با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

در حاشیه

دوشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۷ ق.ظ

تحلیلی کوتاه بر فرایند پایان نامه نویسی از آغاز تا فرجام

نویسنده: طاهره رجبی

ارشد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

 


پایان نامه، آخرین دغدغه دانشجویان مشغول به تحصیل است تا سرانجام تحصیلشان را با دفاع از کارشان مشاهده کنند. این پایان نامه برای عده ای از دانشجویان کوهی است که با فتحش، کوله باری از فشارهای جسمی و روحی را به زمین می گذارند و اگر از شوق دفاع و اتمام کار، ناخودآگاه از کوه سقوط نکنند، حداقل مدت کوتاهی پس از دفاع بی خیال هر چیز خواهند شد.
در اینجا قصد داریم کمی واقع بینانه تر به این فرایند نگاه کنیم و مشکلات موجود در سر راه دانشجو را با تجارب خود و دیگران، به منظور آسیب شناسی مساله طرح نماییم.
انتخاب موضوع: اگر دانشجوی اهل فکر و مساله داری باشیم که با شناخت قبلی دست به انتخاب رشته زده باشیم، حتما با مساله های مختلفی وارد رشته می شویم و یکی از دغدغه های ذهنی می تواند موضوع پایان نامه ما شود. اما ممکن است دانشجوی اهل فکری باشیم ولی با مساله ای که ما را به تلاش برای پاسخگویی به آن در قالب پایان نامه بکشاند، مواجه نشده باشیم. در چنین موقعیتی دانشجو تا به یک نتیجه قطعی بر سر موضوع برسد، فرصتهای زیادی را از دست می دهد. در چنین موقعیتی نقش اساتید در هدایت ذهن دانشجویان به سمت انتخاب موضوعات کاربردی و مفید چه اندازه است؟ تا چه اندازه یک استاد می تواند با بیان پیشنهادات کلی نه جزیی و دقیق، ذهن دانشجو را به سمت مشخصی هدایت کند تا در صورت علاقمندی، دانشجو به موضوع مشخصی در آن راستا برسد.

انتخاب استاد راهنما:  کار پایان نامه، که معمولا در همان ترم اول استارتش می خورد، مسابقه سرعتی است بر سر انتخاب استاد خوب. در این مرحله بین دانشجویان بر سر انتخاب اساتید، چالش ایجاد می شود ولی معمولا ، دانشجو شناخت کافی از اساتید بدست نیاورده است و بدون توجه به شیوه کار اساتید و تنها با شناخت ظاهری، دست به انتخاب استاد راهنما می زند و ممکن است در ادامه کار با مشکل مواجه شود. البته برای کسانی که موضوعشان برای خودشان قطعی است، انتخاب استاد راهنما ساده تر است و بر اساس تجارب کاری اساتید، می توان به این کار اقدام کرد. تجربه ای که ما در گروه  خود در انتخاب استاد راهنما داشتیم این بود که در یک جلسه با حضور همه دانشجویان، بر سر انتخاب اساتید توافقی کلی حاصل کردیم.

نوشتن پروپوزال: اینکه برای تحقیق کیفی و کمی فرم ثابتی برای پروپوزال باشد را اگر مشکل تلقی نماییم، فرم موجودی که پروپوزال در آن نوشته می شود و همه اساتید نسبت به تکمیل همه بندهای آن نظر دارند، متناسب با تحقیقات کمی است، به طوری که در رشته ما که اکثر تحقیقات به روش کیفی است، پاسخگویی به همه سوالات ممکن نیست و یا باید به جوابهای کلی اکتفا کرد. 

چگونگی تعامل استاد راهنما و دانشجو: به نظر در اکثر موارد رابطه «هدایتگری» به رابطه «نظارت» صرف تغییر می یابد و دانشجو می ماند و کارش و ساختار مبهمی که هنوز نتوانسته برای کارش منظور نماید. البته بماند که گاهی این شیوه نظارت هم به گونه ای است که ممکن است دانشجو در وسط کار مجبور شود دوباره به عقب برگردد و با ساختار و روشی جدید کار را شروع نماید. در مورد نظارت و هدایت بر کار  برای اتمام  در فرصت مشخص شده، تجربه استاد راهنمای خود در ابلاغ زمان بندی مشخص برای تحویل تک تک فصول پایان نامه، قابل تامل و مفید بود و همچنین جلسات حضوری و بحث بر سر چگونگی تدوین ساختار و محتوای کار به طوریکه مسیر ادامه کار به راحتی برای دانشجو مشخص شود .
 
جلسه دفاع: آخرین تلاش دانشجو در این جلسه نمایش داده می شود. اگر  همه عواملی که باعث صوری برگزار شدن جلسات دفاع می شود را نادیده بگیریم، این جلسه، فرصت کوتاه ولی مفیدی برای یادگیری دانشجویان است.
 
 
 
در اینجا مطالب کلی بیان شد.
دوستان عزیز تجارب و مشکلاتی که در ارتباط با پایان نامه خود داشتید را در قالب نظرات ارائه نمایید...


 


 

۹۴/۰۹/۰۹

نظرات  (۱۵)

سلام خانم رجبی
کلا کار و شان و شوکت ما زیر سئوال رفته است.
کاش دقیق تر نقد و نظر و تجربه زیسته خودتونا از منظر دانشجو می نوشتید تا منم نظر بدم شاید جمع نظر من به عنوان استاد با نظر شما به عنوان دانشجو به بعدیا در طی مسیر کمک می کرد
سلام استاد. ممنون از اینکه همچنان زودتر از همگان،مطلب را خواندید.
مطلب کلی نوشته شد تا دوستان خود از فراز و نشیب های کار خود بگویند. تجربه زیسته من در ارتباط با پایان نامه به لطف خدا چالش برانگیز و خسته کننده نبود. چشم. تجارب خود را در نظرات ارائه خواهم داد.
سهم دانشجو، استاد و سیستم اموزشی در به سرانجام رساندن یک پایان نامه خوب و به موقع متفاوت است و بدیهی است که بیشترین سهم بر عهده دانشجو است، اگر در این متن بیشتر به نقش اساتید پرداخته شد، به منزله نادیده گرفتن نقش دانشجو نیست و به هر حال نویسنده  دانشجو است نه استاد!

" با نگاه خوش‌بینانه، ده درصد پایان‌نامه‌های دکتری به درد مسائل کشور میخورد. پایان‌نامه‌ی دکتری یک ذخیره است، یک گنج است؛ پایان‌نامه‌های دانشجویان واقعاً یک گنجینه و یک ذخیره است برای کشور. موضوع این پایان‌نامه چه باشد که برای کشور مفید باشد؟ مقام معظم رهبری. 20/8/94"
در اینکه دانشجو به پایان نامه اش به عنوان یک ذخیره و گنج نگاه نمی کند و تلاشی شایسته برای کشف این گنج ندارد، ما داشجو ها مقصر هستیم. اما در انتخاب موضوع تا این پایان نامه را به یک گنج تبدیل کند، استاد نقش مهمی دارد.
و برخی دیگر از تجربیات من:
جلسات حضوری و چکش کاری کار با استاد راهنما ( آقای دکتر نوروزی) در ابتدای کار و وقت گذاری استاد برای این کار( غیر از سوالاتی که از طریق ایمیل جواب می دادند)، پیشنهاد استاد برای تغییر ساختار کار و معرفی کتبی برای ایده گرفتن از آن، ابلاغ زمان بندی مشخص برای اتمام فصول پایان نامه، نوشتن یک مقاله در مورد موضوع پایان نامه قبل کار، همگی ازهدایتهای  مثبت استاد راهنما در جهت بهتر شدن کار بود.
 
و ای کاش برای دانشجویان ارشد هم مکان مناسب  و ثابتی در دانشکده برای جلسات دفاع بود که هم شان و شوکت اساتید حفظ شود و هم در جهت احترام به ارزش علم باشد. البته رعایت سادگی برگزاری جلسات دفاع، منافاتی با حفظ احترام استاد و ارزش علم ندارد. این قضیه در دانشکده به گونه ای بود که مثلا در روز دفاع به علت همزمانی چند دفاع، امکانات اولیه مثل میز کوچک پذیرایی هم در دانشکده فراهم نبود، به طوریکه بنده  مجبور شدم از منزل میز بیاورم! و وقتی به مسئول مربوطه این نکته را گوشزد میکنیم، توصیه به سادگی می شود! و البته فهم چگونگی تلفیق  رعایت سادگی با حفظ شأن استاد و علم هم خود مساله ای است...



و روش تحقیق در پایان نامه که خود حدیث مفصل است...
ببخشید که نظراتم زیاد شد
سلام خون سردی خود را حفظ کنید! نه سخت است و نه نشدنی حتی اگر بین رشته ای باشد...
از پایان نامه(آغازنامه!) بیش از واحدهای درسی لذت میبریم اما همیشه برایش ناله سر می دهیم. تا کمی کار سخت میشود، میگوییم: استادان وقت نگذاشته اند، گروه نگذاشته ما کار مفید بکنیم، تطابق و نگاهداشت خاطر استادان سخت بوده، موضوع نامحدود و حجم کار زیاد بوده و... غافل از اینکه مسؤول کوتاهیها در پایان نامه دانشجوست.
*
پایان نامه شیرین ترین و سرنوشت سازترین بخش از روند تحصیلی ماست خصوصاً در مقطع دکتری. شیرینی که هر چه بگذرد بیشتر درک میشود. اما همین شیرین ترین، ممکن است در اوایل کار و خصوصاً در مقطع ارشد، بشود استرسزاترین.
*
کمک و نظارت دلسوزانه بر انتخاب موضوع، پروپوزال نویسی و ساختاربندی محتوا، معرفی منابع و مقالات، ترغیب به خوداتکایی حتی در مسائل کوچک کار، استفاده از شیوه های قهری برای حفظ و تداوم روند صحیح کار، نظارت و راهنمایی مفید و نه مستقیم در نوشتن مقالات و... الطافی است که اکثرش مازاد بر وظیفه شامل حالمان میشود و سپاس.
*
در مورد مکان دفاع، بدلیل سختگیری گروه بر اینکه حتماً دو هفته یا ده روز قبل از دفاع تمامی کارها باید انجام شود، همه چیز منظم و دقیق برایم پیش رفت. البته بعضی جلسات دفاع بدلیل اینکه دانشجوها بیشتر به اصل توجه دارند و برای رزرو مکان اقدام نمیکنند، در دانشکده ما نیز در کلاسها برگزار میشود که خوشبختانه انباری پر از میز و صندلی خوب سراغ داریم میرویم از آنجا می آوریم. اگر هم نبود، استادان با آنکه همیشه جایگاهشان در خاطرمان رفیع است، ردیف اول کلاس مینشینند.
----------------
پرگویی بنده را ببخشید
سلام اوه چه خبره اینجا
اینکه من زودتر دیدم خوب یعنی بیکارتر از همه ام
بقیه کار دارن مثلا دانشجو هستند و این خیلی مهمه
انتظار داشتم دقیق تر فرایند نقد بشه و نکات منفی هم گفته بشه از اغاز انتخاب استاد راهنما تا انتهای دفاع
یه جور دیگه بگم دنبال نکات مهمتری بودم
سلام استاد
لازمه این نگاه این است که کلی تر و با نگاهی به روند کار خود و سایرین و مشکلات مختلفی که دیده ایم و بوده، صحبت شود. شاید آنوقت بشود نقد به عملکرد دانشجو و استاد در مراحل مختلف را تبیین کرد.
اجازه هست؟
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۲:۰۷ منیر عابدی
سلام.
برای من نوشتن و دفاع از پایان نامه ارشد خیلی تجربه خوبی بود. ولی متاسفانه در دوره دکتری، قصه پر غصه ای شده است!!!
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۲:۱۵ منیر عابدی
ببخشید... دانشجویی هم که کارش مانده و استاد راهنمایش از او راضی نیست هم اجازه نقد دارد آیا؟؟؟!!!
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۴۷ منیر عابدی

کاملا مرتبط با این پست:


کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش

و بی خیال نشستن 

و گوش دادن به

صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور

(سهراب سپهری)

سلام.
خانم رجبی به نظر من هم خیلی کلی گفته بودید و من تجربه زیسته برداشت نکردم. و متاسفانه نتونستم از تجاربتان توضه راهی بردارم، البته به جز میز که باید از حالا برم توی فکرش.
اگه مفصل تر بگید ممنونم. برای تحقق حرف رهبری و با توجه به کار خودتون چه کارهایی باید انجام بشه و چه کارهایی نباید اجام بشه. هم رو به استاد و هم دانشجو و هم دانشکده.
من خیلی موافقم ما باید دانش جو باشیم. و بسیار فاصله است بین عملکرد ما و دانشجویی . ولی رو با اساتید هم ، فکر میکنم جای تامل داره. وقتی تجربه کار دوستانم را در دانشگاههای خارج از کشور را میشنوم و اینکه چقدر رابطه استاد و شاگرد پویاست، اساتید پایان نامه ها را کار خود دانسته و یا همه توان وارد میشوند، خیلی برای ایران اسلامی مون افسوس میخورم. واژه استاد واژه خیلی محترمیه و در خودش معانی سرشاری داره.

سلام
به جای نق زدن کار کنید
همه نظر بدن
منظورتون از اینکه استادا با همه توان بیان یعنی ما با همه توان نیامدیم؟؟؟!
سلام. حرفم کلی بود رو به اساتید گروه. وقتی تمرکز و وقت یه استاد برای درس و دانشجو زیاد نبوده و طبیعتا دانشگاه در اولویتهای اولیه او نباشد،فکر کنم منطقی است که بگوییم استاد با همه توان وارد نشده است.
سلام و ضمن تسلیت اربیعن امام حسین علیه السلام و یارانشان.
نکات و نقدهایم بسیار کلی است. به نوعی آسیب شناسی شاید:
1:در مرحله انتخاب استاد راهنما و مشاور:
الف: ممکن است بخاطر علقه ای که به استادی خاص داریم بعنوان راهنما انتخابش کنیم. اینجاست که اگر علایق و موضوع دلخواهمان با او یکی نباشد، تنها دو راه داریم اول اینکه موضوع و زمینه ای که او میخواهد کار کنیم. دوم اینکه موضوع مورد علاقه خود را انتخاب کنیم. در حالت اول بدون انگیزه کاری اجباری و فاقد روح و پویا میکنیم و در حالت دوم در بعضی موارد از راهنمایی استاد محروم میشویم.
ب: اگر دو استاد دارای همگرایی فکری انتخاب نشود، مطمئناً دچار مشکل میشویم.
ج: گاهی هم چون دیر اقدام به انتخاب استاد میکنیم...
د: سعی کنیم اگر موضوع خاصی در نظر داریم سراغ غیر متخصص آن نرویم. سراغ دلسوزترین شخص برای طی شدن راه درست و علمی کار برویم. کسانی که غیرمستقیم کار را راهنمایی میکنند اما وقت میگذارند.
2: انتخاب موضوع:
الف: اگر مشکلاتی که قبلاً ذکر شد نباشد؛ تنها باید خواند و گشت تا موضوع را انتخاب کرد. موضوعی که علاقه داریم و میتوانیم درست و صحیح به آن بپردازیم. همچنین باری از دوش جامعه برمیدارد و دارای نوآوری است. برای اینکه در تصویب موضوع مشکلی نباشد، بهتر است همان ابتدا کاری تحقیقی و علمی همراه پیشنهادمان بکنیم کاری که توان ما را جهت پرداختن به موضوع به اثبات میرساند. آنوقت دیگر نیازی به چانه زنی نیست.
ب: اگر استادان درست انتخاب نشده باشند، تنها باید تدبیر کرد و تدبیر یا بر خوداتکایی صرف دلالت دارد یا بر سر تسلیم فرود آوردن بر خواهش استادان و یا بر تنها به حرف یکی گوش دادن.
ج: گاهی گروهها در تصویب سخت میگیرند. که مورد الف مؤثر است مگر اینکه مشکل...
3: پروپوزال:
الف: زیاد پروپوزال ببینیم. پروپوزالهایی که در زمینه کاری ماست و چه بهتر که از پیشینه های کار ما باشد. اگر از این غفلت کنیم کار علمی نمیشود. همچنی فصلهای اول پایاننامه و قسمتی از فصل دوم کمک بزرگی به الگوگیری ما میکند.
ب: اگر اصلاحیه خورد یا رد شد، خون سرد باشید! شد که شد بدرک... دوباره با رفع نواقص میدیم بره.
ج: به توصیه های احتمالی استادان گوش فرادهیم اگر توصیه ای نبود خودمان که هستیم.
د: بعضی موضوعات کیفی-کمی اند. لازم است تمامی بخشهای پروپوزال در آن کامل شود اما بعضی موضوعات تنها کیفی است. در آنها هم عقیده ها متفاوت است: عده ای از استادان توصیه میکنند که زیاد بر قسمتهای نمونه و امار تکیه نکنید و عده ای هم میگویند: بدون شک شما در کیفی ترین کار هم با متغییرهایی مواجهید. پس تمامی قسمتها باید کامل شود. تصمیم با خود شماست.(دومی رو بیشتر میپسندم)
4: کار اصلی:
الف: اول تمامی وجوه کار را مطالعه کنیم. برعکس پروپوزال، زیاد بر ساختار کار اشخاص دیگر تکیه نکنیم. فقط نگاهی کلی کافیست. هر کاری ساختار خودش را میطلبد. کمی، کیفی و... فرق دارد.
ب: در ملاقات با استادان راهنما و مشاور حرص نخورید! لبخند بزنید و نشان دهید که کار پیش رفته. هر چه گفتند بنویسید، بگویید چشم. خودتان تصمیم گیرنده اید. اما لجبازی خوب نیست خدا لجبازان را دوست ندارد...
ج: مطالعه و برنامه ریزی و نوشتن نباشد نمیشود. سردرگمی تنها بخاطر کوتاهی در همینها است. بقیه دلایل ما برای سردرگمی، توجیه است.
5: دفاع
الف: خیلی آرام و با آرامش خاطر کلیات کار را پاورپوینت کرده و از رویش چندبار تمرین کنید تا خدای ناکرده وقتتان کم و زیاد نشود.
ب: برای تعیین استاد داور و دادن پایان نامه به آنها حداقل 10 روز قبل از دفاع اقدام کنید. همچنین سعی کنید کسانی که مربوط به موضوعتان هستند را انتخاب کنید و مطمئن باشید که میخوانند وگرنه سر جلسه مثل بعضی دوستان بنده حرص میخورید.
ج: لبخند و شوخی سر جلسه باشد. زیاد نبحثید. قبول کنید که کارتان ضعفهایی دارد.
د: شب بعد از دفاع به چیزهای خوب فکر کنید. شام سبک خورده زود بخوابید تا افسردگی نگیرید.
ه: بعد از دفاع اگر افسردگی نگیرید، لابد بیخیال میشوید. برای خودتان برنامه ریزی کنید تا پایان نامه آغازنامه تان بشود.
6: ارشد را تمیرین بدانیم تا اشتباهاتمان ناامیدمان نکند. فراموش نکنیم که ما تجربه زیادی نداریم. از تجربه ها و اشتباهات ارشد میشود بعدها استفاده های زیادی کرد.
من واقعاً نمیخوام طولانی بشه... چرا نمیشه؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی