با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین مطالب
آخرین نظرات

نویسنده: سید مهدی میرهادی

دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان


الف) مقدمه وخلاصه تاریخی:

     معروف ترین انقلاب قرن هجدهم، انقلاب فرانسه (1789) بوده که سیری پر فراز و نشیب  داشته است . این انقلاب ملهم از آرا وعقاید عصر روشنگری و بویژه اندیشه های لاک ، ولتر و بخصوص روسو بوده است . انقلاب فرانسه به دلیل ابعاد، نحوه بروز ومراحلی که طی کرده است ونیز میزان تاثیر گذاری بر جهان پس   از خود، بزرگترین رویداد سیاسی عصر جدید و مدرنیته نام گرفته است . (زرشناس ،1387،ص91)

     در سال 1789 لویی شانزدهم با بحرانی اقتصادی مواجه شد .این امر او را مجبور کرد تا مجلس عمومی را احیا کند .این مجلس ، مجلسی ملی بود که سه قشر جامعه فرانسه یعنی روحانیون ، اشراف ومردم عادی در آن حضور داشتند. بحث و مشاجره در باره این که اداره این مجلس چگونه باید باشد ، آشوبی عمومی بدنبال آورد که سرانجام منجر به یک حرکت انقلابی شد. عوام از حکومت جدا شدند ومجلس خود را  تشکیل دادند .

     در چهاردهم ژوئیه 1789 مردم پاریس به زندان باستیل یورش بردند و آنرا تسخیر کردند . در پایان ماه اوت، بساط امتیازات فئودالی و اشرافی فرانسه جمع شده و اعلامیه حقوق بشر وشهروند به قانون تبدیل شد. این اعلامیه ،حقوق طبیعی انسان یعنی آزادی، مالکیت و امنیت را مقدس وغیر قابل سلب اعلام کرد.

     این اعلامیه به آرمان ها ی عصر روشنگری اشاره می کرد و آن ها را به همه جهان عرضه می داشت.   در مدت ده سال آینده ،انقلاب با تحرکات شدید خود فرانسه را به چالش وعذاب افکند ونیز مجبور شد تا  در برابر حملات سایر قسمت های اروپا از خود دفاع کند . ناپلئون در سال 1799 به قدرت رسید و این بدان معنی بود که انقلاب وهمچنین میراث تغییر ماهیت داده عصر روشنگری به فرجامی ناخوشایند انجامیده است.(اسپنسر،1391، ص167)

     با موفقیت انقلاب فرانسه، سرمایه داران فرانسوی موفق به در دست گرفتن قدرت سیاسی شدند و بر پایه ایده های لیبرال سرمایه دارانه ای نظیر حکومت پارلمانی، حقوق بشر ومفهوم لیبرالی آزادی، ضمن حذف گمرکات و موانع فئودالی که مانع بسط تجارت و صنعت بورژوایی در فرانسه می گردید، فضا را بر پایه یک رژیم مدرنیست سکولار، برای انباشت گسترده سرمایه توسط کاپیتالیست های فرانسوی ونیز پیشبرد منافع تجاوزکارانه وتوسعه طلبانه طبقه سرمایه داری فرانسه در قالب جنگ های ناپلئونی فراهم ساخت . پس از پیروزی انقلاب فرانسه و به قدرت رسیدن بورژواها وحذف اشراف، مبارزات اعتراضی مردمی توسط اقشار فرودست علیه سرمایه داران حاکم آغاز گردید که توسط نیروهای نظامی جمهوری فرانسه وبعدها امپراطوری ناپلئونی سرکوب شد. (زرشناس ، 1387، ص91)

     در جریان انقلاب فرانسه ،رهبری با سرمایه داران وبازرگانانی بود که ایده های عصر روشنگری را در سر داشتند وتحت شعار برابری، خواهان حقوق برابر با اشراف ولغو امتیازات ویژه فئودالی بودند .سرمایه داری ذیل شعار محدود شدن قدرت سلطنت،گسترش نفوذ صاحبان سرمایه (بازرگانان، رباخواران، صاحبان صنایع)را طلب می کرد وتوده های مردم که اکثرا از دهقانان فقیر وپیشه ورزان خرده پا وگروه کم جمعیت کارگران صنایع تشکیل می شد ،در آرزوی لغو مالیات های فئودالی وعشریه های اجباری به کلیسا بودند .

    جان لاک ،مونتسکیو ، ولتر، و روسو مهمترین اندیشمندانی بوده اند که مبانی نظری انقلاب فرانسه را به آن ها منتسب می نمایند . از این میان لاک و مونتسکیو عمدتا مبانی نظری سیاسی و لیبرالیسم، ولتر مبانی تساهل، تسامح و سکولاریسم و روسو مبانی اجتماعی وتربیتی را تدوین نموده اند .      

ب)اصول ونتایج انقلاب فرانسه :

     انقلاب فرانسه مظهر ونمونه کلاسیک انقلاب های مدرن است وبسیاری از کشورها در اروپا وجهان سوم از آن الهام گرفته اند .

     با انقلاب فرانسه، لیبرالیسم بصورت ایدئولوژی غالب و سرمایه داران صنعتی ،تجاری و بانکداران بعنوان طبقه حاکم در می آیند و نظام فئودالی و سلطه اشراف منسوخ می گردد. مهمترین آرمان های انقلاب فرانسه،آزادی و برابری بود که در تمام  اروپا و پس از آن از طریق استعمارگران به جهان سوم نیز منتقل شد. پیدایش وتقویت افکار ناسیونالیستی یکی از مهمترین محصولات انقلاب فرانسه بود که به شکل گیری کشورها وملیت ها وتقویت مفاهیم وطن پرستی وتعصب ملی منجر گردید .

    برخی معتقدند سوسیالیسم وآنارشیسم از پیامدهای انقلاب فرانسه است . مکاتبی که بدلیل عدم تحقق شعار برابری انقلاب فرانسه وهمچنین عدم تحقق آزادی افراطی مورد درخواست برخی، بوجود آمدند .

     ازدیگر نتایج انقلاب فرانسه بهبودوضعیت دهقانان بود آنها صاحب زمین شدند وازجور زمینداران رهایی یافتند، اما درکارخانه ها داستان دیگری آغاز شد و آن، ستم صاحبان صنایع نسبت به کارگران بود.

      تصرف املاک کلیسا وملی شدن آن ها که باعث کم رنگ شدن نقش کلیسا ومذهب گردید نیز از آثار مهم این انقلاب بود.که به مرور منجر به حذف نقش دین در زندگی اجتماعی وسیاسی  وحتی فردی اروپائیان گردید.

     بهبود شرایط پروتستان ها و یهودیان و برخورداری آنان از حقوق اجتماعی برابر با مسیحیان کاتولیک هم ازپیامد های این انقلاب بود. این امر به تدریج منجر به آزادی مذهب و در نهایت پذیرش حق بی دینی برای افراد گردید.

     قانون اساسی 1791 فرانسه واعلامیه حقوق بشر 1789، سند وبیانیه انقلاب فرانسه است که  برخی از مهمترین بندهای آن به قرار زیر است:

1- افراد بشر آزاد متولد شده ومادام العمر آزاد مانده ودر حقوق با یکدیگر مساوی اند .

2- حفظ آزادی ،امنیت مالی وجانی ومقابله با ظلم از طریق اجتماعات سیاسی، ازحقوق افراد بشر است.

3- اصل هر قدرتی از ملت است.

4- آزادی عبارت است از قدرت داشتن بر اعمالی است که مستلزم زیان دیگران نباشد .

5- قانون حق ندارد هیچ چیز را در جامعه ممنوع سازد مگر چیزهای مضره را.

6- عقاید مردم حتی عقیده مذهبی آزاد است .

7- آزادی فکر وعقیده یکی از حقوق گرانبها ی بشری است و لذا افراد مجازند آزادانه هرچه می خواهند بگویند و بنویسند.(ماله،1354،ص382)

ج) نقد انقلاب فرانسه :

     انقلاب فرانسه اگر چه در ابتدا و درظاهر، دنیایی جدید و مطلوب را بشارت می داد،اما با گذشت زمان، نقایص وضعف های آن آشکار گردید که مواردی از آنها به قرار زیر هستند:

1- لغو امتیاز ات فئودال ها واشراف به  برابری منجر نشد وحکومت سرمایه داران که خشن تر وبی رحم تر بود جایگزین آن شد .

2- بسیاری انقلاب فرانسه را سر آغاز آزادی بشر می دانند، اما برخی آن را آزادی نفسانیت خود بنیاد بشر می نامند .

3- برقراری مجازات های سنگین علیه گدایی، دزدی و ولگردی شهروندان عادی و فقیر،حتی زنان وخردسالان ، به جای مجازات سرمایه داران بزرگ و افراد ظاهرا متشخصی که مسبب بدبختی وفقر مردم بودند.

 4- با استقرار نظام لیبرال  سرمایه داری در فرانسه که مقدمه جنگ های توسعه طلبانه ناپلئون شد ،دوران استعمار وستم بین المللی آغاز گردید .

 5- گذر از فئودالیسم به سرمایه داری نشان داد که آزادی بدون برابری تنها به نفع اندکی از افراد تمام خواهد شد.به قول یکی از نمایندگان فرانسه : زمانی که یک طبقه از انسان ها می توانند طبقه ای دیگر را گرسنگی دهند بدون آنکه مجازات شوند ، آزادی صرفا پدیده ای ظاهری وتو خالی است.

 6- با انقلاب فرانسه حق رای مستقیما" وغیرمستقیم به صاحبان ثروت محدود شد وحقوق مردم عادی ودهقانان نادیده گرفته شد .یکی از نمایندگان مجمع قانون اساسی در توجیه این اقدام گفته بود : برابری مطلق غیر ممکن است واگر وجود داشت باید برابری کامل در هوش ، نیروی جسمانی ،تحصیل وثروت در همه افراد پذیرفته می شد. پس باید بهترین شهروندان بر ما حکومت کنند و به جز چند استثنا ، چنین مردانی تنها در میان کسانی یافت می شوند که صاحب ثروت هستند. بنابر این حقوق سیاسی ثروتمندان  باید تضمین شود و از پذیرش حقوق سیاسی بی قید وشرط برای افراد فاقد ثروت خودداری گردد .

 7- با انقلاب فرانسه، اگر چه نسب وتولد دیگر نشانه برتری افراد نبود اما به جای آن ثروت معیار برتری شد.

 8- حقوق بشر، قانون اساسی وحکومت های نماینده مردم فقط حق اروپائیان شده بود .مردم کشورهای مستعمره ظاهرا بشر نبوده اند زیرا در آن کشورها نه از حکومت های نماینده مردم خبری بود ،نه از دموکراسی ونه از رعایت حقوق انسان ها .

د) تاثیر انقلاب فرانسه بر تعلیم وتربیت:

      انقلاب 1789 فرانسه ،علاوه بر تغییر نظام سیاسی در این کشور ،در کلیه شئون اجتماعی این دوره واز جمله نظام آموزش وپرورش واندیشه های تربیتی نیز بسیار موثر بود وچون در این زمان پاریس کانون روشنفکری اروپا به شمار می رفت ، تاثیر بینش انقلابی آموزش وپرورش این کشور به زودی در همه اروپا انعکاس یافت وهمراه افکار جدید متفکرانی مانند روسو، نهضتهای تازه ای در زمینه در آموزش وپرورش پدید آورد .(کاردان،1388،ص131)

     متفکران تربیتی این دوره شرط تغییر نظام سیاسی واجتماعی را آموزش وپرورش همگانی وپرورش دست ومغز آدمی می دانند. به عبارت دیگر، به نظر آنان اصلاحات آموزشی وپرورشی همواره دارای نقش اساسی است واز آغاز تا پایان انقلاب این مسئله در درجه اول اهمیت قرار دارد ومهم ترین اصل آن به این صورت در قانون اساسی 1791(ماده 49)آمده است : باید آموزشی ایجاد وسازمان داده شود که برای همه شهروندان مشترک باشد وبخشهایی از آن که برای همه افراد ضرو ری است، رایگان گردد.(همان،ص132)

      با پیروزی انقلاب فرانسه نخستین بار مسئولیت سازماندهی ،تامین هزینه آموزش ( ابتدایی ) ونظارت بر آن به عهده دولت گذاشته می شود وبهره مندی از آن در عداد حقوق مسلم ملت قرار می گیرد. و مسائل مهمی مانند اجباری ورایگان بودن آموزش وپرورش ، آزادی تعلیم و تعلم ، بی طرفی سیاسی وعقیدتی مدرسه، لزوم تربیت بدنی، چگونگی اعتلای فرهنگ جامعه وفراهم کردن امکان بهبود کیفیت آموزش وپرورش و فرصت پیشرفت تحصیلی برای دانش آموزان مستعد به منظور تربیت نخبگان جامعه، در دستور کار قرار می گیرد.وظیفه اصلی مدرسه آشنا ساختن نسل جدید با علوم وفنون و هنرهای سودمند برای پیشرفت فرد وجامعه است وآموزش علوم وفنون در مرتبه اول اهمیت قرار می گیرد . از آنجا که شرط تحقق حکومت مردمی (دموکراسی ) آشنایی شهروندان با حقوق ومسئولیت های مدنی است، باید همه فرزندان ملت از لحاظ اجتماعی ومیهنی تربیت شوند. (همان،ص133)

     بر اساس اصل مهم آزادی مذهب وعقیده در انقلاب فرانسه آموزش مدنی جانشین آموزش دینی گردید و در مدارس آموزش والقای هرگونه اعتقاد دینی ممنوع گردید.و این همان است که به آن آموزش وپرورش لائیک گفته می شود .

     به توجه به اهمیت کار در پیشرفت جامعه وبه منظور تامین رفاه فردی واجتماعی آموزش وپرورش عمومی باید به آموزش حرفه ای وآموزش فنی معطوف باشد و در کنار علم به اشیا ،آموزش کارهای دستی  درمدارس ابتدایی وآموزش حرفه ای و فنی در برنامه های مدارس متوسطه پیش بینی گردد .

     پس از انقلاب فرانسه آرا تربیتی قرن هجدهم در قالب اندیشه تعلیم وتربیت تجلی یافت . در این میان کشورهای پیشرو در صنعت در تعلیم وتربیت نیز از دیگر کشورها سبقت می جستند . با توسعه علوم وفنون در سایر کشورها تعلیم وتربیت نیز تحول یافت ومردم به تعلیمات همگانی ،اجباری ودولتی روی آوردند . نظام اجتماعی اروپا که نظامی طبقاتی بود ازیک سو می خواست تا برای رفع نیاز جامعه صنعتی افراد بیشتری با علوم، در سطح مقدماتی آشنا شوند واز سوی دیگر مدارس متوسطه وآموزش عالی ،خاص طبقه اشراف وبرگزیدگان بود وعامه مردم از ورود بدان منع می شدند . برای مقابله با این طرز فکر ،انقلابیون فرانسه وافراد آزاد اندیش در سایر کشورهای اروپایی از همگانی شدن تعلیم وتربیت در همه سطوح دفاع کردند . (ماهروزاده، 1389،ص86)

جمع بندی:

      بعنوان جمع بندی می توان موارد زیر را از مهمترین تاثیرات انقلاب فرانسه بر تعلیم وتربیت برشمرد:

 ا- ایجاد،گسترش وتثبیت آموزش و پرورش عمومی، آموزش وپرورش رایگان، آموزش وپرورشاجباری،  آموزش وپرورش کودکان، آموزش وپرورش دختران و آموزش وپرورش فقرا  بعنوان یکی از حقوق اساسی افراد جامعه در اروپا و سپس در همه دنیا.

 2- گسترش وهمه گیر شدن آموزش وپرورش غیر مذهبی وارکان آن ،قرار گرفتن معلم به جای کشیش ، علوم جدید به جای علوم مذهبی وحذف دروس دینی از برنامه های مدارس.

3- تثبیت اهداف شغلی، اجتماعی و صنعتی به جای اهداف دینی در مدارس و ممنوعیت تدریس دین در مدارس.

4- اهمیت پیدا کردن ارزش های سرمایه داری و آموزش این گونه ارزش ها نظیر رقابت، تکنولوژی ودروس فنی و حرفه ایی.

4-جدایی دین ازسیاست باعث گسترش مدارس دولتی و تعطیلی مدارس مذهبی شد.

5- بدلیل گسترش تمایلات ناسیونالیستی ، آموزش وپرورش بعنوان ابزار ترقی کشورها ورقابت بین جوامع، اهمیت پیدا کرد.

6- بدلیل اهمیت یافتن نقش آموزش وپرورش درپیشرفت اقتصادی کشورها ، علوم مربوط به آموزش و پرورش، مانند روانشناسی، مکاتب تربیتی ، مدارس تجربی و دانش برنامه ریزی درسی گسترش یافت .

7- تعلیم تربیت مدرن باعث از خود بیگانگی ودور شدن انسان از ساحت دینی خود شد .

 

منابع و ماخذ:

1- اسپنسر، لوید(1391)روشنگری،ترجمه مهدی شکیبا نیا،انتشارات پردیس دانش،تهران.

2- زرشناس، شهریار(1387) مبانی نظری غرب مدرن،انتشارات کتاب صبح،تهران.

3- کاردان، علیمحمد(1388) سیر آرا تربیتی در غرب،انتشارات سمت، تهران.

4- ماله، آلبر(1354) انقلاب کبیر فرانسه، انتشارات امیر کبیر،تهران.

5- ماهرو زاده، طیبه(1389) فلسفه تربیتی کانت،انتشارات سروش،تهران.

 

۹۵/۰۱/۱۴

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی