقعی در چنین کلاسی اتفاق می افته، البته به شرط همراهی و همکاری همه.
یه مورد دیگه این که متاسفانه به نظر میرسه برای خیلی از ما در دانشگاه، یادگیری اولویت اولمون نیست. یا همین که کلاسهای رسمی دانشگاه رو بیایم و واحدها رو پاس کنیم و مدرک بگیریم برامون کافیه. دغدغه یادگیری نداریم. و این شاید یکی دیگه از دلایل عدم مشارکت دوستان بود.
و بالاخره این که در دانشگاه بیشتر از همبستگی و دوستی روابط رقابت آمیز هست. ما می تونستیم کلاس رو خیلی بیشتر از اینها گسترش بدیم در صورتی که اساتید با نگاه دیگه ای اون رو می دیدن. دوستانی که در جلسات حضور داشتن در جریان هستند که مثلا برای برگزاری ژورنال کلاب تنها استادی که به طور جدی اعلام حمایت کردن و پذیرفتن در کنار سایر اساتید در جلسه حضور داشته باشن آقای دکتر نوروزی بود. علت عدم موافقت و عدم حمایت بقیه اساتید رو خودتون در جریان هستید.

چنین جلساتی نیاز به یک جو سالم علمی و علاقه اساتید و دانشجویان به همیاری در یادگیری و اولویت دادن به یادگیری واقعی هست که متاسفانه در حدی که باید باشه وجود نداره.

با این همه امیدوارم حرکت همین گروه کوچک مستدام باشه و زمینه ای باشه برای ایجاد یک حرکت بزرگتر و موثر تر.


با سلام خدمت تمام کسانی که ما را حضوری و غیرحضوری و در همین فضا همراهیمون کردند
و تشکر می کنم از دکتر نوروزی که محرکی  برای تمام این فعالیت ها بودند.
الان حدود یک سال و نیم که عضو کوچکی از این گروه هستم و حتی در بدترین حالت به این فکر نکردم که حضور هر چند محدود خودما متوقف کنم. در هر جلسه این سیر بدون اغراق هر بار نکته ای را یاد گرفتم و فکر می کنم اگه دوره ارشد بیش از این ها هم طول میکشید شاید هیچ گاه به هیچ کدوم از این نکات برنمیخوردم. البته گاهی عدم اشتیاق بقیه از انگیزم کم می کرد ولی هیچ وقت انگیزم از بین نمی رفت. من وجود همچین جلساتی را البته با کیفیت بالاتر بسیار ضروری می دونم تا بلکه کمی شایستگی عنوان دانشجو را داشته باشیم. قدیمی ها درست می گویند که هر چیزی راحت به دست بیاد راحت از دست می رود و علم و کیفیتش هم از این قاعده مستثنی نیست.
جامعه ما نیاز به آدم توانمند  و با سواد و صادق و باوجدان داره نه آدم های مدرک دار. و تلاش ها باید در این راستا باشه. به امید تحقق اهداف والای مطلوب
منتظر همراهی پرانرژی دوستان و عملکرد مطلوب گروه هستیم.
پاینده باشید
خودمون بیاییم از کار خودمون تعریف کنیم جالب نیست به نظرم باید کارمون دقیق تو ترازو بذاریم محاسنش ذکر کنیم اما معایبش هم بگیم بی سانسور

پاسخ:
سلام شما خودتون معایب و محاسن رو بعنوان استاد و از زاویه خودتون و خصوصاً رو به دانشجوها نمیفرمایید؟
سلام دکتر
البته لابلای صحبت من فکر می کنم معایب هم عنوان شد فقط کمی غیرمستقیم شاید
سلام
من البته علاقه مند صحبت کردن در اینجا نیستم عین جلسات گروه و دوست داشتم دانشجوها حرف بزنند
به نظرم نقد منصفانه اینه که واقعا ببینیم کمی و کیفی چکار کردیم
بلاخره تو شر اصفهان سه تا دانشگاه ارشد فلسفه تعلیم و تربیت دارند و دو تا دانشگاه دکتری دارند دانشجویان حداقل باید رقمی پنجاه نفره داشته باشند و دو سه دوره با هم بالای صد نفر هستند که از این تعداد در جمع کمتر از بیست نفر تو مجموع فعال شدند پای حرف که بیفته خوب خیلی مدعی هستند پای عمل نه
باید بررسی بشه چرا دانشجوهایی که مدعی علاقه مندی در یادگیری هستند حاضرند نیستند هفته 4 تا شش ساعت وقت جدی صرف یادگیری کنند
نکته دوم شاید به بحث کیفیت برگرده که قابل سنجش نیست باید ببینیم انتظاراتمون چه بوده است و کجا بوده و هستیم
پاسخ:
سلام ابتدا عذر میخوام که پای نظرات شما پاسخ میگذارم. انتظار، مشارکت حداکثری دوستانه. انتظار، گفته شدن نقاط ضعف و حسن به شکل مصداقی و کنار همه. انتظاره که بشه برنامه ای دقیق برای پیشبرد کار از این نقدها دراورد. اما هنوز مشارکت کم است و نظرات غیر صریح. حتی نظرات شما. چرا؟ طرح با تعداد کمی از افراد برگزار میشود. دوستان چه ضعفهایی دیدند که ترجیح دادند نیایند؟ چرا طرح خروجی علمی ندارد؟...؟؟؟
به نظر شما چگونه میشود به نظرات بطور دقیق پی برد و گامی در جهت رشد طرح برداشت؟؟؟
سلام
در مورد نظر من، نقدی نبود و صریحا نوشتم که علاقه مند صحبت کردن نیستم پس به قول سعدی به طریق اولی تر خبری از صراحت یا مصادیق نخواهد بود مادام که گوینده یا نویسنده چنین غرضی را دنبال نکرده باشد. در مورد حضور حداکثری خب فکر کنم من گفتم که از حدود صد تا دانشجو باید هشتاد نفر در جلسه حاضر باشند البته اگه یه دوره ده سال در نظر بگیریم باید 200 نفر حاضر باشند. اینکه چرا دوستان نیامدند یا خروجی نداشت باید دوستان نظر بدند البته منم نظراتم تلویحا نوشتم و شاید یه روزی صریحتر گفتم.
سلام
در مورد داشتن خروجی علمی: وقتی تمام معادلات زندگی ام بر اساس این چیده شده که یاد نگیرم، مگر اینکه برام سود مادی یا مقامی و احترامی داشته باشه، کار نکنم مگر اینکه برام نتیجه داشته باشه، کتاب نخونم مگر اینکه برام نتیجه داشته باشه و ننویسم مگر اینکه دنبال نتیجه باشم، چه توقعی میتونم از خودم داشته باشم؟ فلان روش یا آرای فلان شخص رو کار نمیکنم الا برای پایان نامه یا کتاب یا مقاله ای که در حیطه وظایف حداقلی دانشجویی ام تعریف شده باشه. و متأسفم که یه استاد وقت میذاره انگیزه میده اما من عرضه استفاده ندارم. این نکته اول که رو به خودم بود.
نکته دوم: گاهی جلسه رو تشکیل ندادیم یا بعضیا رفتند و نموندند چون استاد نبوده. گاهی هم اعضا متکی به هم میشند. این خصوصاً تو افرادی که تازه وارد میشند خیلی دیده میشه. تا مدت طولانی ای حاضر نیستند قسمتی از کار رو به عهده بگیرند. در صورتی که کار جمعی است. تک تک خود افرادند که به جلسه و سایر کارها معنی میدند نه اینکه فقط منتظر بقیه باشند. اما رو به بقیه ای که فعال هستند: سرد شدن از کار بدلیل اینکه عده ای همراهی نمیکنند...
سلام 
بسیاری از کارهای خودجوش مدت کمی دوام می آورد و اگر این گروه دو سال است که دوام آورده، نکته مثبتی است. اگر وبلاگ هنوز مخاطبینش را از دست نداده با توجه به اینکه تنوع چندانی هم در مطالب نداشت، نکته خوبی است.بازخوردهای مثبتی که در وبلاگ و جلسات بود، همگی امیدوار کننده بود. اما ارزیابی جلسات و یا وبلاگ به شیوه کمی لطفی ندارد و من به دنبال آن هم نیستم.
وضعیت علمی رشته فلسفه تعلیم و تربیت در دانشگاه اصفهان است که آدمی را جذب یا دفع می کند، این وضعیت در دانشگاه اصفهان جالب نیست و در این مورد اساتید مربوطه و مدیر گروه باید دغدغه مند باشند که ان شاالله هستند!
حضور و عدم حضور دوستان مختلف در جلسات بر اساس هدف و نیاز ها و انتظاراتشان مشخص می شود و  بدیهی است که هر کس به مرور زمان اهداف و نیاز ها و انتظاراتش تغییر می کند. چون درک بیشتر ی یافته است...
بعضی از جلسات واقعا مفید بود و بحث های خیلی خوب و مبنایی صورت می گرفت. بعضی جلسات هم بالعکس. مطالعه دقیق برای چنین جلساتی شرط لازم است و درست مباحثه کردن شرط کافی...
که بنده هم بعضی جلسات نمی توانستم این شروط را محقق کنم...
ان شالله جلسات با کیفیت بیشتری ادامه یابد و تشکر از همراهی دوستان فعلی و استاد محترم

 با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز

هر چند من به علت پایان یافتن مرخصی و عدم همکاری مسولین مربوطه، توفیق استفاده از کلاس را از دست دادم و مترصد شرکت دوباره در کلاس هستم. ولی سعی کرده ام مباحث را در وبلاگ دنبال کنم و استفاده کنم. هر چند حضور فیزیکی اثراتش برایم بیشتر است.

مدتی است انجمن فلسفه تعلیم و تربیت شاخه اصفهان راه انذازی شده است . چه خوب !!! امیدوار بودیم :

1 -  بستری باشد برای تقویت و رشد بنیه علمی فعالان ودانشجویان و  علاقه مندان رشته

2-  بستری باشد  برای کار در حوزه های بکر و دست نخورده بومی بر اساس اولویت لازم کشور

3-  بستری باشد جهت مطلع شدن از وضعیت مقالات و حوزه هایی که در خارج از کشور مطرح می شود به روز بودن در این زمینه

4 بستری باشد جهت رشد مردم و بالا بردن سطح تربیت عمومی

5- بستری باشد جهت رشد افرادی جهت تربیت کودکان  .

...

اساتید رشته هم که در لیست اعضا هستند و این یعنی عالی . چه خوب که اساتید عزیز اول از همه دغدغه  تقویت و رشد بنیه علمی فعالان ودانشجویان و  علاقه مندان رشته را داشته باشند و چنین کلاس هایی برگزار شود تا هم حضوری و هم غیر حضوری تعداد بیشتری امکان استفاده داشته باشند و مباحث در وبلاگ و تلگرام هم هدفمند و مفید باشد.

و اما پیشنهاد :

 این کلاس را به عنوان یکی از هسته های علمی پیشنهاد کنیم البته دو تا هسته : 1-هم بررسی فلاسفه و شناخت بستر شکل گیری تفکر ایشان و یاد گیری تفکر منظم و فلسفی برای نتیجه گیری صحیح  و ...

 2- هم آشنایی و یادگیری روشهای تحقیق و ارائه مقالات بر اساس صحیح ترین روش تحقیق و اثر گذار

 

 

 

و اعتراف می کنم کلاس ها و مباحث  استاد نقاط طلایی در تحصیل من بود و یکی از علتهای آن را ملموس کردن مباحث  می دانم. 

با سپاس فراوان

ممنون از لطف دوستان
نقد نه ناظر به دانشگاه اصفهان بود و نه رشته فلسفه تعلیم و تربیت و نه گروه علوم تربیتی و نه راجع به انجمن فلسفه تعلیم و تربیت اصفهان و .....
نقد راجع به جلسات گروه و مباحث و جهت گیری گروه و اوج و افول اون بود و بهتر بود راجع به همین قضیه نظر داده می شد و اگر نظر در مورد جایی دیگه بود همونجا نظر داده می شد
نقد مطرح شد که دوستان منصفانه ضعف و قوتها را بگند و ضرورتی هم نداره دوستان از حضور و یا ..... ما تعریف کنند. وقتی یکی کاری قبول کرد با تمام داشته ها و نداشته هاش قبول کرده و باید تمام سعیشم بکنه و این میشه وظیفه پس دلیلی هم بر تشکر یا منت گذاری نیست
* ذهن فلسفی آبگوشتی است، نه فست‌فودی!
* آمریکا کشوری نحس،‌ خبیث و نجس است!
غلامحسین ابراهیمی دینانی، چهره ماندگار فلسفه:
ـ من زندگی را زندگی می‌کنم، فلسفی‌اش نمی‌کنم. فلسفه بد نیست ولی نمی‌گذارد به زندگی‌ات برسی. زندگی فیلسوفانه زندگی سختی است.
ـ سیاست روزمرگی می آورد. سیاست مثل موجی است که آدم را با خودش می برد و من نمی خواهم با موج بروم، می‌خواهم خودم باشم.
ـ آخرین باری که سینما رفتم ۳۰ سال پیش بود. «ده فرمان» و «محمد رسول‌الله» جزو فیلم‌هایی بود که دیدم. تئاتر هم همینطور با اینکه بارها دعوت شده‌ام ولی نمی‌روم. چون ترجیح می‌دهم به جای دو ساعت رفتن به سینما و تئاتر چند صفحه کتاب بخوانم و استفاده بیشتری از زمانم بکنم. کتاب خواندن برای من منفعت فکری بیشتری دارد تا فیلم دیدن.
ـ کسانی که از اسم فلسفه می‌ترسند و فکر می‌کنند رشته خاصی است که فقط عده‌ای باید آن را بخوانند، ذهن تحلیلی ندارند و اهل تحلیل مسائل نیستند. آنها عادت کردند کورکورانه یک چیزی را بخوانند، ببینند یا بشنوند. مثال آنها شبیه افرادی است که به خودش زحمت آبگوشت درست کردن نمی دهد و فقط می خواهد فست فود بخورد و برود.
ـ یکبار تصمیم گرفتیم به آمریکا بریم. رفتیم ترکیه که ویزا بگیریم برای یک همایشی که در یکی از دانشگاه‌های امریکا برگزار می‌شد و ما هم دعوت شده بودیم. در جلسه سفارت مرتب از من سوال کردند، در پایان گفتم چرا این همه سوال می‌پرسید، گفت چون شما را نمی‌شناسیم. گفتم این مشکل شماست که من را نمی‌شناسید، گفت آخر دولت شما اجازه نمی‌دهد ما بیائیم ایران تا بتوانیم شما را بشناسیم، گفتم کشور خودت و این دانشگاهی که برای من دعوتنامه فرستاده را که می‌شناسی! با وجود همه این بحث‌ها باز هم به من ویزا ندادند و من هم در جواب ویزا ندادنشان گفتم خیلی از شما ممنونم، چون شما کمک کردید پای من به کشور نحس، خبیث و نجس شما نرسد. بعد از آن هم دیگر هیچ وقت نخواستم و نرفتم.
سلام جلسات بسیار مفید و عالی است اما گاهی حمایت و همکاری استادان لازم است. در این جلسات حضور و حمایت دکتر نوروزی هست اما حضورشان شاید کمی رنگ رفع تکلیف گرفته است. تکلیفی که که با وجود نبودنش در برنامه درسی رسمی، خودشان برای خودشان تعیین کرده اند و نشانه بی انگیزگی استاد که صدالبته بر بی انگیزگی دانشجو هم اثر میگذارد، تمرکز ایشان بر لپ تاپ و کارهای دیگریست که شاید بهترین جا برای انجامش را این کلاس می دانند.
سعیی که میکنند برای رشد دانشجویان قابل ستایش است اما تأثیر حواسشان که سر کلاس نیست بر اهل کلاس و بی انگیزگیشان را نمیشود نادیده گرفت.
خوب این هم نظری است
سلام مجدد. سپاس از پذیرش بالاتون. ببخشید شما وارد نقد دانشجوها نشدید اما بنده پا فراتر از حد شاگردی گذاشتم شرمنده همراهی استادانه شمام تا همیشه.
طبق تجربه، شما رفتاراتون بی دلیل نیست. پس یا علتی داره که بی انگیزه اید(و به احتمال زیاد به کوتاهی ما برمیگرده) یا برداشتم غلطه. استاد ببخشیدا میدونم شما حواستون اکثر وقتا به همه چیز همزمان هست اما ترجیح دادم مطرح بشه شما صحبت کنید راجع بهش.
با تمام وجود درک میکنم دغدغه هاتون مهم و اساسی هستند.
سلام
دغدغه چی؟ مهم چیه؟
بی انگیزگی در مورد چی؟
من موافق نظر شما نیستم و البته مخالفتی هم ندارم برا همین گفتم؛ بلاخره اینم نظری است!
می تونم بگم: آلزایمر یه درده اما یه جاهایی ممکن درد نباشه شاید درمان باشه!

پاسخ:
در این صورت: نقد چی؟ جلسه چی؟ وبلاگ چی؟
آلزایمر چی؟!
باسلام خدمت استاد نوروزی و بقیه دوستان عزیز,
من ضمن تشکر از برگزاری جلساتتون(ضمن اینکه فقط دو الی سه جلسه رو توفیق حضور داشتم) نقدم رو میگم, اینکه در جلسات فقط بیان دو الی سه نفر بود و بقیه اعضا بعلت مطالعه نکردن کمتر مشارکتی داشتند, اگر طوری شود که همگی حداقل یه مطالعه جزءی داشته باشند خیلی بهتر میشود, بازم ممنون از اینکه وقت میگذارید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی