با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

جمعی از دانشجویان فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه اصفهان

با فلسفه تا تربیت

«با دانشجو فراتر از درس کار کنید. با او ارتباط برقرار کنید؛ او را وادار به کار کنید و زمینه‌های تحقیقی را با او در میان بگذارید. مذاکره علمی بین استاد و دانشجو مطلب بسیار مهمّی است.» مقام معظم رهبری۱۳۸۱/۰۸/۲۲


قراری است بین اساتید و دانشجویان.
اینجا،محلی برای تفکر،تحقیق وتبادل نظرآزاد.
از ابتدای فلسفه تا اوج تربیت.
قرار ما اینجاست...

آخرین نظرات

برنامه گروه در سه شنبه 30 تیر

يكشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۵۸ ب.ظ


سلام دوستان.

با عرض قبولی طاعات و تبریک عید، برنامه این هفته را به اطلاع می رساند:


1- تاریخ فلسفه غرب: فلسفه ارسطو

2- مروری بر علوم شناختی (فلسفه ذهن، هوش مصنوعی،آگاهی ، ادراک و ...)


-  در این هفته کتاب اخلاق نیکوماخوس و سیاست ارسطو بر اساس تقسیم بندی صورت گرفته بین دوستان،ارائه می گردد.

- همه دوستان جهت آشنا شدن با موضوع علوم شناختی و گستره آن، حداقل یک مقاله در این موضوع  مطالعه نمایند.(بر اساس مقالات پیوست در مطلب قبل)

-  جلسه ساعت 7.30 در مرکز مهرآفرین. دوستان حتما سر موعد حضور یابند.


۹۴/۰۴/۲۸

نظرات  (۷)

در راستای افزایش انگیزه های ارسطو خوانی...

آیت الله جوادی آملی در مقاله «از فلسفه ارسطویی تا فلسفه اسلامی» :
« تلقیب ارسطو به «معلم اول» بدون منازع بود و امیدآنکه اگر راقم سطور او را دروازه بزرگ آتن بداند  و بر جمله معروف «آتن مدینه الحکماء» چنین بیفزاید که «و ارسطو بابها» (هر چند شکوه افلاطون همچنان محفوظ است)،مورد قبول واقع شود.»
البته هر چند که دیگر کسی به شهر علم از درش وارد نمی شود، از راههای میانبر مثل پنجره، دیوار و پشت بام همسایه و ...خیلی راحت تر می توان وارد شد!
...................................
در مورد علوم شناختی، سئوالی که جلسه قبل مطرح شد، برای من همچنان باقیست:
چرا بعد از گذر از دوره تجربه گرایی در علم و انتقادات شدیدی که در پی داشت، دوباره بشر مشتاق شده است به پدیده ذهن نگاه فیزیکی داشته باشد و کارکردش را در ارتباط با مغز تبیین کند. یا نگاهی که در علوم شناختی مطرح است متفاوت می باشد و یا واقعا بشر سرگشته شده است و نمی داند چه می کند!

اینکه به جای ورود از در از پنجره و دیوار میان مربوط به ساختارای که ایجاد شده و ادمایی که جایگاه گرفتن هر ساختار اقتضائات خودشا داره و ادما معمولا خودشونا بازتولید میکنن. به نظرم دانشگاه و مدرسه و سایر نهادهای مدعی علم و علم اموزی تهی از ارزش گذاری واقعی برای علم و فعالیت علمی هستند لذا این اتفاقات طبیعیه هر چند به نظر میرسه با سرعتی متفاوته البته منتظر بازسازی هایی هستیم و این قطعا اتفاق خواهد افتاد. در مورد سئوالاتون نظر من وجود رویکرد تجربه گرایان هست اما نگاه معنا گرایان هم وجود داره که این مهم تو مقالات فارسی و انگلیسی وجود داره البته طبیعیه فضا این نگاه در علم تکنولوژیک غربی هست و بروز و ظهور یافته لذا طبیعیه نگاه تجربه گرایان حاکم باشه
سلام استاد.تشکر از توضیحات.
این موضوع خیلی بحث برانگیزه و باید جدا بهش پرداخت و موافق نبودم که اتفاقات را طبیعی و تنها نتیجه ساختار موجود بدونیم...

در مورد رویکرد تجربه گرایی، برداشت من این بود که الان اندیشه غالب نیست و آزمون خودش را پس داده. اگر این رویکرد نسبت به معنا گرایی و ... همچنان غالب هست که اصل سوال من بی مورده.
سلام ببینید تو اتفاقات دو چیز بیشتر وجود نداره یکی ساختاره و یکی ادمای موجود در اون ساختار سهم نمیشه داد اما یادتون باشه اون ادم همشون از یه ساختار گذر کردن نمیشه گفت خوب بودند بد شدند پس خوشمون بیاد یا بدمون باید بپذیریم ایراد اصلی در ساختاره البته ادما هم مشکلات خاص خودشونا دارن اما ساختار موجود چنین وضعیا تقویت میکنه یعنی ادما منافق دزد ظاهرساز بر ادمای صادق ترجیح داده می شوند چنین وضعیتی متاسفانه هست کسی هم نمی تونه منکر بشه حقیقتی که هست.
در مورد نگاه گفتم تو این قضیه نگاه معناگرایانه تر هست مثل پیوندگرایی و نگاه تجربه گرایانه تر هم هست مثل نشانه گرایی
اما در مجموع صرف نظر از نقد و بررسی نگاه های متمایل به تجربه گرایی تو فضای فلسفه علم، تکنولوژی و علم موجود جهتگیری خاص خودشا داره پس نمی تونیم منکر بعضی از واقعیت بشیم حتی بحث معناداری و معناگرایی اونا با انچه مورد نظر ماست زمین تا اسمون فرقه به قول شاعر میان ماه من تا ماه گرون تفاوت از زمین تا اسمان است لذا همینه با این همه اونا هم تو این قضیه نگاه معناگرایانه یا انسانی تر (در مقابل طبیعیتر) را مطرح کردند آیا معنا از نگاه ما انسانی تره ؟
سلام و اعیاد مبارک.
اگه درست فهمیده باشم، واژه جایگاه در حرفهای استاد همون قدرت در نظرات فوکو است.عاملی که پارادایم ایجتاد میکنه. جایگاه و در واقع آدمای نوی جایگاهه، که مدام خودشون را باز تولید میکنند،و پارادایم ایجاد شده همون ساختاریه که بقیه محکومند توش نفس بکشند.
اینکه آدما در نهایت تحت یک پارادایم یا ساختار فکر کرده و عمل میکنند به نظرم به ذات اجتماعی آدم بر میگرده، و همین خصوصیته که  مفهوم ،هویت جمعی،ملت و روز تغابن در قران را تشکیل میده .
ساختار به خودی خود بد نیست،بلکه حتی لازمه.نهایت کمال آدم در یک جامعه با قوانین و نظم و ساختار خاص خودش شکل میگیره،چراکه رد این فضا اون مجبوره با ریا، تظاهر و نفاق در گیر بشه و رشد کته.وگرنه در سیزده سال حصور رسول الله در مکه،که فضا ساختار کمتری داشت، آدمها از روی اعتقاد و جهادی کار میکردند، خوب بودن زیاد سخت نبود.
ولی در مدینه بود که ربزش ها و رویش ها به وجود اومد.

همونجور که استاد گفته بودند، واقعا تفاوت از زمین تا آسمونه.
پیوند گرا ها صرفا به خاطر اینکه پردازش اطلاعات مغز را از حالت سری به حال موازی نغییر دادند  و توانستند کارهای روزمره بیشترری را شبیه سازی کنند، خود را معنا گرا تر و یا انسانی تر داتستند.ولی باز هم به نظر من نگاه هر دو به فهم انسان، اتمی است. و پیوند گرایی هم به شدت تجربه گرا است؛فقط در نغییر از سری به موازی پیچیدگی بیشتری را لحاظ کرده.وگرنه مینتی فکری همونه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی